تبليغاتX
روان شناسی و مشاوره

روان شناسی و مشاوره

ترنم زندگی

15روش آسان برای آنكه عصبانیت یادتان برود



برترین ها:  اكثر اوقات مشكلاتی كه آزارمان می‌دهند آنقدر پیچیده هستند كه پیدا كردن آن‌ها خود به یك مشكل تبدیل می‌شود، اگر در مورد شما هم اینطور است سعی كنید مشكلات را ریشه‌ای بررسی كنید و هر تكه از پازل را كه پیدا می‌كنید آن را یادداشت كنید تا حداقل مغزتان از شر حفظ كردن آن‌ها خلاص شود، بعد وقتی تعداد قطعات كافی از پازل را پیدا كردید سعی كنید آن‌ها را طوری كنار هم بچینید كه بتوانید كل پازل را ببینید. وقتی پازل را پیدا كردید، باید برای آن راه‌حل پیدا كنید اگر  بتوانید یك راه‌حل سریع پیدا كنید خیلی خوب است اما اگر نتوانستید، باز فرایند پیدا كردن قطعات پازل و چسباندن آن‌ها به یكدیگر را ادامه دهید تا این‌كه بتوانید به یك راه‌حل قابل قبول دست پیدا كنید، ممكن است این شیوه رسیدن به آرامش فرایندی طولانی باشد از این‌رو بهتر است نكات زیر را حین آن به یاد داشته باشید.



  1.    فورا خودتان را مشغول  كاری كنید كه همه یا بخشی از مغزتان را درگیر می‌كند. تمیزكاری یك نمونه بسیار عالی است یا حتی غرق كردن خودتان در كارهای دفتری، هر كاردستی و مكانیكی برای این منظور خوب است؛ وقتی كارتان تمام شد خواهید دید كه عصبانیت‌تان برطرف شده است.
  2.     به خرید نروید، وقتی عصبانی هستید بیشتر خرج می‌كنید و چیزهایی می‌خرید كه در حالت عادی نخواهید خرید، خرید كردن هم مثل خوردن و آشامیدن یك مكانیسم برای كنار آمدن با مشكل است، فراری موقتی كه اما در درازمدت حال‌تان را بدتر هم می‌كند.
  3.     با دوست، خواهر و برادر و... تماس بگیرید، هركسی كه به او اعتماد دارید و می‌توانید در مورد مشكلات‌تان با او حرف بزنید؛ همراه با او به یك كافه یا پیاده‌روی بروید.
  4.    سعی كنید به موسیقی گوش دهید كه واقعا از آن لذت می‌برید، به‌خصوص اگر آن موسیقی شاد باشد.
  5.    موقعیت را تغییر بدهید، بیرون بروید، برای پیاده‌روی یا رانندگی، هرچیزی كه شما را از آن موقعیت بیرون ببرد، این باعث می‌شود از كوره در نروید.
  6.     اگر از فرد خاصی ناراحت هستید،  سعی كنید دیدگاه طرف‌مقابل را نیز در نظر بگیرید هر رابطه‌ای كه با او داشته باشید مطمئنا ارزشش را دارد كه آن را به‌خاطر عصبانیت‌تان به خطر نیندازید.
  7.    یادتان باشد همه چیز به رویكرد و نگرش شما بستگی دارد، رویكردتان را تغییر داده و مطمئن باشید روزتان تغییر خواهد كرد.
  8.    یك تا 2 دقیقه ورزش كنید، مثل شنای سوئدی یا دویدن ساده، ترشح آدرنالین حال‌تان را بهتر خواهد كرد.
  9.    از خودتان سوال كنید: آیا همه​چیز واقعا اینقدر بد است؟ اگر اینطور است برای بیرون آمدن از آن وضعیت چه می‌توانید بكنید؟ سعی كنید بفهمید چه چیزی اذیت‌تان كرده است و ببینید برای آن، چه می‌توانید بكنید. پیدا كردن یك راه‌حل باعث می‌شود، احساس بهتری پیدا كرده و حتی اگر نتوانید آن را همان لحظه عملی كنید.
  10.    برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌تان را تماشا كرده، این باعث می‌شود اتفاقاتی كه افتاده را فراموش كنید.


  11.     سعی كنید هرازگاهی پاداشی به خودتان بدهید تا عصبانیت و خستگی‌های معمول‌تان را فراموش كنید.
  12.    كمی تمرینات حركات كششی ذهن و جسم(یوگا) انجام دهید، پس از انجام تمرینات  ذهن‌تان خیلی آرام‌تر خواهد شد.
  13.    سعی كنید یك كار خلاقانه انجام دهید.
  14.    درك كنید كه با خراب كردن آن لحظات از زندگی‌تان با انرژی منفی، یك شكست‌خورده واقعی هستید.
  15.    كمی شكلات تلخ بخورید البته زیاده‌روی نكنید، از نظر پزشكی ثابت شده كمی شكلات تلخ یك داروی ضدافسردگی طبیعی است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 1:20  توسط رضا  | 

راههای تقویت اعتماد به نفس در کودکان و نوجوانان

۱. در برخورد با فرزندان سعی کنید توانمندیهای آنان را مدنظر قرار دهید، نه ضعفها و

ناتواناییهایشان را. والدین بایستی با دید مثبت به فرزندانشان نگاه کنند چون اگر نگرش آنها

آکنده از ضعف و بدبینی و ناامیدی باشد بدون شک در کودکانشان حالاتی نظیر  گوشه گیری،

 درون گرایی، حقارت و کم رویی بوجود می آید. در محیط مدرسه هم به جای پرداختن به نقاط

 ضعف دانش آموزان باید به تقویت جنبه های مثبت آنها پرداخته و از تحقیر و توبیخ آنها در حضور

 دیگران خودداری کرد. 

۲. در پذیرش و ابراز محبت به فرزندان به جنسیت انها توجه نکنید. اگر والدین در محبت و پذیرش

 فرزندان به جنسیت آنها توجه کنند، نهال ضعف، حقارت، کم رویی و سرخوردگی را در وجود آنها

 خواهند کاشت.

۳. به فرزندانتان فرصت دهید تا با استقلال و آزادی کنترل شده تجارب خوشایندی را کسب کنند .

توجه به این اصل مهم در آموزش و پرورش منجر خواهد شد تا شرایط برای به فعلیت رساندن

استعدادهای بالقوه مهیا شده و نیروی ابتکار و خلاقیت آنان رشد کند.

۴. زمینه را برای کسب موفقیت و پیروزی فرزندانتان در ابعاد مختلف فراهم کنید. زیرا اینکار باعث

بوجود آمدن اعتماد به نفس در فرزندتان بخصوص در ایام بلوغ می شود.

۵. قدرت تحمل فرزندان را برای مواجه شدن با مشکلات و ناکامیهای اجتماعی افزایش دهید.

۶. انتظارات خود را با تواناییهای فرزندان منطبق کنید.

۷. از مقایسه فرزندان با یکدیگر بپرهیزید. رفتار فرزند را با رفتارهای قبلی خودش مقایسه کنید.

۸. به تقویت مهارتهای اجتماعی فرزندان اقدام کنید. توانایی برقراری ارتباط صحیح و مثبت با

دیگران از شاخصهای وجود اعتماد به نفس و ارزش اجتماعی است.

۹. از ابراز محبت افراطی به فرزندان خودداری کنید.

۱۰. از تنبیه کردن بی رویه فرزندان به طور جدی پرهیز کنید.

۱۱. کودکان و نوجوانان را با الگوهای رفتاری مطلوب آشنا کنید. بطور مثال آنها را با زندگی

انسانهای بزرگ تاریخ که نمونه عزت نفس و اعتماد به نفس بوده اند آشنا کنید. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 20:51  توسط رضا  | 

پنج زبان عشق کودکان


برای اینکه کودک ما، عشقمان را احساس کند، ما باید صحبت کردن به زبان عشق خاص او را
بیاموزیم. هر کودکی راه بخصوصی برای دریافت عشق دارد. اساسا پنج راه هست که کودکان
( و در واقع همه مردم ) عشق عاطفی را می فهمند و به زبان آن صحبت می کنند:
تماس فیزیکی، کلام تایید آمیز، وقت گذاشتن برای یکدیگر، هدیه دادن، و خدمت کردن به یکدیگر.
تماس فیزیکی آسانترین زبان عشق برای استفاده همیشگی و بی قید و شرط است. والدین
همیشه این فرصت را دارند تا با نوازش کودکانشان پیام عشق خود را به آنان برسانند.
نوزادانی که والدینشان آنها را در آغوش می گیرند و می بوسند و نوازش می کنند در آینده زندگی
عاطفی سالم تری نسبت به نوزادانی خواهند داشت که مدت زمانی طولانی از تماس فیزیکی
محروم مانده اند.
زبان دوم عشق کلام تایید آمیز است. برخی از کودکان هنگامی که مورد تایید و تمجید واقع
می شوند بیشترین محبت را احساس می کنند. والدینی که با دلسوزی تمام می خواهند
فرزندانشان را راهنمایی کنند باید به دقت به علایق و استعدادهای فرزند خود توجه کرده و به
به طور شفاهی او را تشویق و هدایت کنند. از فعالیتهای آموزشی و تحصیلی گرفته تا آداب
ساده معاشرت و نیز هنر پیچیده ارتباط شخصی با دیگران. والدین باید با کلام مثبت و راهنمایی
فرزندان خود، مهر و محبت خویش را به آنها نشان دهند.
وقت گذاشتن برای یکدیگر یعنی توجه کامل و متمرکز. یعنی اینکه شما تمام توجهتان را روی
کودک متمرکز کنید. بسیاری از کودکان خواهان توجه کامل والدینشان هستند. در واقع بسیاری
از رفتارهای ناهنجار دوران کودکی با هدف وقت گذراندن بیشتر با پدر و مادر صورت می گیرند.
اگر شما چند بچه دارید باید راهی پیدا کنید تا با هر یک از آنها تنها وقت بگذارید.
دادن و گرفتن هدیه به عنوان راهی برای ابراز عشق، یک پدیده جهانی است. هدیه واقعی
پاداش خدمات ارائه شده نیست، بلکه ابراز عشق به آن شخص است و به صورت آزادانه و
داوطلبانه اعطا می شود. مخزن عشق این کودکان باید مدام پر نگه داشته شود. آنها بدون این
امر نمی توانند بخوبی رشد کنند.
روزی که شما فهمیدید به زودی بچه دار می شوید، در واقع برای خدمت تمام وقت و شبانه
روزی ثبت نام کرده اید. از آنجا که کودکان به پدر و مادری احتیاج دارند که الگوی متعادلی را برای
زندگی آنها ارائه کنند، وقت گذاشتن برای بهبود زندگی زناشویی تان یک بخش اساسی انجام
وظایفتان به عنوان یک پدر یا مادر خوب است. خدمت کردن شما می تواند الگوی فرزندتان برای
احساس مسئولیت و انجام خدمت شود. این امر به کودکان کمک می کند تا از خود محوری
دست بردارند و به کمک دیگران بشتابند، و این هدف نهایی ما والدین است.
ما باید به آنها کمک کنیم تا مهارت های خودشان را پرورش دهند، علایق خودشان را دنبال کنند،
و با استفاده از عطایایی که خداوند در وجود آنها به ودیعه نهاده، به عالی ترین حد توانایی خود
نایل شوند و از طریق خدمات خود بتوانند به دیگران عشق بورزند.

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 23:53  توسط رضا  | 

زن کامل

1. شوهر خود را همانطور که هست قبول کنید و سعی در تغییر دادن او نداشته باشید.

این نوع پذیرش کامل و همه جانبه وی را متقاعد می کند که دوستش دارید.

۲. سعی کنید همیشه حرفهای امیدوار کننده بزنید. اقدامات شوهرتان را تایید و تحسین کنید.

۳. به شیوه زندگی او عادت کنید. دوستانش، غذایش و سبک زندگیش را همچون خود بدانید.

۴. از تمامی کارهایی که شوهرتان برایتان انجام می دهد قدردانی کنید. با رفتار، اعمال و کلمات

خود به او توجه کنید.

۵. خانه را تبدیل به پناهگاهی برای او کنید.

۶. همیشه به محاسنش فکر کنید نه معایبش.

۷. غر زدن برای چیزهای بی اهمیت او را از محیط خانه بیزار می کند.

۸. چنانچه یک زن و مرد، روابط زناشویی واقعا خوبی داشته باشند، تلاش بیشتری برای حل

مشکلاتشان می کنند و زندگیشان دوام بیشتری خواهد داشت.

۹. یک زن باید شوهرش را پیوسته و بدون قید و شرط دوست بدارد.

۱۰. یک  مرد نیاز به زنی دارد که با او همدرد و همدل باشد.

۱۱. نسبت به شوهرتان شنونده خوبی باشید.

۱۲. او را نصیحت نکنید.

۱۳. از شوهرتان خرده نگیرید و تحقیرش نکنید.

۱۴. نسبت به حالات روحی شوهرتان حساس باشید.

۱۵. اجازه ندهید ریشه های تلخکامی در وجودتان قوت بگیرید، بلکه بجای آن هر روز مشکلاتتان

را حل کنید.

۱۶. بخشش داشته باشید و ناراحتیها را فراموش کنید.

۱۷. نسبت به شوهرتان شکیبا و بردبار باشید.

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 23:20  توسط رضا  | 

آقایونی که تازه دامادن حتما بخونند!!!

وایل که عقدکرده اید، ممکن است زیاد دلخوری پیش بیاید. این که شما یک چیز می گویید و
همسرتان چیز دیگری برداشت می کند، یا این که شما چیزی را در رفتار او نمی
پسندید و می خواهید تغییر دهید، اما همسرتان مقاومت می کند یا حتی مشکل
بزرگی که بیشتر مردها با آن مواجه اند؛ خانم تان حساس است، به خانواده اش
وابستگی دارد، زود زیر گریه می زند یا عصبانی می شود! خب قبل از هر چیز
باید بگوییم نگذارید این ها دلسردتان کند. به دست آوردن دل زن ها قلق دارد
که آنها را یادتان می دهیم!
یک جوالدوز به خودتان
قبل از هر چیز این فکر را از سرتان بیرون کنید که همه مشکلات از حساسیت زیاد
همسرتان آب می‌خورد؛ گاهی هم بی‌توجهی شما به حساسیت‌ها اوضاع را پیچیده‌تر
از همیشه می‌کند. چطور؟ مثلا این که خانواده همسرتان روی زمان بندی کارها
حساس اند. قرار است با همسر عقد کرده تان و خانواده اش راهی یک مهمانی
خانوادگی شوید. شما نیم ساعت دیرتر از زمان مقرر می رسید. دلیل تان هم این
است که دم آمدن، تصمیم گرفته اید دوش بگیرید و دیر شده است.
خب! چه انتظاری دارید؟ شما مسائل حساسیت زای همسرتان و خانواده او را نادیده گرفته
اید. در این نیم ساعت تاخیر همسرتان از سوی والدینش تحت فشار بوده، او
نگران است به شما برچسب بدقولی زده شود و همه این ها باعث می شود وقتی می
رسید، با اوقات تلخ او مواجه شوید!
یاد بگیرید که زندگی متاهلی یعنی احترام گذاشتن به قواعد زندگی یک فرد و خانواده دیگر. پس دیگر عادت های  مجردانه را کنار بگذارید و کمی چهارچوب پذیر باشید.
خواهرم، مادرم، دختر خاله ام، عمه ام، خواهر زاده ام… زن ها از شنیدن این کلمات،
وقتی قرار است با آنها مقایسه شوند بیزارند! به هیچ وجه برای تغییر دادن
همسرتان یا بیان نظر و عقیده خود در یک زمینه زنان فامیل تان را الگو قرار
ندهید. حتی اگر واقعا رفتارشان ارزش الگو شدن داشته باشد. چون با این کار
همسرتان را در مقام مقایسه قرار می دهید مقایسه نکنید
خواهرم، مادرم، دختر خاله ام، عمه ام، خواهر زاده ام… زن ها از شنیدن این کلمات، وقتی قرار است با آنها مقایسه شوند بیزارند!
به هیچ وجه برای تغییر دادن همسرتان یا بیان نظر و عقیده خود در یک
زمینه زنان فامیل تان را الگو قرار ندهید. حتی اگر واقعا رفتارشان ارزش
الگو شدن داشته باشد. چون با این کار همسرتان را در مقام مقایسه قرار می
دهید. مقایسه ای که تلویحا به او می گوید: «تو در حال حاضر شایسته نیستی
مگر آن که شبیه مادر یا خواهرم شوی.» قطعا چنین مساله ای موضع گیری بدی در
همسرتان ایجاد می کند. او اولا از شما فاصله می گیرد، ثانیا نسبت به فرد
الگو قرار داده شده بدبین می شود و احساس کینه می کند.
حسادت های زنانه را درک کنید
حالا که متاهل شده اید، بیشتر باید مراقب حرف‌زدن‌تان باشید. بیشتر مراقب روابط
تان باشید و اجازه ندهید که همسرتان فکر کند زنان دیگر در زندگی شما مهم
تر از او هستند. این زنان دیگر طیف گسترده ای دارد. از مادر گرفته تا همکار
و فامیل و دوست و آشنا. شاید شما در رفتار اجتماعی تان، با روی باز با
دیگران برخورد می کنید اما هر قدر خوش رو باشید، باید بدانید که در مقابل
همسرتان باید از این هم خوشروتر رفتار کنید. او را از دوستان و همکاران و
فامیل مخفی نکنید. در مجامعی که با هم حضور دارید، با افتخار او را معرفی
کنید و از صفات خوب استفاده کنید.
برای یک زن چیزی به اندازه دریافت هدیه و گل از همسرش، شادی بخش نیست. این شادی را از او دریغ نکنید.
قدر خانواده را بدانید همانطور که شما برای خانواده تان احترام قائلید، همسرتان هم نیاز دارد به خانواده اش اتکا کند. ممکن است شما با خانواده همسرتان تفاوت نظرها یا اختلاف هایی داشته باشید. نگذارید این اختلاف ها روی روابط او و خانواده اش سایه
بیندازد. خانواده ها پشتوانه های عاطفی خوبی برای شما هستند. زندگی دراز
است و این را به تجربه درک خواهید کرد!
او را تغییر ندهید
وقتی با همسرتان ازدواج کرده اید، به این معنی بوده که او را همین طور که هست
قبول دارید. پس سعی نکنید او را به چشم ملک شخصی نگاه کرده و تغییر دهید.
تغییر ظاهر و پوشش و محدودیت روابط چیزی است که بیشتر مردها در ابتدای
ازدواج از همسرشان انتظار دارند. این انتظار در حدی که به عرف مورد قبول
دختر نزدیک باشد، ایرادی ندارد اما شما نمی توانید همسرتان را با زور و
اجبار متحول کنید. یعنی از کسی که در خانواده اش حجاب را رعایت نمی کند،
بخواهید در زندگی با شما چادر سر کند. چنین درخواستی نشان می دهد که شما در
انتخاب تان اشتباه کرده اید و فاصله فرهنگی زیادی با هم دارید که برای پر
کردن آن، باید آهسته تر پیش بروید و سعی کنید در روحیات او تاثیر بگذارید و
بعد او را تشویق به اصلاح رویه اش کند. دقت کنید، اصلاح رویه همیشه چیزی
نیست که شما فکر می کنید.
مثلا درباره حجاب، تحول از فاز بی حجابی به انتخاب حجاب برتر یک تحول مثبت است که در درستی آن شکی نیست اما در مواردی که سلیقه حاکم است و درست و غلط قطعی وجود ندارد، نباید سلیقه خود را به همسرتان تحمیل کنید و سعی در تغییر او داشته باشید.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 0:47  توسط رضا  | 

روابط دوران نامزدی تان سرد شده؟این کارها را انجام دهید

زیاد شدن مدت دوران نامزدی شاید مزایای بسیاری چون شناخت كامل فرد مقابل، فرصت كافی برای تامین مخارج ازدواج یا جهیزیه و ... برای دختر و پسر داشته باشد ولی معایبی چون عادی و سرد شدن روابط، ایجاد مشكلات و اختلافات زیاد و... نیز به همراه دارد.

معمولاً افراد در دوران ابتدایی عقدشان روابطی كاملاً عاطفی و عاشقانه با یكدیگر دارند. وابستگی زیاد عاطفی،  باعث دیدارها و ملاقات های پی در پی دختر و پسر و ابراز محبت های آنها به یكدیگر می شود. اما هر چه قدر كه این دوران طولانی تر می شود روابط میان آنها سردتر و كمرنگ تر می شود. این امر در صورت تعادل كاملاً طبیعی است اما اگر بیش از حد شود یعنی طرفین كاملاً نسبت به هم سرد و بی علاقه شوند، غیرطبیعی و خطرناك می باشد.

اگر دختر و پسر به موقع متوجه سردی روابط نشده و فكری برای روند پیشرفت سردی روابطشان نكنند، یقیناً با هجوم افكاری چون از بین رفتن علاقه،  از چشم افتادن و ... به ذهنشان از تشكیل زندگی مشترك آینده بی رغبت یا منصرف شده و روز به روز بر دوری و فاصله شان افزوده می شود. به همین دلیل و برای جلوگیری از این افكار و رفتارهای مغشوش و آزاردهنده رعایت برخی اصول برای تقویت عشق و محبت میان افراد در این دوران به دوستان عزیزمان توصیه می شود.

1 - ابراز عشق و محبت به فرد مقابل

افراد باید سعی كنند در این دوران برای نزدیك تر شدن به هم و اجتناب از فاصله به انجام برخی امور و فعالیت ها كه نشان دهنده عشق و محبتشان به فرد مقابل است، اقدام نمایند.

- محبت كلامی : استفاده بیشتر از جملات تاثیر گذاری چون: عزیزم خیلی دوست دارم،  عاشقانه به تو دل بستم، زندگی من با بودن تو معنا پیدا می كند، با نامزدتان تماس بگیرید و به او بگویید فقط می خواستم صدایت را بشنوم و...

- ارسال پیامك های عاشقانه

- هدیه دادن : راه دیگر ابراز علاقه به نامزد هدیه دادن به وی است. هدیه تاثیر زیادی بر روحیه و علاقه افراد به یكدیگر می گذارد مخصوصاً اگر بدون هیچ دلیل و مناسبتی باشد.  هدیه دادن به زن ها را فراموش نکنید که تاثیر عجیبی در جلب محبت آنها خواهد داشت.

2 - انجام فعالیت های موثر

- انجام امور و فعالیت هایی كه نامزدتان به آنها علاقه بسیار دارد. مثل نامه نوشتن،  تماس گرفتن،  تفریح كردن، سفر رفتن و ... می تواند شما را به هم نزدیک تر کند و نقاط مشترک جدیدی میان تان به وجود آورد.

- زمان بیشتری برای با هم بودن و با هم سخن گفتن بگذارید.

3 - اجتناب از انجام اموری كه باعث آزار فرد مقابل می شود.

- تندخویی كردن، دروغ گفتن،  بدقولی كردن، ژولیده پولیده بودن و ... نمی تواند عاطفه میان شما را بیشتر کند.

- به بهانه صمیمی بودن یا این که طرف مقابل تا الان شما را شناخته، آداب اجتماعی، نظافت، زیبایی و صداقت را زیر پا نگذارید و خیال نکنید فرصت برای جبران زیاد است.

با رعایت این نكات شما به نامزدتان نشان می دهید که او را دوست دارید و عاشقش هستید. به او احترام می گذارید و به احساساتش توجه می کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 0:37  توسط رضا  | 

چرا زنان از رابطه جنسی خود لذت نمیبرند؟

اساس اظهارات بانوان معلوم شده که سبب سرد مزاجی کمتر از نیمی از آنان همین عامل کامروا نشدن از همبستری است .آنها به موجب نا آشنایی همسرانشان با اصول زن داری و برقراری روابط جنسی ، چـه بسا هیچ مفهومی از این روابط در ذهن نداشته باشند، بلکه آن را عملی حیوانی ، غیر بهداشتی و مشمئز کننده بدانند که جز اتلاف وقت ثمری ندارد.دکتر محمد والی پور ، متخصص روانپزشکی در این باره میگوید : اکثر مردان متاهل ، باور ندارند که از آیین همبستری اطلاعات ناقصی دارند.

وی با بیان این که خیلی از مواقع اشـکال اصلی به طرف مقابل آنها یعنی به مرد مربوط می شود که باید وظایف خود را درست اجرا کند گفت : گاهی اوقات مرد با آنکه با شیوه های روابط جنسی آشناست بر اثر فشار شهوت یا خودخواهی ، همسر خـود را در کـامـروا شـدن یـاری نـمـی کـند و پیش از ارضای او دست از عمل زناشویی می کشد. سردی جنسی خصیصه ای نیست که با انسان زاییده شود و تا دم مرگ باقی و برقرار بماند.

دکتر والی پور افزود : فردی کـه احساسات جنسی ندارد ممکن است فقط به این علت باشد که تاکنون با نوع تحریکی که در او عکس العمل به وجود می آورد، مواجه نشده است .

اگـر قدرت جنسی مرد ناکافی یا میل جنسی او کم باشد، اگر انزال زود یا بسرعت واقع شود و مـرد خـود را عـقب بکشد، آن وقت است که در زن تنفر و اکراهی در مقابل روابط جنسی به وجود می آید. یعنی یا تحریک نشده و یا محرومیتهای متوالی بتدریج سبب از بین رفتن احساس لذت و از بـیـن رفـتـن میل جنسی او می شود. در هرحال اگر به طور متوالی او را محروم نگاه دارند پس از مدتی به هیچ وجه لذت نخواهد برد .

شاید همسر ، مردی بسیار مهربان ، و زن دوست و صمیمی و صـبـور باشد. ولی از نظر عمل زناشویی هیچ توجهی به رضایت زن نداشته باشد و لذت جنسی همسر را نادیده بگیرد.

این متخصص روانپزشک افزود : سردی مزاج در زنانی دیده میشود که تمایل و هوس جنسی کم داشته و یا اصلا نداشته و از آن بهرمند نمی گردند . درصد زیادی از آنها مشکل در مسائل عاطفی دارند.

باید توجه داشت مدت زمـانـی کافی که زن برای عکس العمل جنسی لازم دارد خیلی طولانی تر است تا مرد، زیرا هم زمان بیشتری لازم است تا تحریک شود و هم زمان بیشتری طول خواهد کشید تا به اوج لذت جنسی برسد.

 

او همچنین اظهار داشت : اگر مرد روابط جـنـسـی را فقط وسیله ای برای ارضای امیال بیولوژیکی خود تصور کرده ، قبل از نزدیکی برای تحریک هـمـسـر خـود کوشش نکند یا نتواند برای مدتی نعوظ خود را نگاه دارد و زود به اوج لذت جنسی برسد، زن ممکن است کاملا تحریک نشده و قبل از اتمام عمل نزدیکی به اوج لذت جنسی نرسیده باشد . در چنین صورتی عمل مقاربت می تواند برای زن دردناک باشد و تجربه بد از رابطه جنسی در ذهن او باقی بماند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 0:32  توسط رضا  | 

3 اشتباه در برقراری رابطه + راه حل 2 مسئله

3 اشتباه در برقراری رابطه + راه حل 2 مسئله
بيشتر اوقات تصور مي كنـيم كـه ديـگران گفته هاي ما را گوش داده و متوجه مي شوند، اما عمدتا اين موضوع صــحت ندارد. اغلب شخص ديگر در حال انديشيدن به آنچيزي ايست كه...
3 اشتباه در برقراري رابطه و راه حل 2 مسئله اصلي در روابط
اشتباه بزرگ در ارتباطات
اسـرار بـرقـراري يك رابـطـه مـؤثـر چـيـست؟ چـگونـه يك زن آنچيزي را كه ميخواهد بدست مي آورد در حاليـكه شـريـك زنـدگيش را نيز به خواسته اش ميرساند؟ بگذاريد نگاهـي داشته باشيم به سه مشكل اصلي كه اكثر زوج هـا بـا آن دست به گريبان ميباشند و ببينيد چگونه ميتوان آنها را حل نمود.
اشتباه 1: ايجاد ارتباط براي زير نفوذ خود قرار دادن و زرنگي
گاهي اوقات ما يك رابطه را براي بدست آورن خواسته هايمان آغاز مي كنيم خواه طرف مـقابـل تـوانايي برآوردن آن را داشته باشد و خواه نداشته باشد. قـهـر مـي كنـيم، اخــم مي كنيم، تهديد ميـكنيم، چاپلوسي ميكنيم و آنچه در تـوان داريم براي ايجاد احساس ناراحتي در طرف مقابلمان انجام مي دهيم. اين نـوع رفـتـار، گـرچـه مـمـكن اسـت بطور موقتي مؤثر باشد، اثر بسيار ناگواري در طولاني مدت بر سلامـت رابـطه خـواهـد گذارد. آن را رها كنيد، براي خواسته و پيشنهادات نفر ديگر احترام قائل گرديد. اگر او نمي تـواند خواسته شما را برآورده كند، ببينيد ميتوانيد خودتان آن را به خود بدهيد.
اشتباه 2: ايجاد ارتباط براي فريب دادن
با اينكه نيازي به گفتن ندارد، اين يكي از خطرناكترين انواع رفتـار اسـت كـه بـسيـاري از رابطه ها را نابود مي كنـد. دروغ هـا، گـزافه گـويـي ها، بازي دادن ها و نيرنگهاي متداول همگي باعث پريشاني و رنجش ميــگردند. آنها بنيان رابطه را به لرزه درآورده و در نهايت شكافي عميق در اعتماد بوجود مي آورند. نسبت بـه خـطر آن هـوشيـار بـوده و پيش از اينكه آغاز شود متوقفش سازيد. اگر اين چيزي است كه براي شما آشنا بنظر ميـرسـد، ابتدا آنرا در رفتارهاي خودتان مورد سنجش قرار دهيد. اگر صادق و رك باشيد، ديگر مايل به پذيرش فريب ديگران نخواهيد بود. در روابط خود راستي و درستي را پيشه كنيد.
اشتباه 3: ايجاد ارتباط با پيغامهاي متناقضپـيـامـهاي متناقض -- چيزي را گفتن و چيز ديگري را انجام دادن -- يك فـرم بـسيـار رايــج فريب و نيرنگ مي بـاشد. همچنـين ايـن مـي تواند بـصورت قـول دادن لفـضي يـا عـملي و انجام ندادن آن دربيايد. پيغامهاي متناقض باعث پريشاني بسيار ميگردند. هميشه به اعمال فرد توجه نماييد. معـمولا اعمال نـسبت بـه گـفتـار هـمتـرازي بيـشتري با حقيقت دارنـد. اگـر گـفتـارشـان بـا اعـمالـشان در تناقض بود، آنچه كه گفته مي شـود را نـاديـده پـنـداريـد. درك كنيد كه شخص داراي تعارض بـوده و اجازه ندهـيـد شـمـا را نـيـز دچــار آن احساس نمايد.

راه حل هاي دو مشكل اصلي در روابط
هيچ رابطه اي بدون برقراري ارتباطات مؤثر دوام زيادي نخـواهـد آورد. مـا در سـراســر روز صحبت ميكنيم (و گوش مي دهيم )، اما تنها بخش كوچكي از ارتباط ما بصورت گفتاري رخ ميدهد. بيشتر اوقات تصور مي كنـيم كـه ديـگران گفته هاي ما را گوش داده و متوجه مي شوند، اما عمدتا اين موضوع صــحت ندارد. اغلب شخص ديگر در حال انديشيدن به آنچيزي ايست كه ميخواهد در جواب صحبتهاي شما بگويد، و نوعي خيالپردازي كه هيچ ارتباطي به موضوع مورد بحث ندارد را در ذهن خود مي پروراند. هنگاميكه نزاع ميكنيم، مي خـواهـيـم بيـش از پـيش فـهميده شويم و واژگان همانند تير به جلو و عقب به پرواز درمي آيند. در اين شرايط، تجزيه و تحليل مسئله ميتواند دور از ذهن گردد.
بنابراين اسرار ارتباط مؤثر چيست؟ بـه دو مشكل اساسي در ارتـباطـات و نحوه حل آنها توجه نماييد. بعد از اين مرحله خواهيد توانست پايه هاي بهتـرين نـوع رابـطـه اي كـه تــا بحال تصورش را ميكرديد را بنيان نهيد.
مشكل اول: مي خـواهيد حـق را بـخود داده و ثـابت كنيد كه ديگري در اشتباه است
پيش از آنكه بتوانيد يك ارتباط مؤثر را آغاز كنيد، بايد نگاهي موشكافانه بـه قصد و غرض خـود بـيندازيد. آيا براي اينكه توسط ديگران فهميده شويد ارتباط برقرار مي كـنـيـد، بـراي بدست آوردن خواسته ها، يا هدف ديگري را فرا سوي سخـنـانـي كـه در حـال بـيـان آنها هستيد دنبال ميكنيد؟ بسياري از زوج ها به مرحله اي ميرسند كه فقط ميخواهند ثابت كننده حق با آنها بوده و نـفــر ديـگر در اشـتـباه است (و هميشه اينطور بوده است). اين نـوع رابطه همانند نبرد مي ماند. اين سخنان مملو از خشـم و سـرزنش بـوده و سـبــب ميگردند نفر ديگر احساس كوچكي نـمـايـد. حرف هاي رد و بدل شده در چنين رابطه اي هرگز گوش داده نميشوند. هرچند كه آنچه با صداي واضح و بلند خوانده ميشود خشم و عدالت موجود در فراسوي مراودات است. جهت رفع اين مشـكل، تصميم بگيريد همديگر را سرزنش نكنيد و به صحبتهاي يكديـگر بـا خـلوص نـيـت گـوش دهيد. تصميم بگيريد كه درصدد ثابت كردن چيزي برنيامده و در عوض راهي براي ايجاد يك پـل بـراي درك مـتـقابل پيدا نماييد. اين تصميمات در موفقيت يك رابطه بسيار مفيد واقع خواهند شد.
مشكل دوم: قادر نيستيد به حرفهاي طرف مقابل گوش دهيد
بياد داشته باشيد كه يك ارتباط فقط از صحبت كردن تشكيل نشده بلكه شـامل شنيدن و گوش دادن به آنچه كه در حال بيان است نيز ميباشد. ما ميتوانيم كارهاي زيـادي براي آموختن هنر گوش دادن انجام دهيم، امـا بـراي آغـاز، بـسيار مـهـم اســت كه بدانيم اگر فـردي بخـواهـد نـقطه نـظرات خـود را كــنار گذاشته و حقيقتا آماده دانستن درون و افكار ديگران گردد، آنگاه از روي صداقت آنچه كـه در حال گفتن است را فقط بايد "بشنود." اين كار خيلي هم آسان نيست. بسياري از ما آنچه كه ميشنويم را بسرعت تعبير و تفسير كرده و آنرا در يك شكاف آماده قرار مي دهيم. برخي صحبتها را تحريف مي كـنند. برخي تظاهر به گوش دادن ميكنند درحاليكه سرگرم افكار خود هستند. يك راه حل بــراي ايــن مشكل آن است كه برداشت خود را از صحبتهاي ديگران بــراي آنـها تكرار نماييد. بگذاريد بدانند كه ارتباطات آنها چگونه درون ذهن شما تفسير مي گـردند. اجـازه دهـيـد ديــگران پـيغامـهاي خــود را با استنباط شما منـطق سازند. و در نهايت، راغب حقيقي شنـيـدن منظور آنها باشيد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 22:52  توسط رضا  | 

چطور با خانواده همسرم کنار بیایم؟

با این ایده ها زندگی مشترکتان را جذاب کنید !
کمتر صحبت کن و بیشتر عمل. هنگام ناراحتی زیاد سخن نگو، عمل کن چرا که به هنگام ناراحتی تعادل روحی بر هم می‌خورد و مسائلی گفته می‌شود که‌گاه مشکل را پیچیده‌تر می‌کند.

 

۱- همسرت را عوض نکن، خودت را عوض کن.

۲- همیشه درون خود را بازبینی کن و در این بازنگری‌ها منصف باش.

۳- کنترل زندگى خود را به دست بگیر و هیچگاه نسخه‌های درمانى دیگران را در زندگى پیاده نکن.

۴- هم به خوبی‌هایش فکر کن هم به بدی‌هایش و هنگام بحث هر دو را مد نظر داشته باش.

۵-خود روانپزشک خویشتن باش، با جملات نیرو بخش و درمان گر بعد از هر دلخوری به خود نیرویی تازه ببخش و بدان که این نیز بگذرد. 

۶-کمتر صحبت کن و بیشتر عمل. هنگام ناراحتی زیاد سخن نگو، عمل کن (عمل شما سکوت و آرامش در چهرهٔ شماست) چرا که به هنگام ناراحتی تعادل روحی بر هم می‌خورد و مسائلی گفته می‌شود که‌گاه مشکل را پیچیده‌تر می‌کند. 

۷- عیب‌های همسرت را دوست داشته باش.

۸- مرد‌ها همه یکسانند این یک روال جهانى است.

۹- مسائل کوچک را نادیده بگیر.

۱۰- مقایسه نکن. هیچگاه همسرت را با دیگری مقایسه نکن چرا که مرد‌ها در عین یکسان بودن هرکدام دنیایی خاص دارند.

۱۱- سعی کن اختلاف سلیقه‌هایتان به نزاع نیانجامد. این را بدان که تفاوت‌ها شکاف بوجود نمی‌آورد عدم تفاهم است که شکاف‌ها را بیشتر می‌کند. تفاوت در اصل بسیار سازنده است اگر از آن برای تعالى استفاده کنید. 

۱۲-  وقت آزاد خود را تنظیم کنید. این کار را برای همه اعضاء خانواده انجام دهید و وقتى را هم به پدر بزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها اختصاص دهید با این کار برای خود و والدینتان ارزش قائل‌ می‌شوید. 

۱۳- سعی نکن برای همه رفتارهای همسرت دلیل بیابی. چرا که خواستگاه و پرورش‌گاه هر کدام از ما برایمان رفتار‌هایی را نهادینه می‌کند. با تلاش و صبر آن دسته از رفتار هاى نادرست را که نهادینه شده از وجود هم محو کنید.

۱۴- عشق پایدار نیازمند احترام و بازگشت بعد از هر دلخوری است.

۱۵- قرار‌های دو نفره را فراموش نکنید. مانند اوائل ازدواج برای او نامه‌های عاشقانه و کوتاه بنویسید و یا با او در یک جای خاطره انگیز قرار بگذارید.

۱۶- با همسرت مثل یک دوست باش و مشکلات خود را همانند یک دوست با او حل کن.

۱۷- با عشق همسرت را رام خود کن.

۱۸- جذابیت خود را همیشه حفظ کنید حتى اگر چندین سال از ازدواجتان مى گذرد.

۱۹- بعضی مواقع با قواعد همسرت در زندگى بازی کن. این نوعی احترام به افکار و منش اوست و این را بدان که او قدر این کار را خواهد دانست.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 22:51  توسط رضا  | 

6 دلیل اصلی زندگی بعد از طلاق عاطفی !!!!

6 دلیل اصلی زندگی بعد از طلاق عاطفی !!!!
سوال‌هایی كه برای زن ‌و مرد پیش می‌آید این است: « خانواده‌ام چه می‌گوید ؟ دیگران چه می‌گویند ؟

چرا این زوجها در کنار هم می مانند ؟ زوج هایی که دچار مشکلات شده اند، ممکن است تا مدت ها به زندگی مشترک ادامه دهند و «طلاق عاطفی» را تجربه کنند. از جمله علل این ماندگاری این موارد هستند :

1 - ترس از نگاه دیگران
یكی از علت‌های مهمی كه در جامعه ما باعث می‌شود طلاق بعد از چند سال زندگی رخ ‌دهد ترس از نگاه دیگران است.

 سوال‌هایی كه برای زن ‌و مرد پیش می‌آید این است: « خانواده‌ام چه می‌گوید ؟ دیگران چه می‌گویند ؟ این انتخاب من بود و هیچ‌كس در آن دخالتی نداشته و باید تحمل كنم. » گاهی هم والدین راه را برای برگشت فرزندان می‌بندند و آنقدر در زندگی می‌مانند تا اینكه كاملا به پایان خط برسند.

2 -
امكانات مالی
این موضوع در خانم‌هایی كه استقلال مالی ندارند و از جانب خانواده تحت‌حمایت قرار نمی‌گیرند بیشتر دیده می‌شود. بعضی از آنها نمی‌توانند از همسرشان جدا شوند چون جایی برای ماندن ندارند و در بعضی مردان هم مهریه‌های بالا دلیل ماندگاری در زندگی زناشویی است.

3 -  آستانه تحمل
انسان‌ها آستانه مقاومت متفاوتی دارند. ممكن است زن و مردی با 500 مشاجره و زن و مردی دیگر با 5 هزار مشاجره به بن‌بست برسند. تکرار مشكل‌های رفتاری و تنش و فشارهای روانی به طور مداوم از آستانه مقاومت آنها می‌كاهد و به تدریج به مرحله‌ای می‌رسند كه احساس فرسودگی و اطمینان حاصل می‌كنند كه ادامه زندگی محال است. 

4 -  نقش‌های اجتماعی
بعضی افراد تحصیل‌ كرده، مذهبی و سیاسی با سمت‌های مهم و مشكل‌های زناشویی غیرقابل حل ترجیح می‌دهند طلاق زیر یك سقف را تجربه كنند.

مثلا یك استاد دانشگاه رشته روان‌شناسی كه به مردم در مشكلاتشان كمك می‌كند از تفاوت‌های خود و همسرش چشم‌‌پوشی می‌كند و با مدارا زندگی را ادامه می‌دهد زیرا با طلاق جایگاهش در میان عموم و جامعه تزلزل می‌یابد. این گروه از افراد سعی می‌كنند شیوه سازگاری را در پیش گیرند.

5  - وجود فرزند
کم نیستند والدینی كه ایثار می‌كنند تا فرزندان بزرگ شوند و به اصطلاح از آب و گل درآیند یا برای ادامه زندگی به توصیه دوستان و آشنایان فرزند دیگری می‌آورند. تولد فرزند در این روابط ازهم پاشیده مشكل‌ها را بسیار پیچیده‌تر خواهد كرد. بزرگ‌ شدن فرزندان یا تولد فرزندی دیگر شرط ماندگاری نیست.

چه باید کرد؟
برای سازگاری باید زوجین را وادار كرد تا مشكل را ریشه‌یابی و حل كنند و به طرف تفاهم عاقلانه پیش‌ روند؛ یعنی هر دو طرف بخواهند تغییر كنند و سطح انتظارات را پایین بیاورند و از مشاور كمك بخواهند و اگر همه قدم‌ها برداشته شد ولی یكی از طرفین همچنان نتوانست خود را با شرایط وفق دهد، طلاق اجتنابناپذیر است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 22:35  توسط رضا  | 

چگونه بر ترس خود غلبه کنم؟؟؟

روانشناسان ترس را اینطور معنا می کنند: پدیده ترس هر چند که یک غریزه طبیعی است که در انسان از همان بدو تولد وجود دارد، اما هر گاه به دلیل تغییراتی که در شدت و نوع آن بوجود می‌آید از حالت عادی خارج شود
چگونه بر ترس خود غلبه کنم؟؟؟
حتما شنیده اید که از قدیم گفتن" از هرچی بدت میاد، سرت میاد". قانون جاذبه هم که کتاب راز بر اساس آن نوشته شده در واقع تاکیدی دوباره بر همین ضرب المثل قدیمی خودمان است.

ما در واقعیت به آن چیزی می رسیم که مدت ها قبل در ذهنمان آن را تجسم کرده ایم. اگرچه "راز" شکل افراط گونه این نگرش است. اما همه کارشناسان اتفاق نظر دارند که ترس ها و افکار مخرب بخشی از انرژی انسان برای انجام فعالیت های مفید روزانه را خواهد گرفت. علاوه بر این اثرات مخرب بیشمار دیگری هم در زمینه سلامتی جسم و روح به اثبات رسیده است.

ترس چیست ؟
روانشناسان ترس را اینطور معنا می کنند: پدیده ترس هر چند که یک غریزه طبیعی است که در انسان از همان بدو تولد وجود دارد، اما هر گاه به دلیل تغییراتی که در شدت و نوع آن بوجود می‌آید از حالت عادی خارج شود، این ترس‌ها تحت عنوان ترس‌های مرضی شناخته می‌شوند که می تواند فعالیت های روزمره انسان را مختل کند.

انواع و اشکال مختلف ترس کدام است؟
ترس از بیکاری، ترس از حشرات و حیوانات، تنهایی، بی پولی ، تاریکی ,ارتفاع و... هر یک از ما ترس های خاص خودمان را داریم که از منابع متعددی ریشه می گیرند.

چرا می ترسیم؟
روانشناسان مجموعه ای از عوامل زیستی و وراثتی در کنار عوامل محیطی و روان شناختی را در شکل گیری ترس ها موثر می دانند. بعضی اوقات ما خودمان به خوبی می دانیم که ترسمان از چه چیزی نشات می گیرد و در پاره ای موارد هم دلیل این ترس را فراموش می کنیم، اما از وجودش رنج می بریم.

روانشناسان معتقدند بعضی از بچه ها ذاتا مستعد ترس یا فوبیا هستند و ویژگی های شخصیتی را سخت می توان تغییرداد. اما به نظر می رسد هر یک از ما اگر تنها بخشی از توانایی هایمان را بکار بگیریم قادر به انجام کارهایی هستیم که حتی امروز قادر به تصور آن هم نیستیم. بنابراین غلبه بر ترس های مزمن اگر چه ممکن است سخت باشد اما قابل درمان است.

در برخی موارد افراد مجبور به دارو  درمانی اند اما در موارد جزئی که حالت بیمار گونه نداشته و به شکل موانع محدود در درون همه ما وجود دارند قادریم با آنها مبارزه کنیم.

راه های درمان
اشتباه نکن این مقاله قصد ندارد راه های درمان روانشناسانه به شما ارائه بدهد. حتی نمی خواهیم شما را به خواندن کتاب ،دعا و یا یوگا تشویق کنیم.

این مقاله تنها تلنگری است برای اینکه به شما پیشنهاد بکنیم ترس های خود را بشناسید و در صورتی که بر شما غلبه دارند توصیه می کنیم برای رفع آن از متخصصان کمک بگیرید.

اما توصیه ما به شما این است که برای غلبه بر ترس خودتان را به موقعیت های ترسناک نزدیک کنید، آنوقت خواهید دید چندان هم که فکر می کردید ترسناک نیستند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 20:13  توسط رضا  | 

هفت گام اساسی در برقراری ارتباط موثر

خیلی از دوستان از من خواسته بودن در رابطه با مهارت های ارتباط موثر واسشون بگم من این جا۷ راه برای برقراری ارتباط موثر ذکر میکنم امیدوارم در این راه همه شما موفق و پیروز باشید هر گونه سوالی هم داشتید در قسمت نظرها ذکر کنید تا پاسخگو باشم بازم میگم به پیام های خصوصی جواب داده نمیشه اگه میخوایید شناخته نشید میتونید با یه اسم دیگه بگید چون شاید سوال شما دوست عزیز سوال خیلی از خواننده های این وبلاگ هم باشه پس سوال خصوصی نکنید متشکرم

مقدمه :

يكي از ويژگيهاي انسان سالم و موفق، مهارت و توانايي برقراري ارتباط مؤثر و سازنده با ديگران است. آيا شما اين ويژگي را داريد؟ كسب اين مهارت مهم و ضروري در زندگي اجتماعي خيلي مشكل نيست. فقط بايد بخواهيد و تمرين كنيد. در اين نوشتار ما به هفت گام اساسي براي يادگيري اين مهارت اشاره مي كنيم.

گام اول: گوش دادن

درحالي كه به نظر مي‌رسد گوش دادن به ديگران بسيار ساده است، اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستي به‌كار ببندد ارتباط دچار مشكل مي شود. گوش دادن فقط شنيدن كلامي كه طرف مقابل به زبان مي آورد نيست، بلكه شامل برخي موارد به شرح زير است:

- اينكه گوينده كيست؟

- ديدگاه او نسبت به مسئله مطرح شده چيست؟

- چه مسائلي او را نگران مي كند، احساساتش چگونه است و چه انتظاري از ما دارد؟

علاوه به اينها يك شنونده موفق بخوبي مي تواند هماهنگي لازم بين ارتباط كلامي و غيركلامي برقرار نمايد، قادر است به كليه ژستها و حالات بدني گوينده توجه كند و خود نيز به هنگام گوش دادن از ژستها و حالات بدني مناسب جهت تاييد و اعلام درك طرف مقابل استفاده كند. او هيچگاه با خميازه كشيدن و يا با نگاه كردن به سرعت و به اطراف، نگاه خود را از گوينده نمي گيرد و دائما” درصدد است تا با تماس چشمي مناسب اين موضوع را به گوينده منتقل نمايد كه علاقمند است به حرفهاي او گوش دهد.

به خاطر داشته باشيد تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، قادر نخواهيد بود شنونده خوبي باشيد.

گام دوم: صريح و صادق بودن

 صراحت و صادق بودن فرايندي است كه در ارتباطات انساني به شكل نامحسوس اما بسيار موثر نقش بازي مي كند. تاكيد ميشود اين فرآيند قابل ديدن يا شيندن نمي باشد. بلكه دو طرف درگير ارتباط، آن را  حس مي كنند.

اگر ارتباطي فاقد صراحت و صداقت باشد، بدون شك، يا قطع خواهد شد و يا به شكل مخدوش، مبهم و ناسالم ادامه مي يابد. اگر نتوانيم يا نخواهيم منظور خود را با صراحت بيان نماييم طرف مقابل به اشتباه مي افتد و به حدس و گمان متوسل مي شود و از واقعيت دور مي گردد.

به خاطر داشته باشيم ابهام و عدم صدات در ارتباطات انساني سرمنشاء بسياري از مسائل و مشكلات در ارتباطات فردي است.

گام سوم: همدلي و همدردي

اغلب ما زماني كه با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم همواره افكار، آرزوها ، تمايلات، نگرانيها و ترسهاي خود را آشكار مي سازيم.  بدين جهت نياز داريم كه ديگران اولا” درك درستي از ما داشته باشند و ثانيا” با ما در زمينه نگرانيها، ترسها و مشكلاتمان همدلي و همدردي كنند. همدردي تلاشي است براي درك و فهم دنيازي ذهني طرف مقابل. براي همدلي بايد بتوانيم خود را جاي ديگران بگذاريم و از دريچه چشم آنها نگاه و احساس كنيم. در همدلي شما مي توانيد سخن طرف مقابل را تكرار كنيد تا بداند كه شما منظور او را دريافته ايد. مثال: دوستتان به شما مي گويد: هم اتاقي‌ام اعصاب من را خرد كرده است به هيچ وجه نمي توانم او را تحمل كنم، با استفاده از طرز رفتار همدلانه مي توانيد به او بگوييد: ( مثل اينكه از دست او خيلي عصباني هستي، اين طور نيست؟ )

به خاطر داشته باشيد كه در برخورد همدلانه مجبور نيستيد در جهت موفقيت با طرف مقابل خود حرف بزنيد. به جاي آن با تكرارصحبت او احساساتش را تصديق كنيد. در ضمن لازم نيست در مقابل حرفهاي طرف مقابل قضاوت و نتيجه گيري كنيد. نكته قابل ذكر اينكه ميان همدلي و همدردي تفاوت وجود دارد، در همدردي شنوندنه سعي مي كند با احساسات و عواطف گوينده همنوايي داشته باشد. بدين معني كه خوشحال شدن به خوشحالي او و متاسف شدن به ناراحتي او منجر مي شود ولي همانطور كه اشاره شد در همدلي، شما الزاما” درصدد تاييد و موافقت با طرف مقابل خود نمي باشيد.

همدلي و همدردي هر دو در تداوم ارتباط نقش بازي مي كنند، با اين تفاوت كه در همدلي نقش منطق قوي‌تر از احساس است و شنونده با همدلي به خوبي به حرفهاي گوينده گوش ميدهد تا بتواند براي حل مسئله به او كمك كند، ولي در همدردي صرفا” با تخليه هيجانات و عواطف منفي به او كمك مي كند.

گام چهارم: حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل

ما اغلب در ارتباطات خود با ديگران درصدد ارزيابي آنها برمي آييم و گاه فكر مي كنيم يا بايد نظرات و احساسات آنها را رد كنيم و يا به نوعي (مستقيم و غيرمستقيم) نظرات و احساسات خودمات را به آنها تحميل نماييم. ارتباطاتي كه بر پايه اين روش شكل مي گيرد  غالبا” تداوم نمي يابد و هر دو طرف درگير در ارتباط را دچار مشكل مي سازد. همانطور كه قبلا” نيز اشاره شد، ما بدين دليل با يكديگر ارتباط برقرار مي كنيم تا از طريق آن به حل مسائل و مشكلات، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل كردن اطلاعات ، درك بهتر خود و رفع نيازهاي اجتماعي دست يابيم، در روابطي كه (( ارزيابي ديگران )) عنصر اصلي آن مي باشد نه تنها اهداف مذكور تحقق نمي يابد، بلكه آرامش لازم در ارتباطات انساني نيز از بين مي رود. بايد به خاطر داشته باشيم همه ما مي‌خواهيم ديگران با نظرات ما موافقت  كنند و يا حداقل به افكار و احساسات ما احترام بگذارند و آنها را تاييد كنند، زير عقايد و نظرات ما براي خودمات كاملا” اهميت ندارند، اگر در ارتباط با ديگران اين تصور پيش آيد كه به نظرات آنها احترام نمي گذاريم، ارتباط روند مناسب و هدفمند خود را طي نمي نمايد.

در نظر گرفتن اين نكته كه اغلب مردم مانند ما فكر نمي كنند، احساس نمي كنند و به روش خود به دنيا نگاه مي كنند بسيار اساسي است.

گام پنجم: مخالفت نمودن به شيوه مناسب

 

اگر بتوانيم بپذيريم كه ديگران مانند ما نيستند آن وقت مي توانيم به شيوه مناسب با نظرات و عقايد آنها كه به نظر ما صحيح نيستند مخالفت كنيم. به عبارت ديگر بدون بحث و جدل مخرب كه غالبا” همراه با بلند كردن صدا، داد و فرياد، خشم و غضب است مي توانيم به نتيجه مناسب دست يابيم. يكي از مناسب‌ترين شيوه‌ها براي مخالفت كردن با نظرات و عقايد ديگران روش خلع سلاح است. در اين روش، فرد در سخنان طرف مقابل حقيقتي را پيدا مي كند (حتي اگر با مجموعه سخنان او موافق نيست ) و سپس در مقام موافقت و تاييد آن حرف مي زند.. اين روش بر طرف مقابل تاثير آرام بخش عجيبي مي گذارد.

ممكن است روش خلع سلاح را نپذيرد ولي جدل، بي فايده و هميشه بي سرانجام است، با اين شيوه در واقع شما پيروز از بحث خارج مي شويد و طرف مقابل نيز احساس پيروزي مي كند و با آمادگي بيشتري به حرفهاي شما گوش مي دهد.

مثال: همكلاسي شما مي گويد: اصلا” حرفهاي تو را قبول ندارم! پاسخ شما: بله حق باتوست، ما هميشه نبايد دربست و به صورت صددرصد حرفهاي ديگران را نپذيريم.

بايد به خاطر داشت كه لحن پاسخ شما نيز مهم است. اگر پاسخ تحقيرآميز باشد اين روش اثر مطلوب را نخواهد داشت.

گام ششم: خودشناسي و افزايش آگاهي

شناسايي دنياي ذهني ديگران، همدلي و همدردي كردن با آنها و يا به نتيجه رسيدن بحثهاي ما با ديگران نيازمند خوشناسي و تلاشي براي افزايش اطلاعات و آگاهيهاي خود جهت شناسايي ديگران و محيط زندگي است.

آگاهي از نقاط قوت و ضعف، ترسها، اميال،‌ آرزوها و نيازهاي خود و پذيرش صادقانه آنها، كمك مي كند ويژگيها و وخصوصيات ديگران را واقع بينانه‌تر ببينيم و آنها را بپذيريم.

در خودشناسي پاسخ دادن به سئوالاتي نظير پرسشهاي زيركمك كننده است:

-دوست دارم دوستان و افرادي كه با آنها ارتباط نزديك دارم چه ويژگيهايي داشته باشند؟

-آيا مي توانم رابطه صميمانه و بدون قيد و شرط را با ديگران برقرار نمايم؟

-از درگير شدن در يك رابطه دوستانه چقدر لذت ميبرم؟

-ميزان تعهد من در ارتباطات اجتماعي چقدر است؟

-در مواقع ضروري چقدر مي توانم به دوستانم كمك كنم؟

-آيا در دوستي و ارتباط با ديگران پيش قدم مي شوم؟

-زماني كه مسئله يا  مشكلي در ارتباط با ديگران پيدا مي كنم چگونه عمل مي كنم؟

-آيا انتظارات من از ديگران واقع بينانه است؟

بايد به خاطر داشت خوشناسي و افزايش آگاهي مستلزم صرف وقت، صبوري و تلاشي در جهت تغيير ويژگيهاي منفي خود است. علاوه بر عوامل فوق كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان و مشاوران نيز ضروري است.

گام هفتم: شناسايي افكار تحريف شده

اكثر ما در ارتباط با ديگران در چارچوب افكار خود و احساسات از پيش تعيين شده و كليشه‌اي خود رفتار مي كنيم. در بسياري از اين افكار، تصوير صحيحي از واقعيتها موجود نمي باشد. بدين معني كه ما در فرآيند پردازش اطلاعاتي كه نسبت به ديگران داريم دستخوش خطاي شناختي مي شويم. براي روشن‌تر شدن مطلب مثالي بيان مي كنيم:

آيا تاكنون براي شما پيش آمده است كه سايه يك شيء مثل يك تكه چوب باريك و بلند يا ريسماني را روي ديوار به شكل مار ببينيد؟ مطمئنا” همه ما در طول زندگي بارها تجربياتي از اين دست داشته‌ايم به اين قبيل تجربيات در علم روانشناسي احساس و ادراك، (( خطاي حسي )) گفته ميشود.

سيستم شناختي ما نيز بعضا” دچار خطا و تحريف ميشود. اين خطاها را روانشناسان شناختي (( تحريف شناختي يا خطاي شناختي )) مي نامند. تحريفهاي شناختي مثل آينه و يا دوربيني هستند كه اشكال را به همان گونه كه هستند بازنمايي نمي‌كنند، بلكه شكلهاي عجيب و غريب و نادرستي را نشان مي دهند.

تحريفهاي شناختي در ارتباطات انساني مشكلات فراواني ايجاد مي‌كنند، لذا بايد آنها را شناخت و در جهت تصحيح آنها گام برداشت. در اينجا به برخي از مهمترين تحريفهاي شناختي همراه با مثال اشاره مي كنيم.

مثال: يكي از همكلاسي‌ها را در دانشكده مي‌بينيد و سلام مي كنيد، اما او جواب سلام شما را نمي دهد و بي تفاوت از كنار شما مي گذرد.

در اين حادثه: ذهني كه دچار تحريف و خطاي شناختي است، امكان دارد به يكي از شيوه‌هاي زير اين رفتار را تعبير و تفسير نمايد.

-او چقدر خودخواه و مغرور شده است ( پيش داوري )

-حتما” من كاري كرده‌ام ( شخصي سازي )

-هميشه ديگران را ناديده مي گيرد ( تعميم مبالغه آميز )

-رابطه‌ام را بايد با او قطع كنم ( نتيجه گيري و يا تصميم گيري شتابزده )

همانطور كه مي بينيد، هر كدام از شيوه‌هاي مذكور به نوعي منجر به قطع يا مخدوش شدن ارتباط ما با ديگران ميشود، در حالي كه شايد مسئله اساسي، عدم توان ما در پردازش اطلاعات صحيح و مبتني بر واقعيت باشد، كه باعث بوجود آمدن اين مسئله شده است.

بايد به خاطر داشت زير بناي تحريفهاي شناختي باورهاي غيرمنطقي است. براي شناسايي اين دسته باورها و مبارزه با تحريفهاي شناختي علاوه بر آگاهي، كمك گرفتن از افراد متخصص نظير روانشناسان بسيار كمك كننده است.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 14:42  توسط رضا  | 

آموزش کامل خواستگاری کردن

پیشنهاد ازدواج دادن بی شک یکی از مهمترین و بزرگترین گامهایی میباشد که تا به حال برداشته اید. شما خواهان آن هـستـید که در آن لحظه همه چیز عالی و بـه بـهتـریـن نحو پیش رود و از آن مهمتر که میخواهید پاسخ وی مثبت بـاشـد! ایـن نکـات را هــنگام دادن پیشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهید تا شانس موفقیت شما افزایش یابد:

۱- مطمئن گردید که فرد مناسبی را برگزیده اید: واضح است نه! امــا حـقـیقت امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید بـخاطـر انــگیــزه هــای آنــی وارد آن گردید. ممکن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا آنکه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردی که میخواهید با وی ازدواج کنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید.

- مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید: پیـش از آنـکه پیـشنهاد ازدواج دهید درباره آن که در زندگی بدنبال چه اهدافی میباشید، حتــی اهداف ۵۰ سال آینده خود با یکدیگر صحبت کنید. هر چه بیشتر بــا یـکدیگر در مــورد آن چـه بــرای شـما حائز اهمیت میباشد گفتگو کنید بیشتر متوجه آن میگردید که آیا با یکدیگر تفاهم و سازگــاری داریـد یــا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستــیـد کــه مخارج خود را تامین کنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید.

۳- از پدر و مادر وی اجازه بگیریـد: شـما ابـتـدا باید بدانید که آیا اگر پـیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت کرده و اجازه بخواهید، آنها را خوشنود میسازد یا خیر. ایـن نـکته شـایـد عـجیـب بـــنظر آید اما شما که نمی خـواهید پـدر زن و مادر همسر آیـنـده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنکه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.

۴- بطریقی پیشنهاد بدهید که خوشایند وی باشد: به پیـشنهاد ازدواج هـمچون یک هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بـطریقـی طـرح ریزی کنید که باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا وی رومـانتـیـک اسـت و یـا اهـل تـفریح و شوخ طبعی؟ آیا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستـگـاری کنـیـد و یا روی دیــوار درخـواست خود را بنوسید؟

۵- در باره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید: بـرای دختـرهـا و زنـان هیچ چیز مبهوت کننده تر از یک هدیه غیر منتظره و غافلگیر کننده حلقه برلیان نمی بـاشد. امـا اگـر تـوان مالی شما اجازه این کار را به شما نمیدهد، برای یک حلقه مناسب بودجه شما کفایت میکند. اما حتما پیش از آنکه حلقه را خریداری کنید از نوع سلیـقه وی اطلاع یابـید. ایـن کار را میتوانید با سوال کردن از دوستان و یا خانواده وی و یـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتی که وی استفاده می کند انجام دهید. اما بسیاری از دختران تـمایـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال باید به خواسته های وی احترام بگذارید.

۶- مطمئن گردید پاسخ وی مثبت میباشد: هنگامیکه پیشنهاد ازدواج میدهید، بـاید مطمئن باشید که پاسخ وی ”بله” خواهد بود. شما میباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه کافی صحبت کرده و کــامـــلا از آن چه طرف مقابل از یک شریک زندگی بلند مدت انتظار دارد، آگاهی یافته باشید. درست است که میخواهید پیشنهاد ازدواج شــما برای او سورپریز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این کار بزنید.

۷- افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید: شـما مـمکن اسـت وسوسه شوید که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید. امـا عـاقلانه تر آن است که این خبر را تنها با یکی دو تا ازدوستان و یا نزدیکان صمیـمــی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید که رازدار و محرم اسرار شما میباشند.

۸- پیشنهاد خود را از حفظ نکنید: صرفنـظراز آنـکه کـجـا و چــگـونــه پــیشنهاد ازدواج می دهــید، باید آن با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبـت بـه وی هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهایی که میخواهید به او بـزنــید یادداشت بردارید اما دقیقا آنها را از بر نکنید. در آن لحظه به وی بگویید که چرا وی یـک فرد استـثـنایی بـوده و چـرا شما خواهان آن میباشید که باقی عمر خود را با وی سپری کنید. بـایـد جملات شما از دلتان برآید او میخواهد با یک مرد ازدواج کند و نه یک ربات!

۹- مکان و زمان مناسب را بیابید: مکانی کـه پیـشـنهاد ازدواج مـی دهـید می تواند: رسـتوران، پارک، سینما و یا لب دریا باشد.اما بهتر است مکانی انتخاب گردد کــه بــرای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فـاکتور زمان نیز بسیار مهم می بـاشــد اگر وی شرایط سختی را سپری می کند، اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود میباشد و یا آنکه از دست کسی عصبـانـی اسـت، زمان مناسبی برای این کار نمیباشد.

۱۰- او را دستپاچه نکنید: شما ممکن است بخواهیـد پیـشنـهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود! امـا مـراقب باشیـد اشـتـیاق بـی حد شما کار دستتان ندهد. اگر وی شخص درونگرا بوده و از آن که مـرکز تـوجـه دیـگـران واقع گردید بیزار میباشد، بهتر است این کار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید.

۱۱- انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ریزی ها، امکان دارد امور دقیقا آن طوری که شما و یا وی تصور میکردید پیـش نرود. خود را برای واکنشهای احتمالی آماده کنید.او مـمکن است دستپـاچـه شـده و یا هیجان زده گـردد و یـا آن که کاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند. وی ممکن است بگوید: ”بله-خیـر” و یــا ”شاید”. شمـا مـمکن استتصور کنید وی را کاملا می شناسید امـا از پـیـش داوری و آنکه پاسخ وی چگونه خواهد بود پرهیز کنید چون ممکن است مایوس گردید.

۱۲- اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید: هـمـواره احـتـمال آن کـه وی ”نه”بگوید وجود دارد. اما دلسرد نشوید با او صحبت کنید و علت عــدم آمـادگـی وی را جـویا گردید. وی ممکن است تـنـها بـه زمـان بـیشتـری نـیـاز داشتـه بـاشـد و یا آن کـه اصلا وی دختر مناسبی برای شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی بـه آن بـبـرید تا آنکه پس از ازدواج.

۱۳- خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید: زمـان معـیـنـی برای پیشنـهاد ازدواج وجود ندارد امابهتر است پس از تنها گذشت ۲ هفته از آشنایی خـود بـا وی پـیشـنــهاد ازدواج ندهید! زمان پیشنـهاد ازدواج هنـگامی اسـت کـه شـمـا بـــرای مــدتــی کافی به یکدیگر متعهد شده باشید. همچنین زیاد وقت را تلف نکنید شجاع باشید و حـرف دلتان را بزنید. اگر هم خیلی هم کمرو می باشید، می تـوانـید پیــشنهاد خود را در قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال کنید.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 22:1  توسط رضا  | 

خشم و درمان رفتاری-شناختی آن

 

بدون شک انسان در طول زندگی به دفعات هیجان خشم را تجربه می نماید.
لیکن واکنش وی به خشم می تواند متفاوت باشد و مواردی همچون پرخاشگری، خصومت، مجادله، کینه، غیظ و کج خلقی را شامل شود. پرخاشگری و خصومت ازجمله مهمترین واکنشهای انسان به احساس خشم است که نشانگر درگیری یک نفر با فرد یا افراد دیگر می باشد. خصومت نگرشی در بر دارنده ارزیابی منفی و نفرت آمیز از دیگران می باشد که این نگرش منجر به ایجاد رفتارهای پرخاشگرانه و توأم با کینه ورزی می گردد.
پژوهشهای انجام شده بیانگر وجود رابطه بین خصومت و بیماریهای قلب و عروق می باشد. دانشمندان الگوی رفتاری اصلی در تیپ شخصیتی نوع A که آشکارا با بیماری قلب و عروق رابطه دارد را خصومت معرفی نموده اند.
پرخاشگری رفتاری است که از روی قصد و عمد، و با هدف صدمه زدن به خود یا فرد دیگر صورت می پذیرد. این آسیب تنها شامل رفتارهای خشونت آمیز نمی شود، بلکه می تواند شامل آزار های روانی نظیر تحقیر، توهین و یا فحاشی نیز شود. طی سالهای اخیر بروز رفتارهای پرخاشگرانه در جوامع مختلف، به شدت افزایش یافته است که علت آن را روانشناسان ناشی از نقش بیشتر رسانه های گروهی در آموزش پرخاشگری از طریق تماشای خشونت و الگوبرداری و تقلید از آن توسط بینندگان بیان می کنند.بدیهی است که علاوه بر علل ذکر شده دلایل متعدد دیگری همچون عوامل وراثتی، مشکلات زیست شناختی، عوامل اجتماعی مانند ناکامی ها، آلودگی صوتی، تراکم جمعیت و مهمتر از همه نقش یادگیری های اجتماعی از کودکی تاکنون بر بروز پرخاشگری موثر هستند.
روانشناسان به دنبال کاهش دفعات و پیامدهای منفی رفتار پرخاشگرانه در افراد می باشند. در صورتیکه فراوانی اعمال خشونت آمیز به حدی باشد که اختلال جدی در عملکرد کلی فرد همچون روابط اجتماعی، خانوادگی و شغلی ایجاد کرده باشد، می توان وی را به متخصص اعصاب و روان ارجاع داد تا درمان اولیه تحت نظر ایشان و توسط دارو صورت پذیرد.
علاوه بر این نتایج مداخلات روان درمانی، توسط روانشناسان با استفاده از روش شناختی- رفتاری، نشانگر تأثیر بسیار زیاد آن بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه بوده است. روانشناسان شناختی بر این عقیده اند که بیشتر مشکلات، برآمده از تفکرات و باورهای غیر منطقی و معیوب می باشد. در نتیجه درمان مبتنی بر تصحیح این فرایند های شناختی معیوب می گردد.همچنین تمرین های رفتاری به عنوان ابزاری برای کسب اطلاعات جدید و اصلاح کننده رفتار آموزش داده می شود. به عنوان مثال برخی مراجعین در ابراز قاطع احساسات همراه خشم، با مشکل مواجه هستند، لذا این افراد، خشم را از راههای دیگری همچون رفتار منفعل- مهاجمانه و یا خود خوری و یا بدگویی کردن از دیگران نشان می دهند. درمان گر در این موارد درمان جو را آگاه می نماید که یک برخورد کارآمد و توأم با ابراز وجود مناسب، چگونه می تواند مانع از واکنشی گردد که ممکن است گرفتاری و مشکلات بیشتری به همراه داشته باشد. در طی فرایند روان درمانی با هدف کاهش رفتار پرخاشگرانه، درمان گر ابتدا باورهای غیر منطقی مؤثر در ایجاد این رفتار را شناسایی نموده و سپس افکار مؤثر و منطقی را جایگزین آن می نماید. در مرحله بعد با آموزش مهارتهای رفتاری از جمله مهارت ابراز وجود و رفتار جرﺃتمند، مهارت حل مسأله، مهارتهای ارتباط مؤثر و همچنین مهارت تن آرامی، مراجع تکنیکهای رفتاری لازم جهت مقابله مناسب و کارآمد با احساس خشم را خواهد آموخت.
+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 16:44  توسط رضا  | 

مهارتهاي ارتباطي همسران

گفتگو فقط راهي براي رسيدن به مقصد نيست بلکه خودش هدف و مقصد است. به عبارت ديگر گفتگو در ازدواج مي‌تواند کمک شاياني به برقراري ارتباط مثبت و حل مشکلات کند.
مهارتهاي ارتباطي همسران

گفتگو يکي از چند نياز مهم احساسي ما را برآورده مي‌سازد و آن هم نياز به صحبت کردن با فردي ديگر است. زماني که شما مي‌دانيد که چگونه اين نياز همسرتان را برآورده سازيد مي‌توانيد بر محبت ميان خود و همسرتان نيز بيفزاييد.

وقتي به جايي برسيد که احساس کنيد تمام حرف‌هاي شما و همسرتان براي ديگري تکراري شده چه مي‌کنيد؟ و از آن بدتر همسرتان شما را به خاطر منظوري که هرگز نداشته‌ايد مقصر مي‌داند و مسائل جور ديگري تفسير مي‌شوند چه مي‌کنيد؟

اين مورد در بين بسياري از زوج‌ها اتفاق مي‌افتد و گفتگوها جذابيت و مفهوم خود را از دست مي‌دهند.

شما و همسرتان به دلايلي مرتب حالت دفاعي به خود مي‌گيريد و احساس مي‌کنيد نه تنها ديگر حرف‌ها بلکه احساسات يکديگر را نيز درک نمي‌کنيد. پس سعي مي‌کنيد هر چه ممکن است کمتر حرف بزنيد.

آنچه که بايد بدانيد اين است که ويژگي‌هاي يک گفتگوي خوب چيست؟ دشمن يک گفتگوي خوب چيست؟ و چه چيزهايي مي‌تواند گفتگو را به جاهاي بدي بکشاند؟

ما در اين بخش به موارد فوق خواهيم پرداخت:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 18:30  توسط رضا  | 

مشکلات زن و شوهر های ناشی

طلاق یکی از دغدغه‌های اصلی این سالهاست، می خواهیم بدانیم چه اتفاقی افتاده که در فاصله زمانی سالهای 75 تا 85 نرخ طلاق دو برابر شده است؟

- افزایش برخی آمارها نگران کننده است. نرخ طلاق در سال گذشته 2.9 دهم درصد افزایش داشته است این در حالی است که نرخ ازدواج تنها 2دهم درصد رشد داشته است. نسبت ازدواج به طلاق 6 به یک است یعنی از هر 6 ازدواج یکی به طلاق ختم می شود. حالا باید دید از این تعداد چقدر دچار طلاق عاطفی هستند؟ چند در صد گرم زندگی می کنند و زندگی با نشاطی دارند؟ و کودکانشان بی آنکه نگرانی جدایی مادر و پدرهایشان را داشته باشند به خواب می روند. این ها نگرانی های جدی ما است. مسائل زیادی بر گرمی کانون خانوادگی تاثیر می گذارد مثل مسائل سیاسی. بد اخلاقی های سیاسی و اجتماعی نقش زیادی بر روابط خانوادگی دارد. باید برای این موضوعات فکری کرد. طلاق یک مسئله است. مسئله ای که منشا فشار روانی و استرس است و تبعات سختی به دنبال خود دارد. خصوصا مسئله زنان و کودکان درموضوع طلاق امری جدی است، هرچند این بدان معنی نیست که مردان بعد از طلاق مسئله ندارند.اما مسائل خانمها و بچه ها در قصه طلاق یپیچیده تر است. خانواده ای که دخترشان در 19 سالگی به خانه بخت رفته و 6 ماه بعد طلاق گرفته است تحت فشار روانی قابل توجهی است، حتی خواهر و بردارهای این افراد هم تحت فشار هستند. سال گذشته 137 هزار خانم طلاق گرفته اند یعنی 137 هزار آقا،137 هزار خانواده و اگر بچه داشته باشند به تعداد آنها خانواده های درگیر این مسئله شده اند. سبک زندگی شان دوباره تغییر می کند.
مسئله زنان و کودکان درموضوع طلاق امری جدی است، هرچند این بدان معنی نیست که مردان بعد از طلاق مسئله ندارند.اما مسائل خانمها و بچه ها در قصه طلاق یپیچیده تر است.

* دلیل افزایش این جدایی ها چیست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 18:20  توسط رضا  | 

ده دلیل خیانت زنان (آقایان حتما بخوانید)

خیانت، زیان‌آورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمه‌های غیرقابل جبران به طرفین می‌شود، بلکه اعتماد و اطمینان کسی که مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیگر از بین خواهد برد. به‌طور معمول نارضایتی از مسائل گوناگون در یک رابطه باعث خیانت می‌شود، ولی در کل هیچ عذری برای این عمل نکوهیده پذیرفته نیست و باید از آن دوری نمود.
خوشبختانه در جامعه‌ی ما به‌دلیل فرهنگ و آداب و رسوم غنی و اصیل ایرانی، تعداد زنانی که به شوهران خود خیانت می‌کنند، بسیار اندک است. در زیر برخی از دلائل خیانت زنان را می‌خوانید.
۱ـ ماجراجوئی و حسادت:
به‌نظر می‌رسد پست‌ترین دلیل برای انجام خیانت، حس ماجراجوئی و برانگیخته شدن احساس‌ها بر اثر حسادت نسبت به شوهران زنان دیگر می‌باشد. این نوع انگیزه‌ها به طور معمول در زنانی که به نوعی دارای مشکل‌ها و کمبودهای روانی در زندگی می‌باشند، دیده شده و خوشبختانه دارای تعداد بسیار اندک است.

۲ـ ارضاء نشدن جنسی:
مشکل برطرف نشدن نیاز جنسی هم از جمله مواردی است که گاهی توسل به پدیده‌ی نکوهیده‌ی خیانت را در برخی زنان موجب می‌شود. امروزه با پیشرفت علم پزشکی، بسیاری از مشکل‌ها و کمبودهای جنسی چه در مردان و چه در زنان به‌راحتی قابل درمان می‌باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 18:16  توسط رضا  | 

پیام هفته

مردم اغلب بی انصاف ، بی منطق و خودمحورند ولی آنان را ببخش...

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند ولی مهربان

باش..

اگر شریف و  درستکار باشی فریبت میدهند ولی شریف و درستکار باش.

نیکی های امروزت را فراموش میکنند ولی نیکوکار باش.بهترین های خود را به دنیا

ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد و در نهایت میبینی هر آنچه هست همواره

میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 20:42  توسط رضا  | 

هفت اشتباه بزرگ دختران مجرد

نه تنها دختران بلکه همه جوان ها باید بدانند که هر کس باید به فراخور حال خود معیارهایش را برگزیند. مقایسه خود با دیگران و تعیین ملاک ها باعث می شود تا شما را از واقع بینی دور کند و نتوانید در شرایط خود بهترین انتخاب را داشته باشید. اشتباهاتی است که دختران جوان مرتکب می شوند و سبب می شود که همیشه تنها بماند. متأسفانه عوامل مختلفى از جمله نبود زمینه اشتغال، اسکان، ادامه تحصیل، بالا رفتن هزینه هاى زندگى، دگرگون شدن معیارهاى انتخاب همسر و ...  در سال هاى اخیر سبب افزایش سن ازدواج و حتى ناتوانى بسیارى از دختران و پسران براى ازدواج شده است. تجملاتى شدن مراسم ازدواج که بسان مانعى آهنین در مقابل جوانان قرار گرفته، آئین هاى توخالى و بى هویت، انتظارات نامعقول، هزینه هاى سرسام آور و چشم و هم چشمى ها، از دیگر دلایلی است که جوانان را از ازدواج باز مى دارد. این فرایند در حالى است که روزگارى دختران پس از اینکه به سن بلوغ مى رسیدند و از چهارده، پانزده سالگى مى گذشتند راهىِ خانه بخت شده، کمتر دخترى را مى دیدید که از بیست سال گذشته و هنوز در خانه پدر زندگى کند، مگر اینکه مشکلى داشته باشد. اما دختران امروز اغلب بلافاصله پس از پایان تحصیلات متوسطه، تمام سعى و تلاش خود را متوجه قبولى در دانشگاه مى کنند و در طول تحصیلات دانشگاهى فقط به پایان رساندن درس مى اندیشند. پس از این دوران نیز به دنبال یافتن شغلى مناسب راهى بازار کار مى شوند. با این وجود آیا فرصتى براى ازدواج در بهترین سال هاى جوانى یک دختر پیش مى آید؟ آیا رخنه اى که میان زندگى سنتى با وضع جدید جوامع ایجاد شده به نفع دختران است؟ اساسا کدام شیوه درست است، شکل و شیوه گذشته یا وضع جدید؟ آیا میان این دو، راهى وجود دارد که بیشتر شیوه هاى خوب براى بهبود زندگى دختران و زنان به کار گرفته شود؟ امروزه عواملى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و ... باعث دگرگونى در شکل و محتواى ازدواج شده، این اقدام مقدس را از ساده زیستى به سمت تجمل گرایى، نیز از سادگى و صراحت به عاقبت اندیشى مادى و رفاه طلبى سوق داده است!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 17:33  توسط رضا  | 

هفت راز همسران خوشبخت

هفت راز همسران خوشبخت

۱) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند.
زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی كه از یكدیگر دارند مطرح می كنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فكر كنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می كنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موكول می كنند تا همدیگر را درك كنند و به توافق برسند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 17:32  توسط رضا  |