X
تبلیغات
روان شناسی و مشاوره
اختلال رفتاری در تشخیص (disorder Bipolar) یک نوع بیماری روانی است که با ایجاد اختلال در نفر باعث بروز تغییرات و دگرگونی های ناگهانی در رفتار ، حالات ، انرژی و توانایی عملکرد فرد مبتلا می شود . ممکن است هر فردی در زندگی شخصی به دلایل مختلف مانند شرایط محیط زندگی ، فشار کاری و ... تغییراتی در حالات و رفتار خود مشاهده کند مثلا این که یک روز کاملا شاد و بشاش و پر انرژی است و در روز دیگر افسرده و کسل و بی حال ، این قبیل تغییرات در حالات رفتار انسان طبیعی است و گاهی پیش می آید و با بیماری دو شخصیتی کاملا متفاوت است . این بیماری می تواند در پی یک خودکشی ناموفق ، بر هم خوردن یک رابطه عاطفی ، طلاق و جدایی و از دست دادن شغل و تهدید شدن موقعیت اجتماعی فرد رخ دهد . یک خبر خوب برای همه این بیماران این است که اختلال دو شخصیتی قابل درمان است و بیماران پس از طی کردن پروسه درمانی خود می توانند از یک زندگی عادی لذت ببرند .


 

   طی آخرین آمار منتشر شده در کشور آمریکا بیش از 2 میلیون نفر به این اختلال رفتاری مبتلا   هستند . نشانه های این بیماری روانی معمولا در پایان دوره کودکی و شروع بلوغ می نماید و حداکثر موارد در سنین بزرگسالی خود را نشان می دهد . بنابراین ممکن است فردی سالها از این اختلال رفتاری رنج ببرد ولی به دنبال تشخیص و درمان آن نباشد .

 
نشانه های بیماری دو شخصیتی یا دو قطبی

 

   این اختلال رفتاری با تغییرات بسیار زیاد در رفتار و حالات روحی فرد همراه است و دامنه این تغییرات از افسردگی ، ناراحتی و ناامیدی بسیار شدید تا شادی و خوشی جنون آمیز گسترده است و در فاصله میان این دو قطب بیماری ، فرد یک دوره زمان را نیز طی می کند .

 

   همراه با این تغییرات در رفتار و حالات بیمار ، تغییرات عمده ای نیز در میزان انرژی و نحوه عملکرد بیمار رخ می دهد . دوره فراز و اوج گرفتن حالات و رفتار را دوره جنون یا « مانیا » و زمان بهبود و کاهش شدید رفتارها را دوره افسردگی می نامند .

 
نشانه های دوره مانیا یا جنون

 

- افزایش محسوس در میزان انرژی و فعالیت بیمار ، ناآرامی و بی قراری

- رفتارها و حالات ناشی از شادی و خوشحالی بیش از حد

- تحریک پذیری و زود رنجی شدید

- بی ثباتی و ناپایداری عقاید و به قول معروف از شاخه ای به شاخه دیگر پریدن

- سریع و تند و بدون تامل صحبت کردن

- حواس پرتی و عدم تمرکز

- بی خوابی و بد خوابی های شبانه

- عدم توانایی جهت قضاوت میان خوب و بد ، درست و نادرست

- تمایل به خوشگذرانی و ولگردی های مداوم بروز رفتارهای غیر عادی

- افزایش شدید تمایلات جنسی

- تمایل به مصرف داروهای خواب آور

- بروز رفتارهای پرخاشگرانه و تهاجمی بدون دلیل

   تشخیص این دوره از بیماری بسیار آسان است ، بویژه اگر بروز حداقل 3 تا از رفتارهای ذکر شده در بالا بیش از یک بار در روز اتفاق بیفتد و این علائم هر روز به دمت یک هفته تکرار می شود .

 
نشانه ها و علائم دوره افسردگی

 

- افسردگی ، ناراحتی و بی احساسی

- احساس ناامیدی و گناه و بدبینی نسبت به هر چیز

- احساس بی ارزشی و بی هدف بودن

- از دست دادن علاقه و لذت در مورد مسائلی که پیش از این از آنها لذت می برده است

- کم شدن شدید انرژی و احساس رخوت و کسلی شدید

- عدم توانایی در یادآوری مسائل ، تصمیم گیری و تمرکز

- احساس خواب آلودگی شدید در تمام طول روز

- کاهش یا افزایش محسوس وزن بدن

- بروز دردهای مزمنی که دلیل آن ناراحتی و بیماری جسمی نباشد

- فکر کردن به مرگ و خودکشی و حتی تلاش برای خودکشی

   چناچه فردی 5 مورد از موارد ذکر شده را هر روز به مدت دو هفته نشان دهد ، اختلال رفتاری 2قطبی در او تشخیص داده می شود . ممکن است این فراز و نشیب های رفتاری و شخصیتی برای خود بیمار قابل توجه و محسوس نباشد و به عبارت دیگر وی از قبول واقعیت طفره برود . این وظیفه خانواده و دوستان بیمار است تا هر چه سریعتر جهت درمان و بهبود شرایط روحی او اقدام نمایند . زیرا با گذشت مدت زمان طولانی از بیماری پروسه درمانی طولانی تر و سخت تر می شود .

   گاهی اوقات بیمار در دوره اوج بیماری علایمی از روان پریشی و اختلالات روانی مانند توهم و فکر و خیالات واهی از خود نشان می دهد . مثلا عنوان می کند که قادر است چیزهایی را ببیند که افراد عادی نمی توانند ببینند و یا مصرانه بر عقاید و تفکراتی پافشاری می کند که با هیچ منطق و استدلالی قابل توجیه نیست .

   گاهی اوقات برخی افراد جنون و افسردگی را تواما و در یک زمان بروز می دهند که به آن حالت دو قطبی ترکیبی گویند . مثلا در این شرایط فرد بیمار ممکن است به طور همزمان هم بسیار غمگین و نا امید باشد و هم شدیدا احساس پر انرژی و فعال بودن داشته باشد .

 

تشخیص بیماری دو قطبی یا دو شخصیتی

 

   این اختلال رفتاری مانند سایر بیماری های روحی و ذهنی است و از طریق معاینه فیزیکی و  سی تی اسکن و یا آزمایش خون تشخیص داده نمی شود ، بنابراین تشخیص آن بر عهده کارشناسان روان شناسی و روانپزشکی و از طریق اثبات علایم و نشانه های این بیماری امکانپذیر است . در این راه تنها کسی که می تواند به بیمار کمک کند روانپزشک است . تشخیص این بیماری به ویژه در مراحل اولیه آن بسیار حائز اهمیت است . زیرا اقدام به خودکشی یکی از شایع ترین تبعات این بیماری روانی است . بنابراین تشخیص به موقع بیماری و اقدام جهت درمان آن می تواند فرد را از مرگ نجات دهد .

 

علل و عوامل به وجود آورنده بیماری دو شخصیتی

 

   دانشمندان معتقدند از آنجایی که این بیماری در خانواده به ارث می رسد و احتمال بروز بیماری در کودکان که یکی از والدین به اختلال دو شخصیتی مبتلاست ، بسیار بیشتر است ، پس مساله ژنتیک در بروز آن نقش دارد . اما لازم به ذکر است که ژنتیک به تنهایی در آن دخیل نیست و فاکتورهای دیگری هم در این بیماری نقش دارند . از جمله می توان به ساختار و فعالیت مغز و فاکتورهای محیطی اشاره کرد . اخیرا با استفاده از تکنیک های جدید عکسبرداری و تصویر برداری از مغز به وسیله MRI ، FMRI ، PET دانشمندان به این نتیجه رسیدند که مغز بیماران مبتلا به اختلال دو شخصیتی از نظر نحوه عملکرد با مغز یک انسان سالم متفاوت است .

   بنابراین امید است که با تلاش و تحقیق بیشتر در این زمینه درمان قطعی بیماران محرز شود . برای درمان چنین بیمارانی علاوه بر مشاوره های روان شناسی ، از درمان دارویی جهت کنترل حالت ها و علائم بیماری نیز استفاده می شود .

 

نقش غده تیروئید در این بیماری

 

   در افراد مبتلا به اختلال دو شخصیتی ، اختلال و تغییر در عملکرد غده تیروئید بسیار مشخص تر و جدی تر است . زیرا افزایش یا کاهش شدید هورمون تیروئید منجر به تغییرات رفتاری بارز و مشخص  می شود بنابراین کنترل سطح هورمون تیروئید و درمان پر کاری و کم کاری تیروئید در افراد مبتلا به این بیماری روانی بسیار مهم است .

 

نقش نزدیکان بیمار در درمان وی

 

   افراد مبتلا به بیمارانی های روحی و روانی از جمله بیماران مبتلا به دو شخصیتی به حمایت و کمک افراد خانواده و دوستان خود نیازمندند . در بسیاری از موارد دیده شده است که تشویق و کمک نزدیکان این بیماران در کوتاه تر شدن  پروسه درمانی بسیار موثر بوده است . برخورد این بیماران نیاز به بستری شدنهای طولانی مدت در بیمارستان های روانی دارند و قطعا در این زمان بیشتر از هر وقت دیگری به حمایت و تشویق و دلگرمی نزدیکان و دوستان خود محتاجند . گاهی اوقات افراد خانواده مجبور هستند خود را با شرایط بیمار وفق دهند گرچه این کار بسیار مشکل است ، اما تحمل و کمک به بیمار واقعا ضروری و مهم است .

   ملحق شدن به گروههای پشتیبان یعنی گروهی از افراد که همگی به این اختلال رفتاری مبتلا هستند و بحث و تبادل نظر در درمان بیماران بسیار تاثیر گذار است .

+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 و ساعت 17:37 |

نسخه اولیه برای درمان! 

برای نشان‌دادن محبتمان به طرف مقابل، چوب‌خط نگذاریم اما به پای او هم نیفتیم؛ مثلا اگر برای همسرمان هدیه‌ای می‌خریم، انتظار تلافی با خرید هدیه‌ای به ارزش همان هدیه را نداشته باشیم

 اما اگر با بی‌توجهی او روبه‌رو شدیم، شیوه نشان‌دادن علاقه‌مان را تغییر بدهیم. به این ترتیب، نه دچار افسردگی- ناشی از بی‌توجهی همسرمان- می‌شویم و نه اینکه با تکرار محبتمان به همان روش، احساس می‌کنیم خوار و ذلیل شده‌ایم. با این روش، هم مناعت طبعمان را حفظ کرده و اعتراضی نکرده‌ایم و هم با بی‌توجهی به او، به روابط‌ مان آسیب نزده‌ایم؛ فقط روش ابراز محبت‌مان را تغییر داده‌ایم. 

 

اینجا اتاق من است؛ اول در بزن 

همان‌طور که دوست داریم خلوت و آرامش‌مان به هم نخورد، برای همسرمان هم احترام قائل شویم و با رفتارمان خلوت او را به هم نزنیم؛ حتی اگر خیلی احساس تنهایی کردیم. یکی از نشانه‌های عزت نفس، محترم‌شمردن خلوت و آرامش طرف مقابل و احترام‌گذاشتن به خواسته اوست.

نق‌زدن، قهرکردن، بی‌توجهی، تلافی‌کردن به هر شکل ممکن، کج‌خلقی و لج‌بازی و... همگی از نشانه‌های نداشتن مناعت طبع است. 

اگر زمانی که همسرمان برنامه‌ای دارد و نمی‌تواند در کنار ما باشد، ما هم برنامه‌ریزی کنیم و آن ساعت‌ها را در منزل نباشم یا باشیم و به کارهای شخصی و موردعلاقه‌مان بپردازیم، دیگر مشکلی پیش نخواهد آمد.

 یک نکته را هم یادمان باشد؛ انجام کارهای شخصی یا نیاز به تنهابودن در ساعت‌هایی از روز، الزاما به معنی بی‌توجهی همسرمان به ما نیست بلکه نیازی ضروری است که باید برآورده شود. پس با رفتارهای نادرست خود، آزادی طرف مقابل را از او نگیریم. 

 

چرا عاقل كند كاری...؟ 

هرچه‌قدر عزت نفس‌ما پایین‌تر باشد، به همان نسبت به آنچه آزارمان می‌دهد، واکنش‌های تندتر و غیر‌منطقی‌تری نشان می‌دهیم.

 در واقع مناعت طبع، بلند‌نظری‌ای به فرد می‌دهد که مانع از بروز واکنش‌های نامناسب در مقابل ناملایمات می‌شود؛ بنابراین به جای جر و بحث می‌توانیم خیلی راحت از همسرمان گله کنیم و از او درباره رفتارش توضیح بخواهیم یا با یک تذکر آرام -اما مؤثر- او را متوجه اشتباه‌اش کنیم. 

 

من گدا نیستم 

بعضی از ما معیار سنجش عشق و محبت همسرمان را میزان و نحوه پاسخ‌گفتن او به نیازهای مادی و گاهی نیازهای معنوی غیرمنطقی‌مان می‌دانیم. مثلا منتظریم او به جای اینکه به کارهایش برسد، همیشه پیشمان باشد. این توقع نه تنها کاملا غیرمنطقی است بلکه در طرف مقابل احساس اسارت ایجاد می‌کند.

 بدتر از همه هم اینکه این خواسته‌ها را دائما تکرار كرده و از همسرمان محبت گدایی کنیم. یادمان باشد نیازی که به‌دنبال درخواست- آن هم درخواست مکرر- برآورده شود، از روی عشق و علاقه نیست و به دلیل ترس یا اجبار برآورده شده است

 

ماشین‌حساب را خاموش‌كن 

یکی دیگر از نشانه‌های مناعت طبع، اشتراک اقتصادی است؛ به ویژه اگر زن هم شاغل باشد. اگر زن و مردی از عزت نفس برخوردار باشند، به جای جدا کردن حساب زندگی‌شان از هم، حسابشان را مشترک می‌کنند

 

منم همین‌طور! 

یکی از شیرینی‌های زندگی مشترک، شناختن علایق طرف مقابل و علاقه‌مندشدن به آنها به صورت واقعی و نه تصنعی است. این یعنی نشان‌دادن علاقه‌مان به طرف مقابل، احترام‌گذاشتن به عقیده او، توجه به خواسته‌های او و در یک کلام احترام به همسر.

 مثلا اگر همسرمان به ورزش یا سرگرمی خاصی علاقه دارد، به جای اینکه این علاقه او را دلیلی برای جدایی او از خودمان بدانیم، با همسرمان همراه شویم.

 

من هم بلدم! 

طبیعی است که همه ما همه کارها را بلد نیستیم اما مهم آن است که به‌خاطر عشق و علاقه به طرف مقابل، برخی کارها را یاد بگیریم. بی‌توجهی- آن هم بی‌توجهی عمدی به خواسته‌های طرف مقابل- نشانه مناعت طبع نیست بلکه برعکس، بیاموزیم تا علاقه مان را به همسرمان نشان بدهیم

 

همه‌پرسی خانوادگی! 

خودرأیی، تصمیم‌گیری بدون مشورت، تکروی و... ، نشان‌دهنده کمبود این عزت نفس است. از طرفی نشان می‌دهد با تنگ‌نظری می‌خواهیم همه کارها را به نام و با تلاش خودمان ثبت کنیم و اصلا به حضور و نظر طرف مقابل اهمیت ندهیم. تصمیم‌گیری‌های دو نفری را از همین حالا شروع کنیم.

عزت‌نفس رفتار مثبتی است که اولا باعث سلامت روحی- روانی خودمان می‌شود چون به پای طرف مقابل نمی‌افتیم و با رفتار عاقلانه و منطقی‌مان خوار و ذلیل نمی‌شویم؛ در ثانی این مناعت‌طبع، ارتباط سالم، منطقی و محترمانه‌ای را بین ما به‌وجود خواهد آورد.

+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 و ساعت 17:29 |
آیا می‌دانید برای اینكه روابط زناشویی‌تان تداوم بیشتری داشته باشد، همه چیز را نباید به همسر خود بگویید! آیا می‌دانید چه صحبت‌هایی را باید به همسر خود بگویید و چه سخنانی را باید مطرح نسازید؟


اولین گام در روابط زناشویی نحوه صحبت كردن است. طرز صحیح صحبت كردن با همسرتان تاثیر بسزایی را در روابط شما می‌گذارد، البته لازم به ذكر است نه هر صحبتی.بعضی از خانم‌ها یا آقایان عادت دارند تمام اتفاقاتی را كه در طول روز برایشان اتفاق افتاده را برای همسر حود تعریف كنند.


با این وجود گاهی اوقات صحبت كردن بسیار خطرناك است، اما توصیه نمی‌شود كه مدام صحبت نكنید، بلکه سكوت در بسیاری از موارد، بهتر از صحبت كردن است. در ادامه مطلب امروز چند توصیه و پیشنهاد را به شما ارائه می‌دهیم تا چنانچه با این مسئله زیاد آشنا نیستید، و مشکلی در زندگی دارید، بتوانید برطرف کنید. از دیدگاه روانشناسان انسان‌ها از این منظر به چند دسته تقسیم می‌شوند:

1) افرادی كه همه مطالب زندگی خود چه در حال، چه در گذشته را برای همسران خود بازگو می‌كنند به بلوغ فكری نرسیده‌اند، ذهن‌شان مانند دوران نوجوانی‌شان عمل می‌كند كه عادت داشتند همه چیز را برای خانواده خود تعریف كنند.


2) افرادی كه در تعاریف خود و صحبت‌هایشان اغراق می‌كنند و حتی گاهی‌وقت‌ها به دروغ نیز متوسل می‌شوند، افرادی هستند كه اعتماد به نفس كمی به خود دارند و با این كار قصد دارند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهند. امروزه پیوند بین زوج‌های با ازدواج‌هایی كه در سابق صورت می‌گرفت كاملا متفاوت می‌باشد. در زمان امروز اكثر زوجین هر دو با هم به كار بیرون از خانه اشتغال دارند، زمان كمی را برای صحبت كردن با یكدیگر دارند، هنگامی‌كه فرصتی برای صحبت كردن پیش می‌آید در اغلب موارد راجع به كار بیرون از خانه خانم یا آقا می‌گذرد، به ندرت پیش می‌آید كه زوجین در مورد رابطه خودشان، زندگی دو نفره‌ای یا چهار نفره‌شان به صحبت بنشینند.


حال به توضیح این موضوع می‌پردازیم كه چرا نباید تمام صحبت‌های خود را به همسرتان بازگو كنید؟ این سوال چندین پاسخ دارد:

1) از دیدگاه بعضی از روانشناسان افرادی كه گذشته تلخ و سخت داشته اند باید توجه كنند كه، هنگامی تجربه‌های تلخ گذشته باید چراغ راه آینده باشد و بس. سعی كنید با گذشته‌های تلخ‌تان خداحافظی كنید و با عنوان كردن تجربه‌ها ذهن همسرتان را مغشوش نكنید. توجه كنید كه شما دیگر در دوران مجردی بسر نمی‌برید، شما تشكیل خانواده داده‌اید و از همان روز اول كه وارد زندگی زناشویی می‌شوید باید سعی كنید همه گذشته خود را فراموش كنید، و الان زمان آنست كه زندگی دو نفره كه در آینده خواهید داشت فكر كنید، صحبت‌هایتان نیز باید حول زندگی مشتركتان باشد نه گذشته تلخ‌تان.


2) اگر از اشتباهات گذشته عبرت گرفته‌اید و تحول خاصی در رفتارتان ایجاد كرده‌اید لزومی به بازگو كردن اشتباهات گذشته‌تان نیست چون ممكن است بر دیدگاه طرف مقابل به شما اثر منفی بگذارد و یا برخی قابلیت‌های فعلی‌تان نادیده گرفته شود. مگر در مواردی كه بازگو كردن تجربه شما می‌تواند مانع تكرار اشتباه برای طرف مقابل‌تان شود.


3) صحبت‌هایی را از گذشته، حال برای همسرتان بازگو و تعریف كنید اما سعی كنید وارد جزییات نشوید، مسائل را برای او كاملا باز نكنید و نشكافید.

حال چه صحبت‌هایی را نباید مطرح كرد:

1) اسرارتان را به همسرتان نگویید. منظور از اسرار چیست؟ مشكلاتی كه در دوران قبل از ازدواج برایتان بوجود آمده و بازگو كردن آن تنها باعث مشغول كردن ذهن همسرتان می‌شود. ناگفته نماند كه مسائلی است كه گفتن آنها به همسرتان ضروری است مثلا تجربه نامزدی ناموفقی اگر در گذشته داشته‌اید به همسرتان بگویید اما آیا واقعا لازم است همسرتان از جزئیات آن مطلع باشد؟ مشكلاتی كه با پدر و مادر، خواهر یا برادرتان داشته‌اید و عنوان كردن آنها به دیدگاه همسرتان نسبت به خانواده‌تان خدشه وارد می‌كند، كمبودهایی كه در زندگی با آنها مواجه بوده‌اید، رنج‌ها و مشقت‌هایی را كه متحمل شده‌اید، و مسائلی مانند این موضوعات بهتر است بازگو نكنید.

 

2) اگر زمانی به همسرتان، رفتارهایی كه انجام می‌داده شك كردید و در وفاداریش نسبت به خودتان مردد بودید، هرگز این موضوع را مطرح نسازید. زیرا ممكن است شما به اشتباه چنین فكری را داشته بودید در این صورت احساس وفاداری كه بین شما و شوهرتان وجود داشته در همان زمان از بین می‌رود.



+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 و ساعت 17:16 |
احساس تنهایی، ترک خانه توسط فرزندان ، کار بدون دستمزد، فقر اقتصادی ، بها ندادن به ارزش اقتصادی و اجتماعی در جامعه و … از جمله علل بروز افسردگی در میان زنان خانه دار است.به گزارش سلامت نیوز افسردگی بیماری شایع عصر ماست و در تمامی جهان روند فزاینده ای دارد. این در حالی است که حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیز دیگری تشخیص داده شده است.
 
رئیس انجمن روان شناسی اجتماعی ایران در رابطه با این بیماری شایع میگوید: زنان بیشتر از مردان در معرض بیماری‌های روانی و افسردگی قرار دارند به طوری که درصد ابتلای زنان به اختلالات روانی در جامعه ما ۲ برابر مردان است. دلیل آن مسائل بیولوژیکی و شرایط محیطی است همچنین نابسامانی‌های اجتماعی و قانونی نیز در این مسأله موثر است.

 

به گفته دکتر مجید صفاری نیا، در مطالعات انجام شده ۲۳ درصد از زنان کارمند دچار افسردگی میشوند در حالی که این رقم برای زنان طبقه متوسط فقط ۶ درصد است. در صورتی که زنان شاغل به علت گذراندن زندگی سرشار از فشار در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خبر آنلاین او با تاکید بر این که زنانی که زیر خط فقر زندگی می کنند و به تنهایی با مشکلات می جنگند بیشتر در معرض آسیب های افسردگی قرار دارند میگوید: بسیاری از زنان سرپرست خانوار که به دلایل متعددی مثل مهاجرت شوهر، زندانی شدن یا از کار افتادگی او، طلاق و … سرپرستی خانواده را به عهده گرفته اند، آسیب پذیرترین قشر اجتماع محسوب می شوند.

به گفته رئیس انجمن روان شناسی اجتماعی ایران، دو عامل در افزایش فقر در میان زنان سرپرست خانوار مؤثر است. یکی محدودیت مشارکت آنان در مشاغل رسمی و پردرآمد ، دوم فقدان تأمین اجتماعی فراگیر و در نهایت بسیاری از این شرایط دست به دست هم داده و به رنج این زنان می افزاید.

او همچنین اشاره میکند: علاوه بر زنان سرپرست خانوار رقم افسردگی در میان زنان خانه دار رو به افزایش است. احساس تنهایی، ترک خانه توسط فرزندان ، کار بدون دستمزد، فقر اقتصادی ، بها ندادن به ارزش اقتصادی و اجتماعی در جامعه، قدرناشناسی نسبت به تلاش زنان خانه دار، خشونت ، نداشتن مشارکت اجتماعی، کمبود مراکز تفریحی، بالا بودن هزینه ها جهت تفریح و پرکردن اوقات فراغت از جمله علل بروز افسردگی در میان زنان خانه دار است.


+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 و ساعت 1:15 |

به جرات مي توان گفت همه بچه ها اين كار را انجام مي دهند و عادت به مكيدن انگشت در سا لهاي اول زندگي كودك امري طبيعي بوده و در واقع نوعي  آرامش براي آنها محسوب مي شود و وسيله اي براي تسكين هيجانات كودك است.كودك به هنگام گرسنه بودن – دندان در آوردن – خجالت كشيدن- خستگي و خواب آلودگي – و نيز در مواقع تنهايي و بي حوصلگي اقدام به اين كار مي نمايد.

معمولآ كودك از ۲ سالگي تا ۴ سالگي اين عمل را ترك مي كند و در ۵ سالگي بسيار كم اين عادت اتفاق مي افتد ولي در برخي از كودكان بعلت احساس نا امني – كمبود مهر و محبت – وجود عوامل استرس زاوساير علل ممكن است چند سالي نيز ادامه داشته باشد عادت به مكيدن شست توسط كودك علاوه بر اينكه از لحاظ بهداشتي كاري نادرست بوده و سبب انتقال عوامل بيماريزا و نهايتآ  بيماري او مي شود تاثير بسيار بدي نيز بر روي رشد دندانهاي كودك دارد.

اثرات مضر اين عادت  :

با تو جه باينكه استخوانهاي فك كودك باندازه كافي محكم نبوده و هنوز نرم مي باشد تكرار عمل سبب تغيير شكل آن شده و موقع دندان در آوردن كودك باعث مي شود دندانها كج و باريك باشد ضمنآ دندانهاي فوقاني به سمت بيرون و دندانهاي پايين نيز به سمت داخل رشد نموده و مشكلات و آسيب هايي را براي كودك بوجود مي آورد.كه شايد جبران آن پر هزينه و وقت گير و دردسر ساز باشد.

توصيه هاي مهم:

*براي رفع و ترك عادت از لحاظ روحي كودك را در فشار قرار ندهيد اين عمل شما سبب ايجاد استرس بيشتر و بدتر شدن حل مسئله مي شود.

*در هنگام روز سعي كنيد با بازي نمودن با كودك يا تنقلات و ساير روشهايي كه خودتان صلاح ميدانيد او را سرگرم سازيد.

*در هنگام خواب  دست هاي كودك را با پارچه تميز يا با جوراب و ... بپوشانيد.

*ماليدن مقدار كمي ماده تلخ و تند روي دستها براي ترك عادت ميتواند در كودك موثر باشد.

*تشويق و تحسين كودك نيز زمانيكه عادت را انجام نمي دهد بسيار خوب است
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 18:57 |

هر پدر و مادري تلاش مي كند فرزندي نمونه داشته باشد اما براي اين كار نيازمند داشتن معيارهاي مناسبي است تا بتواند بر اساس آن به تربيت فرزندش همت بگمارد در غير اينصورت ارزيابي ها در اين مورد غلط و اشتباه شده و در امر تربيت با مشكلات متعددي روبرو خواهيد بود.

 در اين مطلب به دو خصوصيت عمده و مهم كه نقش اساسي در تشكيل شخصيت فرد دارد مي پردازم :

الف: داشتن اعتماد به نفس خوب :

اعتماد و اتكاء به نفس در سازندگي و معرفي شخصيت هر انساني به ديگران سهم عمده اي دارد اما اعتماد به نفس كه در يك كلام همه چيز كودك است زماني در او بوجود مي آيد كه والدين متناسب با توانايي ها و استعداد هاي كودك نقاط قوت و مثبت او را شناسايي كرده و تقويت نمايند در اينصورت است كه او قادر خواهد بود در همه امورات مربوط به خود از جمله انجام دادن مسئو ليت هايش و ارتباط با گروه همسالان و دوستانش ارتباط موثر و منطقي داشته باشد.

مادران عزيزي كه در محبت به كودك افراط مي كنند دست فرزندشان را مي گيرند تا مبادا زمين بخورد يا زحمت لقمه فرزندشان را نيز خودشان مي كشند و لقمه آماده را در دهان كودكشان مي گذارندو يا شب ها فرزند خود را در كنارشان مي خوابانند و..... به خيال خودشان در حق آنها لطف مي كنند اما غافلند از اينكه با اين جور كارها اعتماد به نفس كودكشان را شديدآ پايين مي آورند و از آنها كودكاني لوس تربيت مي كنند كه در آينده و در هنگام ورود به اجتماع نمي توانند از عهده و مسئو ليت خود يعني پدر و يا مادر بودن بر آيند و با مشكلات متعدد روبرو مي شوند .

والدين گرامي براي اينكه اعتماد به نفس كودكتان تقويت شود:

اولآ: به كودكتان مسوليت كاري بدهيد مثلآ مراقبت از برادر يا خواهر كوچكتر و يا انجام كاري كه از عهده آن بر آيد .

دومآ: بگذاريد كار خودش را خودش انجام دهد .

ثانيآ: به او تفهيم كنيد كه چگونگي انجام دادن كار برايتان اصلآ اهميت ندارد بلكه نفس انجام كار توسط  او براي شما خيلي مهم است.

كودكي كه مسوليت پذير باشد هرگز دروغ نمي گويد و از زير بار وظايف خود نيز فرار نمي نمايد و اعتماد بنفس با لايي خواهد داشت و هميشه ياد مي گيرد كه انسان با تلاش و فعاليت است كه مي تواند صاحب همه چيز شود و در سستي و تنبلي چيزي جزء فقر و بيچاره گي و تهي دستي بدست نخواهد آورد.

هرگز كودكتان را تحقير و سرزنش نكنيد چراكه اين كار شما در بوجود آمدن عقده حقارت در او و پايين آمدن اعتماد به نفس خيلي موثر است پس سعي كني هميشه براي كودكتان مربي و راهنما و مشاور خوبي باشيد نه اينكه براي فرزندتان چوب اتكايي باشيد كه اگر روزي در اثر حوادث روزگار آن را از دست داد با سر به زمين بخورد و قادر به بلند شدن نباشد.

ب: خوش برخورد و اجتماعي و با ادب:

سعي كنيد در ادب آموختن به كودك نيز متناسب با درك و فهم او اين كار را انجام دهيد به فرزندتان ياد بدهيد سخن انسان اگر پاكي  و عفت نداشته باشد نبايد بر زبان آورده شود به او تفهيم كنيد  ديگران بر اساس سخن و رفتار و اعمال ماست كه  شخصيت و ارزش و اعتبار ما را محک می زنند به فرزندتان بياموزيد كه انسان با خوش خلقي و ادب و بر خورد خوب با اطرافيان خود است كه مي تواند در عمق دل آنها نفوذ كند و.....

والدين عزيز با ادب تربيت نمودن كودك به اين معنا نيست كه بعد از مدتي متوجه بشويد كه آن صفا و صميميت و ارتباط كه لازمه هر فرزند و والديني است در بين شما از بين رفته است و جاي آن را روابط خشك و خالي و مقرات پر كرده است.و در خاتمه والدين گرامي هميشه يادتان باشد در ادب دادن به فرزندتان هيچ وقت پا را فراتر از حد اعتدال نگذاريد تا خداي نا كرده در وجود كودك عوارض منفي اخلاقي نداشته باشد و اين جمله فراموش نشود كه : شخصيت هرگز دادني نيست بلكه هر انساني چه كودك و چه بزرگ متناسب با اعمال و كردار و رفتارش چگونگي شخصييتش را معين و مشخص مي كند.پس ابتداء كار رفتار خودمان را اصلاح كنيم و پس از آن است كه رفتار و گفتار ما مي تواند الگو و درس عبرت براي رفتار فرزندمان قرار گيرد . موفق باشيد.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 18:54 |

حسادت نيز يكي از انواع انحرافات عاطفي براي انسان محسوب مي گردد كه تخم آن بوسيله اعمال و رفتار اشتباه والدين در دل كوچك و معصوم كودك  كاشته مي شود خصوصآ زمانيكه كودك به رشد و تكامل عقلي و عاطفي خود نرسيده است حسادت در واقع  همانند زنداني تاريك و بسيار مخوف است كه تنها زنداني موجود در آن روح و روان فرد گرفتار شده مي باشد و تا هنگامي كه شخص تلاش نكند و نخواهد كه خودش را از درون خود متحول كرده و خارج نمايد هرگز نخواهد توانست از دست حسد نجات پيدا كند و اصطلاح حسود هرگز نيا سود مبين همين مسئله است چون حسد ورزي جزء بوجود آوردن عقده در درون انسان و ويران نمودن روح و روان فرد كار ديگري ندارد.

حسادت را بايد يك نوع مقايسه دانست مقايسه اي كه در آن هميشه فرد حسود خودش را كمتر از ديگران احساس مي كند و به همين دليل است كه در درون و نهاد خود احساس حقارت و كوچكي نموده و از درونش عذ اب مي كشد و اين عذ اب است كه رفته رفته فرد را از درونش مي سوزاند و همانند آتشي است كه در انبار پنبه افتاده باشد همه چيز را نابود مي كند.

حسادت در دل كودك معمولآ زماني شكل مي گيرد كه نوزادي وارد محفل خانواده شده و توجه پدر و مادر و سايرين را به خود جلب مي كند اگر در اين حالت حساس به كودك توجه نشود او فكر مي كند محبت والدينش را كه همه چيز يك كودك است از دست داده و بزرگترين پايگاهش خراب شده است چراكه محبت پدر و مادر نصيب برادر و يا خواهر كوچكش شده است در نتيجه به او حسادت كرده و دشمني مي ورزد .پس والدين عزيز درست است كه نوزاد به مراقبت جسمي و تغذيه اي شما نيازمند است اما نياز ها و احتياجات روحي و رواني كودك شما خيلي بيشتر از نوزاد تازه وارد است پس هر گز با او طوري رفتار و برخورد نكنيد كه تصور نمايد شما و اطرافيانش او را فراموش نموده ايد.ضمنآ اگر مشاهده مي كنيد فرزند شما گرفتار حسد شده و در آتش اين حسادت خود مي سوزد سعي كنيد با باران محبت آن را خاموش سازيد نه اينكه با سرزنش هاي مداوم و يا با مقايسه او با ساير فرزندان و حتي همسالانش مسئله را وخيم تر و بحراني تر سازيد.

راهكار:

۱-به كودك مسئو ليت بدهيد زيرا اتكاء به نفس او زياد شده و شخصيت اش قوي مي شود و كسي كه داراي شخصيت عالي گرديد هرگز حسد در دل او جايي نخواهد داشت.

۲- كودك را هر چه قدر كه ظرفيت دارد از شهد محبت خود سيراب نماييد تا از تنهايي و  درونگرايي رهايي يابد .

۳- والدين گرامي با اشتباهات نسنجيده و نادرست تربيتي خود فرزندتان را به بدبيني  سوق ندهيد يادتان باشد كودكتان هزاران نياز مرتفع نشده دارد كه هر گاه با آنها در يكجا جمع شوند قطعآ كودك را بسوی حسادت خواهد كشاند.

۴-سعي كنيد بخاطر سلامت روحي و رواني فرزندتان هم كه شده او را وارد جمع و اجتماع دوستان و همسالانش كنيد تا با ارتباط و برخورد با آنها كه نتيجه اش پذيرش مسئو ليت جمعي است از تنهايي در آيد در غير اينصورت انحراف پذيري او مخصوصآ بسوي حسادت حتمي خواهد بود.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 18:52 |

يكي از عوامل سستي و زوال بنيان هر خانواده اي گسترس آفت و بيماري بي اعتمادي در باغچه زندگي زوجين است  چنين محيطي هرگز احساس آرامش و نشاط و سر زندگي و شادي را تجربه نمي كند و در اثر بروز مشاجرات و اختلافات خانوادگي متعدد نهايتآ به طلاق و جدايي مي انجامد.بر عكس آن در خانواده اي كه زوجين پايه هاي زندگي شان را با تفاهم و اعتماد و گذشت و فداكاري و محبت و عشق به همديگر بنا نهند هميشه در تمام ابعاد زندگي خانواد گي و اجتماعي موفق هستند زيرا وجود همسري شايسته و لايق و قابل اعتماد مايه رسيدن به آرامش و سعادت و خوشبختي است.

اما اعتماد بين همسران بيشتر به انتخاب همسر مناسب در زمان ازدواج بر مي گردد بدين معنا كه در هنگام همسر گزيني بايد خانواده ها همديگر را بطور دقيق و خوب ارزيابي و شناسايي كنند و با تحقيق و پرس و جو از محل كار – محل زندگي قبلي و فعلي و بطور كلي با شناخت كامل در اين زمينه اقدام كنند تا در صورت وجود همدلي و نكات مشترك و تفاهم و با صداقت و راستي و احترام متقابل با يكديگر ازدواج نمايند تا جايي براي شكل گيري بي اعتمادي فراهم نباشد.

اكثر ازدواج هايي كه از طريق آشنايي خياباني – اينترنتي و ازدواج هاي تحميلي صورت مي گيرد زوجين در زندگي شان دچار سوء ظن و شك و ترديد بسر مي برند لذا بايد جوانان و والدين در اين خصوص دقت و توجه كافي نمايند.

در تاثير بي اعتمادي بر تربيت فرزندان نيز به نكات مهم ذيل بايد توجه نمود:

۱-فرزنداني كه در چنين خانواده اي رشد و تربيت مي يابند قطعآ نمي توانند از اثرات سوء و منفي و مخرب سايه شوم بي اعتمادي كه در خانواده كسترده شده است در امان باشند آنها از لحاظ شخصيتي دچار اختلال شده و نمي توانند به درستي تربيت شوند لذا به نا بساماني و ناراحتي و بيماري روحي و رواني مبتلا مي گردند.

۲-با توجه باينكه كودكان از اعمال و رفتار مااست كه تربيت يافته و راه و روش زندگي را ياد مي گيرند اين چنين كودكاني با چنين روحيه ناسالم و شكننده وقتي بزرگ شدند و وارد اجتماع شوند در دوران جواني و هنگامي كه مي خواهند مسئو ليت پدر و يا مادر شدن را پذيرا باشند اين قدرت و جرات را در خودشان نمي يابند و لذا با مشلات متعدد ي در آينده روبرو خواهند شد.

۳-خانواده اي كه بنيان آن بر اساس سنگ بي اعتمادي و دروغ به همديگر چيده شود هرگز نمي تواند فرزنداني موفق كه آينده اي مشخص و روشن داشته باشد تربيت نمايد زمانيكه والدين در چنين خانواده اي همديگر را قبول و باور ندارند چگونه فرزندان مي توانند با مشاهده اين همه بي اعتمادي آنها را قبول داشته و از آنها فر مانبر داري عاطفي و احساسي داشته باشند.

۴-بسياري از كودكان – نوجوانان و حتي بزرگسالان بزهكار در جامعه را كساني تشكيل مي دهند كه در اين چنين محيط هاي نا بسامان پرورش يافته اند .

آري والدين عزيز كودكان از شكم مادر با نا بساماني روحي و رواني و بصورت نا سازگار و منحرف متولد نمي شوند همين رفتار و اعمال ما است كه  تخم شك و ترديد و بي اعتمادي و ساير انحرافات اخلاقي را در دل معصوم و كوچك كودك بارور كرده  و درخت تنومند بي اعتمادي و بد بيني را در روان او بوجود مي آورد و سبب بروز اختلال در روح و روان آنها شده و زمينه گرايش را به انواع انحرافات عاطفي و اخلاقي در بزركسالي فراهم مي كند .پس بياييد با انتخاب روشهاي درست و اصولي درگزينش همسر آينده  و با تقويت و دميدن روح اعتماد در كالبد زندگي كودكاني از همه لحاظ پاك نهاد و سالم تربيت نموده و تحويل جامعه دهيم .

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 18:48 |

ايجاد اشتياق و علاقه به مطالعه كار سخت و مشكلي نيست اگر مي خواهيد فرزندتان به اين كار عادت كند طوريكه تا سن بلوغ و حتي تا بزرگسالي او نيز ادامه داشته باشد رعايت نكات ذيل لازم و ضروري است:

۱-او را عادت دهيد روزانه و با فاصله ۲تا۳ ساعت تكاليف درسي خود را انجام دهد تا قادر باشد به تكامل هوشي در مطالب ياد گرفته شده دست پيدا نمايد.

۲-در خانه محيطي سالم و ساكت و آرام براي كودك ايجاد كنيد.تا بدور از استرس و ساير عوامل مخرب تاثير گذار به مطالعه بپردازد.

۳-چون كودكان از رفتار والدينشان هميشه تقليد كرده و آنها را الگوي خود قرار مي دهند پس اهل مطالعه باشيد تا فرزندتان نيز با مشاهده شما به مطالعه و درس خواندن تر غيب شوند .

۴-كودك را خسته نكنيد اجازه دهيد در كنار مطالعه به بازي و تفريح با دوستانش نيز بپردازد زيرا اين كار بسياري از نا بسامانيهاي رواني او را مرتفع ساخته و به شما نيز در شنا سايي برخي ويژگيهاي روحي او ياري مي رساند.

۵-او را در مطالعه همراهي كنيد و از فرزندتان بخواهيد مطالب را براي شما بخواند اين كار لذت مطالعه را در او افزايش مي دهد.

۶-براي بالا بردن قوه تخيل و خلاقيت كودك و ارتقاء اشتياق او به مطالعه سعي نماييد وسايل كمك آموزشي – كتابهاي داستان – مجله هاي  كودكان – كتب خنده دار و مهيج و.... را تهيه نموده و در اختيار او قرار دهيد.

۷- سعي كنيد بازيهاي نا سالم خشن رايانه اي را كه براي او بسيار مخرب و اثرات منفي داشته از او دور كنيد ضمنآ تما شاي برنامه هاي تلويزيوني و ويديوئي و ..... را نيز محدود و كنترل نماييد تا در سايه عادت و توجه به آنها از مطالعه غفلت نورزد.

۸-هرگز كودكان را به زور و يا تطميع وادار به مطالعه خصوصآ دروس خود نكنيد زيرا كودك آنرا به عنوان يك وظيفه كه از سوي شما به او تحميل مي گردد تصور نموده و از مطالعه بيزار و گريزان مي شود يكي از علت بي علاقگي و افت تحصيلي دانش آموزان در مدرسه همين مسئله است.

۹- جملات تشويق آميز همراه با محبت شما به فرزندتان خصوصآ در بين چند نفر در ترغيب او بسيار اهميت داشته و تاثير گذار مي باشدبنابراين در حاليكه از كار او ابراز رضايت مي كنيد و دست محبت و نوازش بر سر كودكتان مي كشيد به او بگوييد" آفرين فرزند خوب و فهميده ام من به تو افتخار مي كنم" مطمئن باشيد با اين كار شما او تشويق شده و هر روز عملش را تكرار مي كند و كم كم به مطالعه عادت كرده و نيازي به مراقبت شما براي مطالعه  نخواهد داشت.

كوتاه سخن اينكه والدين عزيز براي تشويق و ترغيب كودك به انجام دادن هر عمل درست و مثبت ابتداء شما بايد انگيزه و علاقه دروني انجام دادن آن را در دل كوچك فرزندتان فراهم سازيد تا او با ميل و ترغيب دروني خودش بسوي آن كار كشيده شود و الا با چوب تنبيه و اجبار و زور نه تنها كار بدتر شده و نتيجه مطلوب عايد نمي شود بلكه گرايش كودك را به انواع نا بسامانيهاي اخلاقي و عاطفي رقم خواهد زد.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 18:40 |

غريزه محبت همزمان با ساير غرايزانسان از همان لحظه تولد در كودك وجود داشته بطوريكه نوزاد بوسيله بوي مادرش او را شناخته و فقط در آغوش پر محبت و نوازش هاي مادرانه او است كه آرام مي گيرد ما آنچنان محتاج محبت هستيم كه بعد از مرگمان نيز دوست داريم برايمان بگريند ولي محبت نيز مانند ساير نيازهاي اساسي بايد بصورت اصولي و منطقي اقناع گردد و حالت تعادل در آن مراعات شود تا كودك وقتي بزرگ و وارد اجتماع شد بتواند در مسير پر پيچ و خم و دست انداز جاده زندگي وقتي به چاله هاي بي محبتي افتاد هرگز احساس نا كامي نكند بنابراين بطور خلاصه به اثرات زيانبار افراط و تفريط در محبت و دوست داشتن كودك اشاره مي شود:

*افـــراط در محبت:

برخي والدين در ابراز علاقه به فرزند خود از حد تعادل عدول مي كنند در نتيجه كودكاني تربيت مي كنند لوس – مغرور- پر توقع و از خودراضي. نكته اينجاست اين والدين زمان و مكان محبت را بدرستي در نيافته اند و زمانيكه كودك نياز به محبت و توجه كمتري دارد با تزريق محبت بي جا سبب مي شوند اثر مثبت محبت از بين رفته و تاثير منفي نيز روي كودك داشته باشد.در چنين محيطي چون همه چيز به راحتي توسط والدين در اختيار كودك قرار مي گيرد او بيشتر به يك عروسك كوكي بي اراده شبيه است كه از همه لحاظ كاملآ وابسته به پدر و مادرش مي باشد او اعتماد به نفس را نيز در وجود اش احساس نكرده و با بوجود آمدن كوچكترين مشكل به آنها پناه مي برد اين كودكان معصوم زمانيكه وارد جامعه مي شوند نمي توانند از عهده مسئو ليت هاي زندگي بر آيند و احساس عجز و ناتواني شديد مي نمايند.

بنابراين والدين عزيز سعي كنيد جوري با كودكتان رفتار كنيد كه او شما را راهنما و ياريگر خود بداند نه تكيه گاه ثابت و دائم .چون لوس و مغرور و وابسته و بدون اتكاء بنفس بار مي آيد.

*تفريط در محبت:

كوتاهي و ناديده انگاشتن محبت نيز سبب بوجود آمدن عقده محبت در كودك شده كه نتيجه اش ظهور انواع اغتشاشات و عقده هاي رواني از قبيل بد بيني – عقده حقارت – حسادت – عصيان گري و سركشي و ناسازگاري و هزاران اثر ويرانگر ديگر در روح لطيف و حساس او مي شود بطوريكه در اثر تكرار شدن اين عقده ها و نا بسامانيها فرد نياز به معالجه پيدا مي كند معالجه اي كه دارويش نه دارو هاي شيميايي بلكه داروي محبت است.

كودكي كه در اثر رفتار هاي اشتباه و غلط والدين از عقده كمبود محبت در عذاب است و در آتش آن مي سوزد به انواع انحرافات عاطفي و اخلاقي گرفتار شده و به تدريج از اطرافيان و مردم گريزان مي شود و به يك فرد بي عاطفه – عاصي و خشن مبدل مي گردد اگر در زندگي افراد خلافكار دقت كنيد اغلب آنها در كودكي از محبت محروم بوده اند و شهد شيرين نوازش  و محبت والدين را نچشيده اند پس اگر كمي انصاف داشته باشيم تاييد مي كنيم كه مقصر اصلي اين همه بي عاطفگي ها – خشونت ها – خيانت ها – طلاق و جدايها – انحرافات اخلاقي و جنسي و.... موجود در جامعه ما والدين هستيم كه نتوانسته ايم به وظيفه خطير باغباني خود در نگهداري و مراقبت از گلهاي باغچه زندگي مان ( فرزندانمان) در مقابل آفت هاي پيرامونشان جامعه  عمل بپوشانيم.

والدين عزيز قصور شما در محبت به كودك به همراه اضافه شدن ساير محدوديت ها و تحقير و سرزنشها و مقايسه نمودن كودك با ساير همسالانش چنان در روح معصوم كودك شورش به پا مي كند و او را بسوي عصيان و ارتكاب كار هاي خلاف مي كشاند و از منطق و واقعيت دور مي سازد كه او در جواني براي خود نمايي و جبران كاستي و كمبود محبت و عقده هايش به هر گونه عمل ناشايست و ناپاكي دست مي يازد.براي اين چنين فردي دنيا محل مبازه و ستيز و دشمني است نه محل محبت و آرامش.

پس بياييد شخصيت فرزندمان را محترم بداريم و كمر همت به تربيت صحيح و سالم كودكان از لحاظ جسمي و روحي بر بنديم ما مي توانيم بسياري از خلاء ها و كمبود هاي مادي و اقتصادي آنها را نيز با ابراز علائق و معنوي و با سيراب نمودنشان از محبت پر كرده و جبران نماييم اگر كودكان تحت تربيت ما لايق و شايسته و سالم و پاك نهادباشند يقين داشته باشيم افراد جامعه نيز سالم خواهند بود و قطعآ جامعه نيز مسير سلامت و پيشرفت را خواهد پيمود.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 18:36 |

آنچه كه هدف تربيت است بطور خلاصه اين است كه همه استعدادهاي مثبت انسان را بصورت كاملآ هماهنگ شده با هم و تدريجآ رشد دهد به گونه اي كه اين رشد همه جنبه هاي شخصيت او را در بر بگيرد . تربيت نيز براي خودش داراي اركاني است كه بطور خلاصه به شرح ذيل مي باشد:

۱-مربي يا راهنما :

مربي قصد دارد در فردي كه تربيت روي آن اعمال مي شود تاثير بگذارد و در نتيجه بتواند ذهنيت و رفتار و اعمال او را دگرگون و تغيير دهد حالا حتمآ الزامي نيست كه اين مربي براي انسان حتمآ يك انسان تحصيل كرده يا يك روانشناس يا والدين انسان و ....باشد بلكه يك حادثه ناگهاني ميتواند انسان را از اين رو به آن رو بكند و او را از خواب چندين ساله بيدار كرده و ذهنيت او را به قضايا و جهان تغيير دهد يا يك سخن و گفتار كه ميتواند ما را به تامل و انديشه واداشته و ديدگاه و بينش ما را كاملآ عوض نمايد و سبب ايجاد تغييرات رفتاري در ما شود.

۲-پذيرنده تربيت يا متربي:

يكي از اركان مهم ديگر در تربيت هميت است بعبارت ديگر يك روي سكه مربي و روي ديگرش متربي است كه بدون آن تربيت محقق نشده و امكان پذير نخواهد شد البته پذيرنده تربيت نيز همانند مورد بالا فقط مختص انسان نيست بلكه حيوانات و حتي گياهان نيز مشمول امر تربيت قرار مي گيرند.

۳- عمل تربيت:

منظور از آن فراهم نمودن و بوجود آوردن شرايط و موقعيتها و برداشتن مانع ها ي پيش روي پذيرنده تربيت است تا متربي قادر باشد به راه صحيح و درست زندگي دست يافته و در نتيجه به منش و كنش درست آراسته شده و به كمال مطلوب و مورد نظر تربيت دست يابد.

۴-اثر گذاري و تغيير رفتار:

موقعي مي توانيم بگوييم تربيت انجام شده است كه عمل راهنما يا مربي تاثير ذهني خود را به نحو كاملآ درست و منطقي بر روي پذيرنده تربيت گذاشته باشد و ذهنيت و رفتار او را در جهت مورد نظر تغيير داده باشد  البته اين پذيرش تربيت و تاثير گذاري آن حتمآ بايد از روي اختيار و با قبول نمودن متربي همراه باشد چون هرگز نمي توان كسي را به زور و اجبار و يا با تنبيه و تطميع و... مورد تربيت قرار داد چون نتيجه بخش نخواهد بود.

۵-مداومت و استمرار در تربيت:

آنچه مهم است اين است كه تربيت در مورد انسان فقط اختصاص به دوره خاصي از زندگاني او ( كودكي و نوجواني ) نيست بلكه تربيت بايد مستمر و دائمي باشد چون شكل گيري شخصيت در انسان نيز تدريجي است و انحرافات اخلاقي و عاطفي نيز در رفتار انسان بصورت تدريجي است نه دفعي و آني. پس اگر تربيت مداومت نداشته باشد به مرور شخصيت منفي تقويت شده و انسان به بيراهه سوق داده مي شود.

۶-تر بيت بايد همه جانبه باشد:

هدف و مقصود نهايي تربيت بايد جنبه هاي گوناگون شخصيت انسان باشد چرا كه همه ابعاد و استعداد هاي او بايد يكنواخت و هماهنگ با هم بايد رشد پيدا كنند در غير اينصورت هدف تربيت حاصل نشده و رشد شخصيت انسان ناقص و معيوب خواهد شد.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 18:34 |

يكي از وظايف بسيار مهم هر پدر و مادري براي فرزندش ياددادن فرايض و واجبات ديني از قبيل نماز – روزه و....است اگر اين كار بصورت اصولي و منطقي صورت گيرد همين دستورات ديني به عنوان عامل مثبت و موثر در ممانعت و بازدارندگي او از انحرافات اخلاقي و عاطفي كاملآ تاثير بسزايي خواهد داشت و زمانيكه بزرگ شد فردي متدين و انساني با شخصيت عالي مي شود پس براي اينكه اين فرايض درست به كودك ياد داده شود رعايت نكاتي الزامي است كه تنها به چند مورد مهم آن اشاره مي شود:

۱-با توجه باينكه كودك از اعمال ما تاثير پذيرفته و از آن تقليد نموده و درس مي گيرد پس الگوي مناسب و خوبي براي او باشيد بعبارت ديگر اگر فرايض ديني را در خانواده و نزد كودك رعايت كنيد فرزندتان نيز با مشاهده رفتار و اعمال شما شيوه صحيح و درست را از شما ياد گرفته و در انجام آن كارها عادت خواهد كرد و ديگر نيازي به مراقبت هاي بعدي شما نخواهد داشت و در اينصورت يقين بدانيد او با صبر و پايداري در صراط مستقيم قدمي را براي كار خلاف بر نخواهد داشت.

۲-سعي كنيد به سوالات فرزندتان در مسائل ديني در خور درك و فهم و عقل او پاسخ دهيد و حدالمقدور جوابتان بسيار ساده و كوتاه باشد نيازي نيست هرچه معلومات داريد جستجو كرده و به خورد او بدهيد چون هنوز كودكتان با اندازه كافي به رشد عقلي و ذهني لازم خود نرسيده است لذا بسياري از مطالب شما را درك نكرده و از آنها چيزي نخواهد فهميد در نتيجه دچار احساس زبوني و حقارت شده و اين عمل شما تاثير بدي را روي روحيه او مي گذارد.

۳-براي اينكه فرايض ديني را كودكتان ياد بگيرد سعي كنيد مفهوم و نيز هدف از آنها را متناسب با فهم كودك به او تفهيم كنيد هرگز او را به اجبار به اين كار وادار نكنيد زيرا قطعآ نتيجه نمي دهد چون شما با ترسي كه در دل لطيف و كوچك فرزندتان ايجاد مي كنيد باعث مي شويد او انجام اين فرايض را به عنوان وظيفه تحميلي  از طرف شما به خودش قلمداد نموده و تنها به جهت ترس و براي ريا و تزوير به شما به اين كارها اقدام كند و معلوم است با اين چنين كارهايي هرگز نتيجه مثبت از تربيت ديني عايد او نشده و كودك نخواهد توانست از روشهاي سازنده و موثر آن بهره ببرد.

بنابراين والدين عزيز در تربيت فرزندتان بايد طوري به آموزش دهيد كه فرايض ديني را تنها با اختيار باطني و با رغبت دروني انجام دهد تا تاثيرات مثبت مكتب انسان ساز اسلام را پذيرا گردد.

۴-والدين گرامي روش اشتباه مطمئنآ نتيجه بي ثمر دارد. يادتان باشد آينده كودك به دوران كودكي او بستگي دارد پس چه بهتر است زيز بناي تربيتي فرزندتان را طوري پي ريزي كنيد كه وقتي بزرگ شد خيالتان از همه لحاظ راحت باشد پس سعي نماييد در تربيت كودكتان احكام و قوانين ديني و در راس همه آنها خداوند متعادل را آنطوريكه شايسته است به فرزندتان بشناسانيد. اگر به فرزندتان بيآموزيد كه خداوند دوستدار ما بوده و در همه حال ناظر بر اعمال و حتي نيات ما است و به تمامي اعمال نيك ما پاداش ميدهد و تمامي دستورات و قوانين الهي نيز كه توسط پيامبران الهي به بشر فرستاده قطعآ براي خير و صلاح و سعادت جسماني و روحاني ما است . اگر به كودكتان تفهيم نماييد كه وظيفه ما نيز در قبال اين همه نعمت كه خداوند به ما ارزاني نموده سپاسگزاري و سر تسليم فرود آوردن در مقابل او وعمل به دستورات او است  يقين داشته باشيد در سايه چنين تربيت درست و منطقي كودك از ته دل به خالق هستي و دستورات دين علاقه مند مي شود و براي تشكر از نعمات خدا و سلامت روحي و رواني خود هرگز گرد گناه  نخواهد رفت و در نتيجه براحتي در جامعه جلوي هر گونه خلاف و كار هاي ناشايست گرفته مي شود و اينجاست كه روش تربيتي شما در مورد فرزندتان جواب مثبت خواهد داد.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 18:32 |

يكي از نياز هاي مهم و اساسي روح و روان كودك  تفريح و بازي است كودكان بعلت شرايط دوران كودكي كه دارند از لحاظ جسمي و روحي بيشتر از ما بزرگسالان محتاج به بازي و سرگرمي هستند چون معمولآ در سنين بالا ميل و رغبت به بازي بتدريج كم مي شود و امورات مهمتري جايگزين آن مي گردد ولي رويهم رفته انسان در همه حال به تفريح و تقويت روحيه خود نيازمند است.

تحقيقات ثابت نموده است كودكاني كه به اندازه مورد نياز با همسالان خود به بازي مي پردازند از لحاظ ذهني و نيز اجتماعي خوب و بهتر رشد مي كنند زيرا قادر هستند بسياري از خواسته ها و مشكلات رواني خود را به وسيله آن مرتفع سازند اگر اين نياز اساسي در اثر بي حوصلگي و سهل انگاري مورد غفلت واقع شود كمبود هايي كه در اثر رفتار هاي غلط و اشتباه والدين در درون او بوجود آمده است قابل شناسايي نشده و در نتيجه هرگز نمي توان براي اصلاح و بهبود آنها كاري انجام داد و اين عقده ها ي مخرب روح و روان تاثير بدي را روي شخصيت كودك خواهد گذاشت پس نبايد از كنار آن بي تفاوت گذشت و آن را ناديده انگاشت و با بهانه تراشي هاي بي جا جلوي بازي كودك را گرفت.

بطور خلاصه اثرات مهمي كه تفريح و بازي بر كودك دارد عبارتند از:

۱-بازي در سلامت جسمي نقش حياتي و مهم دارد و سبب مي شود عضلات كودك قوي – استخوانهايش محكم – حواس او تقويت شده و از لحاظ روحي شاد و سرحال باشد.

۲-از طريق بازي گروهي كودك معني شكست و ناكامي و پيروزي و موفقيت را درك مي كند در نتيجه اعتماد و اتكاء به نفس او زياد مي شود پس والدين عزيز بگذاريد فرزندتان اين مفاهيم عبرت آموز را از زمين خوردن و بلند شدن در بازي با همسالان خورد ياد بگيرد تا فرادي روزگار وقتي در چاله مشكلات زندگي افتاد همچون بيد به خودش نلرزد و خود را نبازد.

۳-بازي ابزاري است در دست كودك تا بوسيله آن بتواند احساسات و عواطف و كمبودهاي خود را براحتي بيان و ابراز نمايد و در كنترل آنها خبره شود .

۴-تفريح و سرگرمي كودك تاثير فوق العاده اي در كاهش استرس او داشته و زمينه خود اتكايي و استقلال را برايش بوجود مي آورد .

۵-كودك تجربيات بسيار ارزشمند و مهمي را در بازي با همسالان خود بدست مي آورد كه قطعآ بر روي رشد شخصيت آينده او موثر و مفيد است .

۶-قوه تخيل كودك در بازيهاي فكري كه نياز به فعاليت ذهني دارد تقويت و ارتقاء مي يابد.

۷-والدين گرامي بگذاريد كودكتان از بازي كردن لذت ببرد اما يادتان باشد نبايد آنقدر به بازي عادت داد كه از حد تعادل گذشته و افراط گردد بطوريكه وقتي بزرگ شد زندگي را نيز به بازي بگيرد.

پدر و مادرهاي عزيز براي اوقات فراغت و بيكاري فرزندان خود هميشه برنامه داشته باشيد نگذاريد وقت آنها صرف كارهاي بيهوده و عبث گردد شما مي توانيد فرزندتان را به فعاليت هاي هنري و اجتماعي و ... سوق دهيد تا كودك در اثر بازي زياد در كوچه و خيابان و در نتيجه تحت تاثير دوستانش به جاده انحراف و گمراهي كشيده نشود.   

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 18:27 |

استرس احساسي است موذي كه روح و روان انسان را هدف قرار داده و آن را مضطرب و آماده به هر گونه آسيب پذيري مي نمايد استرس عامل مهم در كاهش طول عمر و پيري زودرس است .اگر انسان عاقلانه و منطقي فكر كند و توسن فكرش را در مسيري منطقي و اصولي به حركت در آورد و اعتماد به نفس را در وجودش تقويت كند به زودي و بخوبي در مي يابد كه بسياري از اين دلهره ها و نگرانيها ناشي از اعمال و رفتار نادرست خود ما است كه با تدبير صحيح قطعآ مي توان بر آنها غلبه نموده و شربت موفقيت و پيروزي را چشيد.

عواملي كه مي تواند در كاهش استرس در زندگي ما را ياري رساندعبارتند از:

۱-خدا را در همه حال ياد كنيد و با توكل به او از گناهان دوري گزينيد:

ياد خدا و ذكر او مايه التيام و تسلي خاطر هر دل درد مند بوده و سبب آرامش روح و روان انسان است واين چنين دلي هرگز اضطراب و نگراني را تجربه نخواهد كرد .الا بذكرالله تطمئن القلوب.

۲-حسود نباشيد:

حسادت روح انسان را در محاصره خود در مي آورد و آن را در زنداني مخوف به بند مي كشد كسي كه حسود باشد هميشه در اضطراب و استرس بسر مي برد و هميشه در خود خوري است.

۳-فردي منطقي باشيد:

سعي كند با دليل و منطق با مسائل و مشكلات روبرو شويد با اضطراب و وسواس نتيجه اي بدست نمي آيد در چنين مواقعي تفكر خوب و سالم يقينآ شما را از درونگرايي و فكر هاي بيهوده و مخرب دور ساخته و ذهنتان را تقويت مي كند تلقينات منفي را از خود دور كنيد زيرا عامل چند درصد بيماران رواني را افرادي تشكيل مي دهند كه با تلقينات و انرژي منفي زندگي مي كنند.

۴-خوشبين باشيد:

نقطه مقابل خوشبيني بدبيني است بدبيني عامل مهم در استرس و فشارهاي روحي و رواني است اين چنين انساني همه را غير از خودش بد ميداند و همش نق مي زند لذا والديني كه از اطرافيان نزد كودك بد گويي مي كند و مرتكب عمل زشت غيبت مي شوند علاوه بر اينكه شخصيت خود را پايين مي آورند سبب ايجاد بدبيني در كودكشان مي گردند و باعث مي شوند آنها به نا بسامانيهاي روحي گرفتار شوند .

۵-با اخلاق و خوش برخورد باشيد و با افراد خوش اخلاق نيز معاشرت كنيد :

يكي از خوصياتي كه سبب نفوذ فرد و محبوبيت او در بين ديگران است اخلاق و برخورد مناسب او با ديگران است يقين بدانيد نتيجه خوبي كه انسان از ارتباط گرم و محبت آميز با ديگران بدست مي آورد هرگز از برخوردها و تنش ها و خشونت ها بدست نمي آوردو بقول حافظ:

 درخت دوستي بنشان كه كام دل ببار آرد         نهال دشمني بركن كه رنج بيشمار آرد.

۶- براي خودتان زندگي كنيد نه ديگران:

امروزه با گسترس چشم و هم چشمي در بين خانواده ها فرد هرچه قدر ثروت جمع مي كند باز احساس مي كند كم است و روح پر طلاطم او آرام نگرفته و مدام در اضطراب و پريشاني و افزايش دارايي است او بهترين دوران زندگي خود را براي وارثانش ثروت جمع مي كند و در نتيجه چنين كسي هرگز از زندگي احساس رضايت نمي كند و به قول سعدي:خسيس با جهاني گرسنه است و قانع به ناني سير.

۷-قانع باشيد:

قناعت گنجي است كه هرگز تمام نمي شود و كسي كه به روزي و قسمت الهي راضي باشد هم محتاج مردم نمي شود و هم بدون استرس و در آرامش خيال و راحت زندگي مي كند.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 18:18 |

ازدواج و انتخاب همسر خوب به عنوان شريك زندگي از مهم ترين تصميم هر انسان چه مرد و چه زن است تا در سايه ازدواج موفق بتواند بسياري از نيازها – خواسته ها و عواطف خود را مرتفع سازد مسلمآ هركسي معيار و ويژگي خاصي را در انتخاب خود جستجو مي كند اما برخي خصوصيات مشترك نيز وجود دارد كه هر زني دوست دارد همسر او آراسته به آن بوده تا در كنار او از لحاظ روحي و رواني احساس امنيت و آرامش نمايد كه بطور خلاصه به تعدادي از مهمترين آنها اشاره مي شود:

۱-با ایمان و درستكار بودن:

هر زني دوست دارد مرد خانه با ايمان و درستکار باشد چون اين خصوصيت ارزشمند را به خانواده خود منتقل مي كند و در تربيت فرزندان نيز تاثير بسزايي دارد زيرا فضاي خانه هميشه با معنويت عطرآگين بوده و بركت در آن خانواده موج مي زند صفات رذيله اي همچون دروغگويي- غيبت و بد گويي- ريا و تزوير – حسادت – خيانت به همسر و....هرگز نمي تواند درآن خانه را بكوبد كودكاني كه در چنين خانواده اي بزرگ مي شوند از لحاظ روحي پاكنهاد و سالم و خادم اجتماع بوده و قطعآ در زندگي نيز موفق و پيروز هستند

۲-داشتن علم و تخصص براي زندگي:

مرد بايد علم و دانش و هنر لازم را براي زندگي مشترك در وجود خود داشته باشد اگر ازدواج زوجين مبتني بر سه عامل بلوغ جسمي – بلوغ رواني – و بلوغ اجتماعي باشد يقين بدانيد ازدواج موفق خواهد بود و باعث مي شود زن در زندگي بيشتر به مرد اعتماد و اتكاء پيدا كند در اينصورت آنها خواهند توانست در برابر مشكلات راه حل مناسب را پيدا كرده و بر آن غلبه نمايند اما اگر ازدواج در اثر هوا وهوس زود گذر جواني و تنها از روي جهالت و ناداني صورت پذيرد در اثر خاموشي آتش هوس و در نتيجه عدم توافقهايي زوجين و با بروز فقر ها و مشكلات اقتصادي و عاطفي و ...به جدايي و طلاق بانجامد و شيرازه بنيان خانواده از هم بپاشد.

۳-احترام به همسر و خانواده:

براي مرد خانواده همه چيز است او بايد به حقوق زناشويي و آيين همسر داري آشنا باشد او بايد خوش اخلاق و خوش رو با همسر و اعضاء خانواده باشد به احساسات و عواطف آنها ارزش و احترام بگذارد و اين نكته را بايد بداند كه همه ما دلي مملو ازخواهش و تمنا داريم پس مرد بايد رمانتيك باشد و در مناسبت هاي مختلف با خريد هديه يا حتي يك تماس تلفني و.. احساسات قلبي خود را براي همسرش ابراز نمايد يادتان باشد هيچ چيزي نمي تواند يك زن را تا به اين اندازه شاد نمايد .

۴-قاطعيت و اعتماد به نفس:

از خصوصيات هر مردي قدرت و ارداه او و داشتن اعتماد به نفس است تا در تصميم گيريها ي زندگي قاطع باشد و به ديگران اجازه دخالت در امورات زندگي را ندهد.

۵-اعتماد نمودن به همسر:

هر يك از زوجين بايد به هم اعتماد داشته باشند و اين اعتماد نه در گفتار كه در عمل بايد نشان داده شود مردبايد به همسر خود در امورات خانواده اختيار و مسئو ليت بدهد و در اجراي آنها به او اعتماد داشته باشد البته منظورم از اعتماد به هيچ وجه آزادي بي قيد و بند و عدم نظارت نيست چراكه اعتماد كامل و غير منطقي و عدم نظارت بر رفتار و اعمال از هر دو طرف ممكن است به خيانت در زندگي زناشويي منجر شود منظورم در اين مطلب اعتماد و اختيار در امورات خانه از جمله تربيت فرزندان – تصميم گيريهاي لازم در خانواده و.. است كه با همفكري همسرش آنها را انجام دهد.

۶-تلاشگر بودن و تامين مالي خانواده:

مرداني كه پر فعاليت بوده و درآمد خوبي دارند در زندگي به خودشان متكي هستند و باعث افتخار همسر خود مي باشند او مي تواند زندگي خوب و مرفه اي را براي خانواده فراهم كرده و نياز هاي ضروري را براي خانواده اش تامين نموده و به آنها احساس امنيت رواني بدهد.

۷-ظاهر مناسب و شوخ طبع بودن:

زن هميشه دوست دارد مرد از لحاظ وضع ظاهري تمييز و آراسته باشد آنها از افراد شلخته بيزارند ضمنآ زنان از مردان بچه ننه و آنهايي كه ظاهري بيشتر به زنان دارند خوششان نمي آيد زنان مردان شوخ طبع و خنده رو ( البته با نزاكت و مودب)  را دوست دارند.

۸-معاشرت و برخورد اجتماعي صحيح داشته باشد:

مرداني كه به آداب و رسوم اجتماعي آشنايي دارند و خوش خلق و با ادب هستند مي توانند به سادگي با مردم ارتباط برقرار نمايند و بخاطر همين ارتباط منطقي هميشه در زندگي موفق هستند آنها به راحتي قادر هستند در شرايط بحراني خانواده شان را خوب مديريت كنند .  

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 18:2 |

ازدواج و انتخاب همسر خوب به عنوان شريك زندگي از مهم ترين تصميم هر انسان چه مرد و چه زن است تا در سايه ازدواج موفق بتواند بسياري از نيازها – خواسته ها و عواطف خود را مرتفع سازد مسلمآ هركسي معيار و ويژگي خاصي را در انتخاب خود جستجو مي كند اما برخي خصوصيات مشترك نيز وجود دارد كه هر زني دوست دارد همسر او آراسته به آن بوده تا در كنار او از لحاظ روحي و رواني احساس امنيت و آرامش نمايد كه بطور خلاصه به تعدادي از مهمترين آنها اشاره مي شود:

۱-با ایمان و درستكار بودن:

هر زني دوست دارد مرد خانه با ايمان و درستکار باشد چون اين خصوصيت ارزشمند را به خانواده خود منتقل مي كند و در تربيت فرزندان نيز تاثير بسزايي دارد زيرا فضاي خانه هميشه با معنويت عطرآگين بوده و بركت در آن خانواده موج مي زند صفات رذيله اي همچون دروغگويي- غيبت و بد گويي- ريا و تزوير – حسادت – خيانت به همسر و....هرگز نمي تواند درآن خانه را بكوبد كودكاني كه در چنين خانواده اي بزرگ مي شوند از لحاظ روحي پاكنهاد و سالم و خادم اجتماع بوده و قطعآ در زندگي نيز موفق و پيروز هستند

۲-داشتن علم و تخصص براي زندگي:

مرد بايد علم و دانش و هنر لازم را براي زندگي مشترك در وجود خود داشته باشد اگر ازدواج زوجين مبتني بر سه عامل بلوغ جسمي – بلوغ رواني – و بلوغ اجتماعي باشد يقين بدانيد ازدواج موفق خواهد بود و باعث مي شود زن در زندگي بيشتر به مرد اعتماد و اتكاء پيدا كند در اينصورت آنها خواهند توانست در برابر مشكلات راه حل مناسب را پيدا كرده و بر آن غلبه نمايند اما اگر ازدواج در اثر هوا وهوس زود گذر جواني و تنها از روي جهالت و ناداني صورت پذيرد در اثر خاموشي آتش هوس و در نتيجه عدم توافقهايي زوجين و با بروز فقر ها و مشكلات اقتصادي و عاطفي و ...به جدايي و طلاق بانجامد و شيرازه بنيان خانواده از هم بپاشد.

۳-احترام به همسر و خانواده:

براي مرد خانواده همه چيز است او بايد به حقوق زناشويي و آيين همسر داري آشنا باشد او بايد خوش اخلاق و خوش رو با همسر و اعضاء خانواده باشد به احساسات و عواطف آنها ارزش و احترام بگذارد و اين نكته را بايد بداند كه همه ما دلي مملو ازخواهش و تمنا داريم پس مرد بايد رمانتيك باشد و در مناسبت هاي مختلف با خريد هديه يا حتي يك تماس تلفني و.. احساسات قلبي خود را براي همسرش ابراز نمايد يادتان باشد هيچ چيزي نمي تواند يك زن را تا به اين اندازه شاد نمايد .

۴-قاطعيت و اعتماد به نفس:

از خصوصيات هر مردي قدرت و ارداه او و داشتن اعتماد به نفس است تا در تصميم گيريها ي زندگي قاطع باشد و به ديگران اجازه دخالت در امورات زندگي را ندهد.

۵-اعتماد نمودن به همسر:

هر يك از زوجين بايد به هم اعتماد داشته باشند و اين اعتماد نه در گفتار كه در عمل بايد نشان داده شود مردبايد به همسر خود در امورات خانواده اختيار و مسئو ليت بدهد و در اجراي آنها به او اعتماد داشته باشد البته منظورم از اعتماد به هيچ وجه آزادي بي قيد و بند و عدم نظارت نيست چراكه اعتماد كامل و غير منطقي و عدم نظارت بر رفتار و اعمال از هر دو طرف ممكن است به خيانت در زندگي زناشويي منجر شود منظورم در اين مطلب اعتماد و اختيار در امورات خانه از جمله تربيت فرزندان – تصميم گيريهاي لازم در خانواده و.. است كه با همفكري همسرش آنها را انجام دهد.

۶-تلاشگر بودن و تامين مالي خانواده:

مرداني كه پر فعاليت بوده و درآمد خوبي دارند در زندگي به خودشان متكي هستند و باعث افتخار همسر خود مي باشند او مي تواند زندگي خوب و مرفه اي را براي خانواده فراهم كرده و نياز هاي ضروري را براي خانواده اش تامين نموده و به آنها احساس امنيت رواني بدهد.

۷-ظاهر مناسب و شوخ طبع بودن:

زن هميشه دوست دارد مرد از لحاظ وضع ظاهري تمييز و آراسته باشد آنها از افراد شلخته بيزارند ضمنآ زنان از مردان بچه ننه و آنهايي كه ظاهري بيشتر به زنان دارند خوششان نمي آيد زنان مردان شوخ طبع و خنده رو ( البته با نزاكت و مودب)  را دوست دارند.

۸-معاشرت و برخورد اجتماعي صحيح داشته باشد:

مرداني كه به آداب و رسوم اجتماعي آشنايي دارند و خوش خلق و با ادب هستند مي توانند به سادگي با مردم ارتباط برقرار نمايند و بخاطر همين ارتباط منطقي هميشه در زندگي موفق هستند آنها به راحتي قادر هستند در شرايط بحراني خانواده شان را خوب مديريت كنند .  

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 18:2 |

همه پدران با هزاران سختي و مشكلات و گرفتاريهاي شغلي و افكار مغشوشي كه دارند هميشه دلشان مي خواهند نسبت به خانواده و فرزندان خود عاطفه و محبت بيشتري بخرج دهند و براي تامين نيازها و امكانات رفاهي و آسايشي آنها تلاش كنند شما هرگز نمي توانيد پدري را بيابيد كه به فرزند خود سنگ دل و نا مهربان باشد حتي زمانيكه او نسبت به فرزندش عصباني شده و خشونت مي كند يقين بدانيد اين رفتار او نشات گرفته از فشارها – استرس ها و نا بسامانيهاي روحي است كه در طول يك روز پر دغدغه سبب آزرده شدن روح و روان او گرديده است و بعد از فروكش نمودن خشم و تسلي اعصابش حتمآ از كرده خود پشيمان و نادم است پس همه پدران براي تامين آينده كودكشان زحمت و تلاش مي كنند و بخاطر اين عمل يعني كسب روزي حلال قابل ستايش و تحسين هستند اما آيا تنها وظيفه پدران در قبال فرزندان تامين امرار معاش آنها است؟

برخي از پدران عزيز از صبح تا شام فعاليت مي كنند و روز و شب نمي شناسند تا بتوانند ثروت زيادي براي كودكشان جمع كنند و آنها در آسايش زندگي نمايند اما غافلند از اينكه بخاطر آينده مبهم زندگي فعلي كودك و نيازهاي روحي او را ناديده گرفته اند گويا يادشان رفته كه آينده كودك را همين دوران حساس كودكي اش رقم مي زند پس اگر ما در اين دوران حساس و سر نوشت ساز آنچه را كه كودك نياز دارد از او بگيريم مطمئن باشيد در آينده كودكي خواهيم داشت كه دچار انواع نا بسامانيهاي روحي و رواني است پس يك پدرخوب و لايق و آينده نگر علاوه بر اينكه براي تامين احتياجات مادي خانواده خود تلاش مي كند به تربيت فرزندانش و تامين نيازهاي روحي و عاطفي آنها نيز اهتمام مي ورزد و غفلت نمي نمايد و براي ساختن زير بناي تربيتي و شكل گيري شخصيت آنها فعاليت مي كند . بنابراين اهم وظايف كه يك بايد در قبال فرزندان خود داشته باشد مي پردازم:

۱-با فرزند خود ارتباط عاطفي بيشتر برقرار كرده و در نتيجه بهتر مي تواند وظيفه راهنمايي و هدايت گري خود رابراي تربيت كودك درهمه مراحل زندگي اش انجام دهد.

۲-او نه تنها پدري دلسوز است بلكه يك دوست و رفيق صميمي و مشاور براي فرزندش است كه با او به احترام رفتار مي كند و با مهر و محبت در جهت ساختن شخصيت و هدايت او به سلامت رواني به شدت مي كوشد.

۳-با اصلاح و بهبود رفتار و اعمال خود و با تعليم اصول اخلاقي و تربيتي تلاش مي كند روشهاي برقراري يك ارتباط موثر با ديگران را براي كودكش بيآموزد و او را براي ورود به اجتماع و پذيرش بار مسوليتهاي زندگي مهيا و آماده مي سازد.

۴-كودك زمانيكه دلش بازي و تفريح مي خواهد هرگز به بهانه مانع اين كار نمي شود بلكه براي فرزندش وقت مي گذارد و همگام با او در جهت شنا سايي و مرتفع نمودن نياز ها و عقده هاي سركوب شده او گام بر مي دارد.

۵-فرزندش را با اعتماد به نفس بالا و مستقل و با كفايت تربيت مي كند و راه و رسم موفقيت در زندگي و غلبه بر مشكلات را به او مي آموزد به كودك تفهيم مي كند كه بايد بدون هيچ هراسي در برابر سختي ها ايستاد و آنها را از ميان برداشت.

۶-به كودك ياد مي دهد چگونگي انجام كار مهم نيست بلكه نفس انجام دادن كار اهميت دارد و تجربيات بزرگ از اين فرصت ها نشآت مي گيرند.

۷-او فرزندش را هرگز تحقير نمي كند كه سبب تضعيف اعتماد به نفس و شخصيت آينده او شود بلكه با دادن مسئو ليت هاي كوچك در او حس مسئو ليت پذيري را بيدار مي كند تا پذيراي بزرگترين مسئوليت هاي فردا شود.

۸-آزادي فرزندش را از او سلب نمي كند و به جاي او تصميم نمي گيرد بلكه با اعطاي آزادي مشروط به همراه ايجاد يك رابطه محبت آميز تلاش مي كند از بوجود آمدن زخم ها و عقده هاي رواني در او جلوگيري كند زيرا اين كار در بارور كردن ساير استعدادها و ساختن شخصيتي مثبت و عالي براي او كمك موثري مي كند.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 17:38 |

روش هاي پرورش ابتكار و نو آوري در كودك

خداوند متعال هزاران استعداد مثبت در وجود انسان نهاده است و ما تنها توانسته ايم از تعداد معدودي از آنها استفاده كنيم و بيشترشان به علت عدم شناسايي و تقويت بصورت بلا استفاده و كشف نشده باقي مانده است لذا مي توانيم با گذاشتن وقت و دقت بيشتر اين استعداد ها را در وجود فرزندمان كشف كرده و با تقويت آنها نو آوري و ابتكار و خلاقيت را در او شكوفا سازيم تا به راحتي پله هاي موفقيت و ترقي را يكي پس از ديگري بالا بروند.

بنابراين والدين گرامي اگر به كودكتان بيشتر و بهتر و اصولي نر توجه كنيد و هر چه در توان داريد را براي تربيت او بكار بنديد قطعآ مي توانيد صاحب فرزندي تيز هوش و خلاق باشيد به همين منظور مواردي را جهت استفاده شما عزيزان پيشنهاد مي كنم:

۱-از عوامل موثر در پرورش استعدادهاي مختلف كودك دادن آزادي عمل مي باشد بنابراين با ايجاد محدوديت ها و ممنوعيت هاي غير منطقي و بي جا خلاقيت و نوآوري را در فرزندتان سركوب نكنيد بلكه با فراهم نمودن و اعطاء مسئوليت هايي در حد توانايي او ( البته با رضايت فرزندتان نه با اجبار) ضمن ايجاد روح مسئو ليت پذيري در جهت شكوفايي استعداد هاي نهفته كودك بكوشيد.

۲-تجربه نمودن براي آموختن و ياد گيري كودك الزامي است پس با آموزش و راهنمايي و تشويق كودك ترس او را در انجام فعاليت هاي فني از بين ببريد و سعي كنيد با ايجاد جسارت و شجاعت و اعتماد به نفس حس نو آوري را در فرزندتان تقويت كنيد.

۳-كودك را به مكانها و محيط هاي نا آشنا ببريد تا تجربه هاي تازه بدست آورد و بر وسعت ديد و تفكر او افزوده گردد چراكه اگر انسان چيزي را بشنود و آن را ببيند و سپس لمس نمايد هرگز از يادش نخواهد رفت و اين نوع ياد گيري پايدار و ماندگار خواهد بود.

۴-كودكتان را به مطالعه تر غيب كنيد زيرا مغز هرچه بيشتر بكار بيفتد ورزيده تر شده و زمينه هاي ابتكار در آن بيشتر مي شود.

۵-تكرار يك عامل پيشرفت و موفقيت محسوب مي شود پس اگر فرزندتان در انجام كاري شكست خورد با خونسردي به او تفهيم كنيد كه او فقط شكست خورده است و شخصيتش آسيبي نديده است پس با دقت بيشتر و براي رسيدن به موفقيت دوباره فعاليت خود را تكرار نمايد.

۶-بازيهاو سرگرميهاي خوب ذهني مي تواند كودك را به تلاش فكري وادارد و تغذيه فكري مناسبي براي افزايش قوه تخيل و حافظه او باشد.

۷-تغذيه خوب و درست از غذاهايي كه مي تواند بر كاركرد مغز انسان تاثير گذار باشد .

۸-هرگز سعي نكنيد به عوض كودك فكر كرده و تصميم بگيريد چون قدرت تفكر از كودك گرفته مي شود و كسي كه فكر نكند هرگز دست به ابتكار و خلاقيت نخواهد زد پس فرزندتان را در حد مشروط و معقول در تصميم گيري اش آزاد بگذاريد.

همه كودكان مانند فيلم هاي عكاسي حساس و تاثير پذيراند چون در دوران كودكي است كه خمير مايه شخصيت آنان شكل مي پذيرد و كودك راه و روش زندگي و ارتباط با ديگران و طرز سازش و وفق نمودن خود با محيط پيرامونش را فرا مي گيرد و نيز در اين دو ره است كه كودك مراحل احساس خود را مي گذراند تا به مرحله ادراك برسد لذا والدين بايد بيشتر مراقب رفتار و اعمال فرزندشان باشند و براي هدايت درست همه غرايز كودك و پرورش و ساختن شخصيت مثبت در او و نهايتآ بوجود آوردن تعادل و آرامش در روح و روان فرزندان از هر وسيله مفيد استفاده بهينه را به عمل آورند.

برخي كودكان در اثر روشهاي غلط تربيتي بسيار حساس و زود رنج بوده و نسبت به هر موضوع بي ارزش و كوچك محيطي فورآ اظهار ناراحتي نموده و واكنش رفتاري از خودشان نشان مي دهند معمولآ به واسطه همين حساسيت آنها است كه حس كنجكاويشان بسيار بالا بوده و قوه ادراك آنها كه مرحله دوم احساس است نيز زياد است  و به اين سبب به سادگي مي تواند بر افراد ديگر تاثير بگذارند اين كودكان به صداهاي غير معمول – جاهاي پر جمعيت و شلوغ – تغييرات محيط زندگي و.....به سرعت عكس العمل نشان داده و احساس نا امني مي كنند و ناراحتيهايي را از لحاظ روحي براي خودشان و والدينشان بوجود مي آورند .اما چگونه مي شود با اين كودكان كنار آمد و برخورد صحيح نمود.

والدين عزيز بايد قبول كنيم كه تخم اين حساس بودن را ما با روش غير اصولي در دل كوچك  فرزندمان كاشته ايم بنابراين قبل از هر كاري ابتدا بايد سلامت رواني خود را بررسي كنيم تا اگر نا بساماني وجود داشت برطرف ساخته و سپس به سراغ تربيت فرزندمان برويم وقتي كه ما از حضور كودك در جمع جلو گيري مي كنيم – وقتي او را بخاطر موضوع كوچك تحقير و سرزنش مي كنيم – زمانيكه با تنبيهات و تبعيضات خود در روح لطيف او احساس طرد شدن و گناه را بوجود مي آوريم – وقتي كودك را از موهبت بزرگ بچكي كردن محروم مي سازيم و هزاران مورد ديگر بيچاره كودك بايد تاوان اشتباهات رفتاري ما را پس بدهد .پس والدين محترم با تربيت غلط در حق كودك ظلم نكنيد كودك را با محبت خود سيراب كنيد تا كمبود ها و اميال سركوب شده او كه در اثر بي توجهي شما باعث ايجاد زخمهاي رواني در وجودش شده است ازبين برود و در اينصورت تشنگي روح كودك را به كمبود محبت خواهيد فهميد.

پدر و مادران گرامي وقتي مي بينيد مسئله اي فكر فرزندتان را مغشوش كرده است با آرامش و خونسردي با او رفتار كنيد اگر احساس ناامني مي كند او را از محيط مذكور بيرون ببريد هرگز براي رفع حساسيت كودك او را به زور و اجبار به انجام دادن كاري كه دوست نمي دارد مجبور نكنيد و يادتان باشد شما براي هميشه نمي توانيد موقعيت هاي حساس را كه سبب ناراحتي كودك مي شود از او دور سازيد پس تلاش كنيد به تدريج با بالا بردن حس اتكاء و اعتماد بنفس فرزندتان او را نسبت به چهار چوب كلي مسئله آشنا كنيد و با تفهيم و آموزش هاي منطقي در حد درك و فهم كودك حساسيت او را ازبين ببريد و بر توانايي او براي سازگاري بيفزاييد و يقين داشته باشيد او با هر آنچه كه در محيط اطرافش وجود دارد خود راوفق خواهد داد.

بنا براين با كمي صبر و بردباري و نيز استفاده از روشهاي درست تربيتي ميتوان كودك را از صد ها ناراحتي و نابساماني روحي از جمله حساس بودن و زود رنجي رهايي بخشيد  و او را به كودكي با نشاط و شاد و فردي معاشرتي و اجتماعي تبديل نمود.          

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 17:28 |



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی که برگزیده و دلخواه کسی است میتواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زیر چکیده ای است که بر اساس این نظریه و پس از سالها پژوهش نگاشته شده که امیدوارم مورد توجه شما دوستان قرار گیرد :


قرمز: خوش قلب اما خودپرست

این رنگ مظهر شدت و زیاده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زندگی بی تفاوت باشد. این گونه اشخاص تند و سركش و در عین حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.

قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران اغلب سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جویا شدن علت می جنگند. دو عیب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند.


صورتی: مورد علاقه دیگران

رنگ صورتی در واقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را البته كمی ملایمتر دارا می باشید، با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی دهید.
دیگران را خوب درك می كنید و با اطرافیان خود با ملایمت و لطف رفتار می كنید و به دلیل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی كه به این رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.


آبی: نظم، پشتكار، تنهایی

رنگ آبی از رنگهایی است كه طرفداران زیادی دارد. اگر به این رنگ علاقه دارید، كاملاً می توانید هوس و احساسات و هیجانات خود را كنترل كنید. ظاهر آرام شما دیگران را وادار می كند كه به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید.

در خرید و پوشش لباس قناعت می كنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری كه دارید میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند. كارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می دهید. یكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.


ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران

رنگ اسرارآمیز و باشکوهی است. دوستداران این رنگ پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با این دسته لذتبخش است که امور معنوی بیشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نیز هست!


قهوه ای: قابل اعتماد

اگر رنگ قهوه ای را دوست دارید كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپیشه و كمی فیلسوف مآب هستید. به ندرت تغییر عقیده می دهید و با آن كه كمتر تصمیم می گیرید اما هر بار كه تصمیمی بگیرید آن را به مورد عمل می گذارید.

شما كاملاً در نگهداری پول و اسرار دیگران قابل اعتماد هستید. میل دارید پیوسته در عالم خودتان باشید و گاهی اوقات با اطرافیان خود رفتار خشونت آمیزی در پیش می گیرید. در عشق هرگز بدبین و تند نیستید.


خاكستری: احساس بی نیازی

این رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنیاست. كسانی كه به این رنگ علاقه دارند اغلب در زندگی احساس رضایت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به این رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال میدانند و در زندگی احساس بی نیازی می كنند. در عشق بر افراد مسن تر از خود تمایل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ایده به آنها برتری دارند خیلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.


پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز

رنگی است تركیبی و آنهایی كه این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نیستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند. نفوذ در این گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نیستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد این دسته با كسی كه خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.


سبز: كنجكاوی

رنگ سبز طبیعت و تازگی است. اگر به این رنگ علاقه دارید زندگی با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی دارید روابط شما با دیگران بر پایه ی اصول و قرارداد است.
دوست ندارید كه در زندگیتان حوادثی به وقوع پیوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارید.


فیروزه ای: اسرارآمیز و پند ناپذیر

دوستداران این رنگ اسرارآمیزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصایح دیگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فیروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.


سیاه: خوش ذوقی و ظرافت طبع

این رنگ برخلاف عقیده ی همگان رنگ نومیدی و عزا نیست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آن كه دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید از هیچگونه كمكی به آنها دریغ نمی كنید و هرگز خود را به دیگران تحمیل نمی نمایید همچنین عقاید و نظریات دیگران را به آسانی می پذیرید.

یک نکته ی رنگی : اینکه توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغییر می كند بحثی نیست و این تغییر به این دلیل است که خصوصیات اخلاقیتان نیز در سالیان دراز تغییر خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقیده خود را عوض كنید به علت ضعف شما و یا به علت نیازتان به تغییر محیط تلقی می شود.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 16:29 |
این مطلب را یکی از دوستان دکتر نظر پور از چین ایمیل کردند که مطلب جالبی است که این موارد همان دستورات اسلامی خودمان است که گوشه ای از ان را پزشکی به نام دکتر صادقی تحقیق کرده است

- شما وقتي سيب زميني را بصورت پخته از آتيش بيرون مي آوريد ظرف يک ساعت در معده هضم خواهد شد. سيب زميني آب پز ظرف 4ساعت هضم ميشود و سيب زميني سرخ کرده ظرف 12 ساعت نصفش هضم و نصفش از طريق معده اخراج خواهد شد.
اين رو گفتم براي پدر مادرهايي که به بچه بيچاره چيپس ميدهند و شب طفل بيچاره موقع خواب بايد صد دفعه اين پهلو و آن پهلو شود تا در آخر سم حاصل از اين چيپس جذب بدنش شود.

2- کساني هم که سراغ من مي آيند و اعلام ميکنند: چرا ميگيد پفک سمي است؟
جهت اطلاع کافي است پفک را با آب خيس کنيد و با شصت دستتان آن را به سراميک آشپزخانه بچسبانيد. بعد از 8 ساعت عمرا” بتونيد اين پفک خشک شده را از ديواربکنيد. بايد کلي کاردک و چاقو بزنيد تا کنده شود. حالا حساب کنيد اين پفک با بزاق چسبنده خيس ميشود و وارد ديواره معده ميشود….
3- يک روش هم براي کساني که مدعي هستند سيستم گوارش و جذب آنها هيچ مشکلي ندارد:
يك حبه سير را بطور كامل بدون جويدن و خورد شدن قورت داده اگر قبل از 24 ساعت از بدن خارج شد بدن سالم است زيرا در اين مدت هيچ ميكروبي در بدن نمي تواند رشد كند.و اگر طولاني تر شد دچار يبوست (محل رشد ميكروب )بوده و بيماريد
4- قديم نديما دستشوئي ما ايراني ها (اون موقع بهش ميگفتند خلاء) يک گوشه در دورترين نقطه حياط بود که بابابزرگ و مامان بزرگاي ما وقتي ميخواستند بروند داخل مستراح يک دستمال به سرشون ميبستند .
اون موقع دليل اين کار اين بود که بخارات ناشي از ادرار(شامل اسيد اوريک و فسفريک و..) روي پوست سر و موهاي سر و بالطبع سلامتي تاثير فزاينده ائي داشت و يکي از عوامل ريزش مو بود…در ضمن مثل الان اينطوري نبود که بروند مستراح و 6
ساعت بنشينند راجع به مسائل روزمره تفکر کنند.چون حتي در شريعت ما مسلمانها ذکر شده که ماندن زياد در مستراح و حرف زدن در آن مکروه است.
الان مستراح ما ايراني ها صااااف اومده وسط هال و اتاق پذيرائي و تازه بين سنگ توالت و محل شستن دست هيچ دري هم وجود نداره ..به دليل مشکلات تغذيه ما ايراني ها مجبوريم حداقل 10 دقيقه اونجا بساط پهن کنيم و خانم خونه هم يک حوله انداخته روي جا حوله ائي در دستشوئي و خبر نداره اين حوله چه نقشي در جذب بخارات سمي ادرار و مدفوع دارد و آقاي بيچاره هم بعد از وضو و شستن صورت اون حوله را ميماله توي صورتش و فاتحه مع الصلوات. (يعني آخر آلودگي)
اين موضوع را من با محلول تنتوريد و.. امتحان کردم و حوله حاوي اين بخارات را داخل آن قرار دادم و ديدم ظرف چند دقيقه اين محلول حاوي انواع اسيدهاي باز شده است. خلاصه اينکه يکي از عوامل ريزش مو و بيماري هاي ما ايراني ها همين بخارات
ناشي از ادرار در توالت هاي ماست. براي حل اين موضوع: اول حوله را خارج از توالت و روي جاي مخصوص قرار دهيد. دوم:
روي سنگ پا کمي سرکه ريخته و هفته ائي يک دفعه اين سنگ پا را به مدت 4 ساعت در کنار سنگ توالت قرار بدهيد.در ضمن قرار دادن سنگ نمک هم عامل جذب اين بخارات سمي خواهد بود.
راستي حالا که صحبت از توالت شد بد نيست بدونيد: قديم نديما وقتي توي جنگ کسي جراحت ميديد و بدنش زخم برميداشت فورا” روي زخم خود ادرار ميکرد و يک موم عسل روي آن قرار ميداد و با پارچه روي زخم را ميبست.
دليلش هم اينه که ادرار استرليزه ترين و پاکيزه ترين محصول توليدي از کليه و بدن است و شاید دليل اينکه دين اسلام آن را نجس شمرده اين است که تا در محيط آزاد و خارج از بدن قرار گيرد به علت اين استرليزه بودن فورا” باکتري و آلودگي محيط را
به خود جذب ميکند.

5- بعد از تمام اين حرفها ميخواهم يک نسخه سحر آميز به کساني بدهم که از ضعف اعصاب و سوزش و تپش قلب رنج ميبرند…تا يک موضوعي پيش مياد زود قاطي ميکنند و عصباني ميشوند.
يک سيب خنک(يخچالي) را رنده کنيد + داخل اين پالودهء سيب يک قاشق چايخوري تخم
بادرنجبويه(فرنجمشک) اضافه کنيد + يک استکان عرق بهار نارنج + يک استکان عرق
بيدمشک اضافه کنيد. يک قاشق قبل از خواب صبح يا ظهر و شب ميل کنيد.
اين مجموعه سحرآميز اعصاب را آرام ميکند و قلب را از سوزش و تشنج باز ميدارد وخواب آرامي در پي خواهد داشت.
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 13:22 |
سم الله الرحمن الرحيم خيلي از پدر و مادرها به تربيت بچه هاشون اهميت مي دن و اين سوال توي ذهنشون نقش بسته كه توي تربيت بچه هامون چي اولويت داره؟ و شايد بعضي ها بگن اصلا چطور ميشه در چند جمله بهترين مسير تربيت رو تعريف كرد و بهترين آموزه هاي تربيتي رو معرفي كرد؟

براي جواب اين سوالات بايد بگم اول ما بايد يك الگوي تربيتي خوب پيدا كنيم كه بچه هاي ما از اون الگو بگيرن و هم خودمون براي تربيت كردن بچه هامون الگو بگيريم. هرچه فكر كردم هيچ الگوي تربيتي بهتر از معصومين عليهم السلام پيدا نكردم و ما براي تربيت خودمون هم بايد از اونها الگو بگيريم، اونچه كه ذهن شما رو هم به خودش درگير كرده اينه كه اونها براي تربيت بچه هاشون چه برنامه هايي داشتند كه ما هم از اون برنامه ها استفاده كنيم؟ نامه 31 نهج البلاغه رو بخونيد البته در آينده قسمتهاي ديگه ايي از اين نامه رو براتون مي نويسم
آقا اميرالمومنين عليه السلام در قمسمتي از اين نامه به امام حسن عليه السلام مي فرمايد:
پس در آغاز تربيت، تصميم گرفتم تا:
1. كتاب خداى توانا و بزرگ را همراه با تفسير آيات، به تو بياموزم،
2. شريعت اسلام و احكام آن از حلال و حرام، به تو تعليم دهم
3. به چيز ديگرى نپردازم
آنچه كه تا به حال بررسي كردم مي بينم بسياري از پدر و مادرها دغدغه تربيتي برا بچه هاشون دارن اما براي تربيت بچه هاشون به همه چيز مي پردازند مگر چيزهايي كه علي ابن ابي طالب براي فرزندانش اولويت مي دن. مثلا بچه قبل از اينكه از خدا بدونه زبان انگليسي و فرانسوي و آلماني ياد مي گيره و به جاي اينكه هزينه كنند كه بچه هاشون در بهترين شرايط قرآن و تفسيرش رو ياد بگيرن مدرسه فوتبال مي فرستند و قبل از اينكه با احكام الهي آشنا بشن به كلاس هاي كنكور و تقويتي درس هاي مدرسه فرستاده ميشن هيچوقت نبوده پدر و مادري از بچه شون بخوان كه چند آيه قرآن بخونه ببينن كه مي تونه قرآن بخونه، ولي اگه يه مسئله رياضي بپرسن بلد نباشه سريع با بيشترين هزينه معلم رياضي خصوصي براش ميگيرن تا تقويت بشه اما هيچوقت براي تقويت ايمان بچه شون معلم خصوصي نمي گيرن.
ديدم؛ براي اينكه بچه هاشون حتي دانشگاه پيام نور و يا دانشگاه آزاد قبول بشن چه نذرهايي مي كنند و چه نذري هاي ميدن اما هيچوقت براي اينكه آموزه هاي ديني بچه ها قوي بشه قدم بر نمي دارن همين بچه كه آموزه ي ديني كامل نداره رو پاي ماهواره و اينترنت مي نشونند و با كمترين شبهه مي گه كه من مي خوام مسيحي بشم يا اسلام رو زير سوال مي بره و از دين بر مي گرده و اين ظلمي هست كه پدر و مادرها در حق اين بچه كردند و بايد در محكمه الهي پاسخگو باشند درس خوندن بچه ها مهمه و بايد درس بخونن اما يه چيزهاي مهمتري هستن كه فراموش شدن و مولاي ما علي ابن ابي طالب در تربيت فرزندش اونها رو مقدم مي دونه و ما اون رو از زندگيمون كلا بيرون انداختيم . يه ماشين مي خريم به خاطر خطراش اول بيمه اش مي كنيم بعد سوارش ميشم و مي ديم بچه هامون سوار بشن ولي هيچ وقت دنبال اين نيستيم كه ذهن و فكر بچه مون رو بيمه بكنيم كه خطر شبهات دامن گير اون نشه. خيلي از بچه هاي ما بدون اينكه بيمه بشن رفتن خارج از كشور و دين وايمان خودشون رو از دست دادن و يكي مثل دكتر چمران و شهيد بابايي مي بينيم به جاي اينكه اثر بپذيرند بين افكار باطل اثرگذار هم بودند.بيايد افكار فرزندانمون رو هم بيمه عمر آموزه هاي ديني كنيم
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 13:17 |
بسم الله الرحمن الرحيم
بعضي از خانم هاي بزرگوار از رفتار همسرانشون مي نالند و مي گن مگه توي قرآن در ايه 21/ روم نيومده كه بين زن و شوهر محبت و رحمت قرار داديم پس چرا شوهران ما نمي خوان اين محبت و رحمت توي زندگيمون باشه مگه پيامبر اسلام نفرمودند: كاملترين مومنان كسيه كه بهترين اخلاق رو داشته باشه و بهترين مردان كسيه كه براي خانمش بهترين باشه پس چرا رفتار مردان ما اينجوريه؟
1. بعضي از مردها در محل اشتغالشون با زنان همكاري دارند و خودموني بودن در محل كار با زنان ديگه موجب ميشه كه مرد ديگه احساس نياز به تبادل محبت به همسرش نداشته باشه در نتيجه توي خونه كه بياد سعي نمي كنه كه حداقل با گوش دادن به صحبتهاي خانمش به اون محبت كنه و اصلا نسبت به همسرش بي حوصله است و اصلا دلش براي خانمش تنگ نشه و روز به روز از اين محبت ها كاسته بشه و اين دلسردي مياره و در پس اون سرد شدن روابط و در نتيجه ضربه ي نهايي به فرزندان مي خوره كه والدين فضايي خالي از عاطفه ايجاد مي كنند و انها مجبورند در اين فضا زندگي كنند.
2. بعضي از مردها مي گن اگه ارامش توي خونه نيست به اين خاطره كه زن كه منبع ارامشه نمي تونه ايجاد آرامش كنه مگه توي روايت از پيامبر اسلام نخونديد كه بهترين زنان كساني هستند كه وقتي به آنها نگاه كنيم مسرور و شاد بشيم اما هرچه ما به خانم هامون نگاه مي كنيم جز به غم و ناراحتي هامون چيز ديگه ايي اضافه نمي شه
خداوند در ايه 21/ روم مي فرمايد: «
از نشانه هاى او این که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان محبت و رحمت قرار داد; به یقین در این نشانه هایى است براى گروهى که تفکّر مى کنند.»
اگه به اين آيه خوب توجه كنيد مي بينيد كه خداوند زن را سرشار از آرامش آفريده و بين زن و شوهر همه عشق و محبت رو قرار داده و اين آرامش و عشق و محبت از بين نميره مگر اينكه ما آدم ها خودمون اونها رو دستكاري بكنيم همچنانكه سلامتي انسان نياز به بهداشت و نگهداري داره آرامش و محبت هم نياز به بهداشت و نگهداري خاصي هستش و اگه سلامتي انسان با سيگار كشيدن دستكاري بشه بيماري مياره و اگه ارامش زنانه هم با مرد شدن زنان مورد دستكاري قرار بگيره آرامش زن رو به ضد آرامش تبديل مي كنه و گاهي هم با بد رفتاري هاي آقايون اين آرامش و محبت از بين ميره
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 13:15 |
خی از زن‏ها، آن‏گاه که از شغل و موقعیت‏شان پرسیده می‏شود، با بی‏میلی و سرافکندگی می‏گویند: ما فقط یک زن خانه‏دار هستیم. بدون شک، خانه‏داری زن و توجه به امر تربیت فرزندان و نیک شوهرداری کردن، از با ارزش‏ترین و مهم‏ترین کارهاست.خدمتی که یک زن خانه‏دار و مادر شایسته و مدبر برای خانواده و اجتماع انجام می‏دهد، از پرارج‏ترین خدمت‏هاست.خانه در حکم سنگر است و سنگربان اصلی آن، مادر خانواده است؛ چرا که پدر، معمولاً به دلیل شرایط شغلی‏اش، بیشتر در خارج از خانه به‏سر می‏برد. حال اگر این مکان مقدس از وجود مادر نیز خالی بماند، فرزندان این خانه، در معرض خطرها و آسیب‏های جدی قرار خواهند گرفت.خانمی که تمام وقت و توان خود را صرف اداره خانه و تربیت فرزند و رفاه خانواده‏اش می‏کند، باید سربلند و مفتخر از این موضوع باشد. مسئولیت‏های متعددی که زن خانه‏دار در یک هفته انجام می‏دهد، به مراتب بیشتر از نقش‏های گوناگونی که یک هنرپیشه در طول چند ماه ایفا می‏کند، به استعداد و نبوغ نیاز دارد. آیا تاکنون به این فکر افتاده‏اید که کارهای تخصصی و هنرمندانه یک زن خانه‏دار چقدر سنگین و طاقت‏فرساست؟رخت‏شویی، اتوکشی، خیاطی، نظافت و بهداشت خانه، مهمان‏داری، نظارت و مسئولیت امور مالی، مشاوره، مشکل گشایی، گاهی هم در نقش مدیر کل و رییس اداره کارگزینی! اینها اندکی از تکلیف‏های یک زن خانه‏دار است.با این همه، وظیفه دیگری نیز دارد و آن، حفظ زیبایی و جذابیت و توجه به وضع ظاهری و پوشش خود است تا در نگاه همسرش دلربا و آراسته جلوه کند و ذهن و روحش به دیگری گرایش نیابد.هیچ سازمان و اداره‏ای نیست که رئیس کل آن از جاروکشی تا نامه رسانی و بایگانی و امور مالی، همه را خود به تنهایی انجام بدهد. زن خانه‏دار، یگانه رییس کلی است که این معجزه را می‏کند و به خوبی و شایستگی از عهده آن برمی‏آید.آری، تأثیر تدبیر خانه‏داری زن بر پیشرفت و سعادت افراد خانواده انکارناپذیر است، به گونه‏ای که بسیاری از مردان و جوانانی که به شهرت، موفقیت و مقام‏های بالای علمی و انسانی دست یافته‏اند، فقط بر اثر حسن تدبیر و اخلاق نیکو و فداکاری «یک زن خانه‏دار»، مسیر پرفراز و نشیب پیش از آن را پیموده‏اند.
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 13:14 |
اندازه اين تصوير تغيير داده شده است براي نمايش اندازه واقعي كليك نماييد



1. آموزش به خانواده‌ها براي آسان گرفتن مراسم ازدواج و ازدواج بهنگام.


2. آموزش به پسران و دختران و آگاهانيدن آنان از مفهوم ازدواج انتظارشان از آن؛


3. كاهش مهريه‌ ها و جهيزيه‌هاي سنگين؛


4. رفع بيكاري و ايجاد اشتغال


5. دادن وام به كساني كه به خاطر فقر قادر به ازدواج نيستند؛


6. تعديل انتظارها مثل تحصيلات عالي، شغل پردرآمد، خانه، اتومبيل و ...؛


7. ارائه الگويي از ازدواج‌هاي اسلامي موفق و با انگيزه.


يكي از بهترين راه‌هاي درمان خودارضايي ازدواج به موقع فرد است؛ به طوري كه در روايت از امام صادق(ع) آمده است كه: نزد حضرت علي(ع) فردي را آوردند كه با آلت خود بازي شهواني كرده بود، و حضرت بر دست او تازيانه زد تا سرخ شد و سپس از پول بيت‌المال براي او همسر گرفت. و اين عمل حضرت مسئوليت دولت و حكومت اسلامي و مردم را در برابر مبتلايان نشان مي‌دهد كه هم در پيش‌گيري و هم در درمان وظيفه دارند


شما چه پیشنهادهایی دارید؟
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 12:59 |
افزایش مشغله‌های والدین و کلاس‌های مختلف هنری و ورزشی بچه‌ها باعث شده این روزها دیگر کمتر خانواده‌ها دور هم بنشینند و با هم غذا بخورند. پیدایش این عادت غلط نه تنها رابطه و صمیمیت بین فرزندان و پدر و مادرشان را کمتر کرده؛ بلکه باعث گرایش هر چه بیشتر خانواده‌ها به سمت غذاهای آماده و رستورانی شده است؛ گرایشی که اگر رشد روزافزون‌اش متوقف نشود، آسیب جبران‌ناپذیری به سلامت ما وارد می‌کند. حالا اگر شما جزو آ‌ن دسته از افرادی هستید که برایتان فرق نمی‌کند تنها یا با جمع خانواده وعده غذایی‌تان را میل کنید، بهتر است این چند دلیل و فایده «با هم غذا خوردن» را مرور کنید.

1 سهم میوه و سبزی در غذاهای خانگی بیشتر است
نتیجه تحقیق روی 2 هزار کودک 9 تا 14 ساله نشان داد که در بین این کودکان آنهایی که حداقل یک وعده از غذای روزانه‌شان را با خانواده می‌خوردند، گرایش بیشتری به سمت میوه و سبزیجات و تمایل کمتری به نمک و غذاهای سرخ شده داشتند. همچنین رژیم غذایی‌شان حاوی مقادیر بیشتری از ریزمغذی‌های کلیدی مانند کلسیم، آهن و فیبر بود. به گفته میتوگیل‌من، کارشناس ارشد تغذیه و عضو انجمن برنامه‌های پیشگیری از چاقی، دور یک میز غذا خوردن به والدین و فرزندان این اجازه را می‌دهد تا وقت مناسبی برای بحث در مورد غذاها و موادغذایی مفید و سالم داشته باشند و بتوانند بهتر خواص چیزهایی را که می‌خورند، بشناسند.

2 بچه‌ها در خانه با غذاهای متنوع آشنا می‌شوند
به احتمال زیاد، شما هم به عنوان یک مادر برایتان پیش آمده که غذای جدیدی جلوی فرزند 6 تا 7 ساله‌تان بگذارید و او از خوردن آن امتناع کند. برای حل کردن این مشکل باید قبل از هر چیزی فکر به زور خوراندن آن غذا به فرزند یا حتی در مواقعی به همسرتان را از ذهن‌تان خارج کنید. سپس از چند روز قبل شروع به معرفی خواص و تعریف و تمجید از غذایی که قرار است بپزید، كنید. حالا وقت‌اش رسیده که غذا را درست كرده و به جای اینکه از خانواده‌تان بخواهید آن غذا را بخورند، به آنها بگویید: «من فکر می‌کنم تمام تلاش‌ام را برای خوش‌مزه شدن این غذای سالم و مفید کرده‌ام، حالا شما هم بخورید و نظرتان را درباره آن به من بگویید.» این ‌طوری اعضای خانواده به جای موضع‌گیری، شما را در پخت و پز باب میل‌شان و البته بر پایه خواسته شما، یاری می‌کنند.

3 حفظ تناسب‌اندام با غذاهای خانگی راحت‌تر است
آمریکایی‌ها بیشتر از 40 درصد بودجه غذایی‌شان را به غذا خوردن بیرون از منزل اختصاص می‌دهند. شاید غذا خوردن در رستوران‌هایی که روز به روز هم بر تعدادشان افزوده می‌شود یا سفارش غذا از ساندویچی‌ سر کوچه کار راحتی باشد، اما خوب است که بدانید غذاهای حاضری رستوران‌ها 60 درصد بیشتر از غذاهای خانگی کالری دارند. تحقیقات نشان داده اند که انسان‌ها در مواجهه با غذاهای بیشتر، اشتهای بیشتری هم پیدا می‌کنند، بنابراین توصیه متخصصان تغذیه علاوه بر در منزل غذا خوردن، درست کردن یک نوع غذا به همراه سالاد یا سبزی در هر وعده است.


4 با هم غذا خوردن، افسردگی را دور می‌کند
مطالعات نشان داده‌اند که نوجوانانی که وعده‌های غذایی خود را همراه با والدین‌شان می‌خورند، کمتر افسرده می‌شوند، به سمت موادمخدر کمتر می‌روند و حتی کمتر فکر خودکشی به سرشان می‌زند. همچنین محدود کردن غذاهای پرکالری و مضر خارج از خانه برای بچه‌ها سبب به تاخیر انداختن بلوغ جنسی در آنها می‌شود. این طوری فرزندان با اعتماد به نفس و متکی به خود رشد می‌کنند. به گفته دکتر دایان نیومارک، وقتی که والدین حداقل روزی یک بار برای یکی دو ساعت هنگام صرف غذا در کنار فرزندشان باشند، بهتر می‌توانند پی به مشکلات و ناراحتی‌های روحی او ببرند و تا کار به افسردگی و اعتیاد و خودکشی نکشیده مشکل‌اش را حل کنند!

5 تغذیه خانگی به پیشرفت تحصیلی کمک می‌کند!
پژوهشگران معتقدند بچه‌هایی که کمتر از سه بار در هفته با والدین خود غذا می‌خورند (یعنی بیشتر با دوستان خود سراغ فست‌فودها می‌روند، نمره‌های درسی‌شان 20 درصد کمتر از بچه‌هایی است که حداقل 5 بار در هفته دور یک میز با والدین خود غذا می‌خورند و در بین نوجوانانی که بیشتر وعده‌های غذایی را در خانه هستند، تنها 9 درصدشان از مشکلات درسی رنج می‌برند که آن هم احتمالا به آی‌کیو خودشان برمی‌گردد!

6 با هم غذا خوردن، استرس را کم می‌کند
باور می‌کنید یا نه، دور یک میز نشستن و غذا خوردن با پدر، مادر یا همسر از نظر روانی چنان تاثیری بر فرد می‌گذارد که باعث کاهش استرس روزانه‌اش می‌شود. پس اگر شغل یا شرایط تحصیلی‌تان اجازه می‌دهد، سعی کنید هر روز برای صرف ناهار و شام به خانه بروید.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 12:56 |
خانواده ، مقدم بر همه چیز!
شرایط اقتصادی بسیاری از خانواده ها ایجاب می کند که زن و شوهر هر دو بیرون از منزل کار کنند به همین دلیل امروزه برای رسیدن به مشکلات این دسته از خانواده ها تحقیقات بسیاری انجام شده است.

خانواده شاغل
روان شناسان امور اجتماعی درباره خانواده های دو شغله که زن و شوهر ضمن کار در بیرون از منزل وظیفه انجام امور منزل را نیز عهده دار هستند تحقیق کرده اند، آنها به این نتیجه رسیده اند که خانم هایی که از شغلشان راضی بودند بیش از خانم هایی که در منزل می مانند و کار بیرون نداشتند از زندگی زناشویی خود لذت می برند و نسبت به فرزندان خود احساس بهتری داشتند، در مقابل زوج هایی که بیرون از منزل کار می کنند مشکلات، تنش ها و گرفتاری های شغلیشان را به منزل می آورند.
همچنین برخی از روان شناسان امور اجتماعی با مشاهده، مطالعه و مصاحبه خانواده های دو شغله به این نتیجه رسیدند که نظریه ی مشارکت در امور خانه توسط زوج در بسیاری از خانواده ها بدون برنامه ریزی عملی نمی باشد.
در ادامه روش هایی را که همسران می توانند از آن ها برای برنامه ریزی بهتر استفاده کنند تا در مواجه با کار بیرون و درون منزل احساس فشار کمتری داشته باشند را، بر می شماریم:

کاستن از فشارهای روانی زوج هایی که هر دو بیرون از منزل کار می کنند
مسلماً احساس ناراحتی و فشار زن یا شوهر به روابط زناشویی آنها آسیب می زند. برای تخفیف فشارهای روانی زوج هایی که هر دو بیرون از منزل کار می کنند، شوهر (پدر) باید از شدت فشار روی زن (مادر) بکاهد و به او کمک کند تا مشکلات میان کار بیرون از منزل و وظیفه مادری را از بین ببرد. در عین حال مرد می تواند با کمک به انجام کارهای منزل و مراقبت از فرزندان، از شدت فشار و نگرانی زن بکاهد و مصالحه ای میان کار بیرون از منزل و کار داخل منزل ایجاد کند. برای تخفیف فشارهای روانی زوج هایی که هر دو بیرون از منزل کار می کنند برنامه هایی می توان تدارک داد. اقدامات مهمی که در این راستا بهتر است صورت گیرند عبارتند از:

بر جنبه های مثبت تأکید کنید
به امتیازاتی که کار کردن توأم شما و همسرتان بیرون از خانه نصیب شما کرده است فکر کنید: احساس موفقیت شخصی، افزایش رفاه مادی، فراهم شدن فرصت های تحصیلی و فرهنگی بیشتر برای بچه ها.

اولویت ها را مشخص کنید
نظر به اینکه کار کردن توأم زن و مرد در بیرون از خانه با برخی از نیازهای زندگی خانوادگی در تضاد است باید برای از بین بردن این تضادها اصولی را رعایت کنید. برای مثال ممکن است شما هم مانند برخی دیگر از زوج ها از اصل «نیاز خانواده، مقدم بر هر چیز دیگر» پیروی کنید.

با خودتان کنار بیایید
رسیدن به ایده آل در زندگی شغلی و خانوادگی غیر ممکن است. از خودگذشتگی هایی لازم است. ممکن است مجبور باشید با فرزندانتان وقت کمتری صرف کنید شاید هم مجبور شوید از خیر ارتقای شغلی بگذرید. توجه داشته باشید که رسیدن به حداکثر موفقیت در همه زمینه ها امکان پذیر نیست، باید موازنه ی مناسبی میان فعالیت های مختلف خود برقرار کنید.

نقش های خود در خانواده و در محل کار را از هم جدا کنید
نکته ی مهمی است که باید به آن توجه داشته باشید این است که باید خود را چنان آموزش دهید که در اداره به فکر بچه ها و در منزل به فکر اداره نباشید.

در انتخاب معیارها واقع بین باشید
بعضی از زوج ها گمان می کنند که نظم خانه قبل و بعد از تولد فرزندان و یا قبل و بعد از شروع به کار زن و شوهر در خارج از منزل باید یکسان باشد.

مسئولیت های داخل منزل را مشخص نمایید
گاه بار سنگین مسئولیت های داخل منزل را می توان با تقسیم برخی از این وظایف میان همسر و بچه ها سبک نمود و از شدت مسئولیت خانم ها کاست. در تقسیم وظایف منزل هر چه بیشتر دقت کنید، بهتر است؛ مثلاً برخی از خانواده ها مسئولیت هر یک از اعضای خانواده را روی برگه کاغذی یادداشت می کنند.

در مورد مشارکت در امور منزل با همسرتان مشورت کنید
برای مثال گاه و بیگاه با همسرتان بنشینید، با هم حرف بزنید و ببینید که برای کمک به یکدیگر چه کارهایی می توانید انجام دهید. توجه داشته باشید که مسائل خانه به قدر مسائل شغلی مهم و قابل توجه هستند. بسیاری از زوج ها از اینکه می بینند همسرشان به مشکلات آنها گوش می دهد احساس آرامش می کنند و از تشویق ها و توصیه هاشان شاد می شوند.

موازنه میان کار و تفریح برقرار کنید
توجه داشته باشید که اگر شما و همسرتان برای افزایش رفاه خانواده در خارج از منزل کار می کنید باید قدری از درآمد اضافی را صرف تفریح و لذت بیشتر کنید. اگر همه ی نیرویتان را صرف کار در بیرون و داخل منزل کنید نیرویی برای لذت بردن از زندگی در شما باقی نخواهد ماند
.
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 12:49 |
خانم ها و آقایان بخوانند:

راه های رسیدن به یک زندگی سالم و خالی از دغدغه آن قدر ها هم سخت نیست. زن وشوهر با صبوری و کمی سیاست و البته هوشیاری و از خودگذشتگی می توانند زندگی ای مملو از عشق و خاطرات فراموش نشدنی در کنار یکدیگر داشته باشند.



راه های رسیدن به یک زندگی سالم و خالی از دغدغه آن قدر ها هم سخت نیست. زن وشوهر با صبوری و کمی سیاست و البته هوشیاری و از خودگذشتگی می توانند زندگی ای مملو از عشق و خاطرات فراموش نشدنی در کنار یکدیگر داشته باشند.


1- ذهن خود را روی هدف اصلیتان، که باعث ایجاد یک زندگی سعادتمند می گردد، متمرکز کنید. چیزهایی را بیان کرده و انجام دهید که شما و همسرتان را قادر می سازد تا با خوشبختی زندگی کنید. از جبهه گیری بپرهیزید. همه مسائل بی اهمیت در حاشیه قرار دارند.

۲- مدام از خود بپرسید، چه چیزهایی می توانند باعث به وجود آمدن محیطی شاد و محبت آمیز در خانه ما گردند؟

۳- بیشتر به نیمه پر لیوان توجه کنید تا نیمه خالی آن. تا جایی که امکان دارد برای برآورده کردن نیازهای همسرتان بکوشید

- به اعمال و گفتاری که برای همسرتان اهمیت دارد، ارزش دهید.

5- به طور مداوم از خودتان سؤال کنید، چه جملات مثبتی می توانم بیان کنم و چه کارهای مثبتی می توانم انجام دهم تا همسرم را در موقعیت های عاطفی مثبتی قرار دهم؟


۶- پیش از صحبت کردن، پیامد آنچه که خواهان آن هستید را برای خود روشن کنید. ارتباط برقرار کردن شما به این معنی است که درواقع می خواهید پاسخ مناسبی دریافت کنید. اگر در ابتدا با چیزی که بیان می کنید به هدفتان نرسیدید، نگرش خود را تغییر دهید. به یاد داشته باشید که احترام و رضایت متقابل هدف اصلی شماست. بدون دلیل مشاجره نکنید. اغلب سکوت، زیرکانه ترین گزینه است. با استواری متقابلا رفتاری محترمانه داشته باشید.

۷- تا جایی که ممکن است قدردانی و سپاسگزاری خود را بسیار ابراز کنید. چند بار در روز چیزهایی مبنی بر قدردانی خود نسبت به همسرتان، بیان کنید.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 12:45 |
چرا ازدواج‏ها و پيوندها به جدايي مي‏انجامد؟

چرا پيوندهاي عاشقانه بعد از ازدواج گسسته مي‏شود و فرو مي‏پاشد؟

چرا بعضي از زوج‏ها با يكديگر همدلي و همفكري دارند و برخي ندارند؟

چرا زنان و شوهراني كه باهم تفاهم دارند، پس از مدتي به عدم تفاهم مي‏رسند؟

چگونه مي‏شود زنان و شوهراني كه مدعي بودند نمي‏توانند با يكديگر زندگي كنند، پس از چندي توانسته‏اند به خوبي با هم زندگي كنند؟

چرا اكثر روان‏شناسان راه اصلي حل و فصل مسائل زناشويي را رسيدن به تفاهم و برقراري ارتباط انساني ذكر مي‏كنند و از سويي، برخي از مردم راه اصلي حل و فصل مسائل زناشويي را عشق ورزيدن ذكر كرده‏اند؟

حال آن كه بايد دانست:
عشق شرط لازم است، اما به تنهايي كافي نيست


نکته های زير مي‏تواند پاسخي براي شما و همه زوج‏هاي جوان و نيز كساني كه در مرحله تصميم‏گيري براي ازدواج يا در آستانه ازدواج قرار دارند، مفيد و مؤثر باشد:

 مطالعه کتب آیین همسرداری و شرکت در جلسه های آموزش خانواده

مطالعه كتب مربوط به انتخاب همسر، آيين همسرداري، چگونگي ايجاد ارتباط با ديگران و نيز شركت در جلسه‏ هاي آموزش خانواده دانش و مهارت خود را در اين زمينه افزايش دهيد.

همدلی, همفکری, همکاری و مشورت

با همدلي، همفكري، همكاري و مشورت با يكديگر درباره مسائل مختلف ميان اعضاي خانواده روابط سالم پديد آوريد.
همدیگر را محرم, حامی و پشتیبان خود بدانید
 
هر يك از زوجين ديگري را نزديك‏ترين و محرم‏ترين فرد بداند و او را نيمه تن، حامي و پشتيبان خود تلقي كند
ایجاد کانون گرم و صمیمی
 
بكوشيد، باايجاد كانوني گرم و صميمي، تمام اعضاي خانواده به ويژه زن و شوهر مسؤوليت رسيدن به تفاهم را پذيرا شوند .


تا كه از جانب معشوق نباشد كششي كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد

تشویق و تنبیه
 
تشويق و تاييد و بيان نكات مثبت ‏به طور آشكار يا در جمع باشد و تذكر نكات منفي و انتقاد به طور محرمانه و در تنهايي صورت گيرد.
احترام به خواسته های یکدیگر

براي خصوصيات و نيازمندي‏ هاي يكديگر ارزش قائل شويد و در روابط كلامي، عاطفي، اقدام‏ها و تصميم گيري‏ ها به افكار و خواسته‏ هاي همسرتان توجه كنيد.
 
 
علت رفتارش را جویا شوید


 

اگر رفتار خاصي براي شما مبهم است، ساده‏ترين راه اين است كه از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسيد و با روش مسالمت‏آميز، صميمانه و خوش بينانه موضوع را روشن كنيد.
 
 
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 12:41 |



از اصول اولیه در یک زندگی خوب و پایدار، اعتماد دو طرفه زن و شوهر به همدیگر است. اگر زوجین با اطمینان و اعتماد کامل با همدیگر رفتار کنند، بسیاری از مشکلات و ناهنجاریها در زنگی زناشویی از بین می رود.
البته زن و مرد باید از شروع زندگی کاری نکنند که اعتماد هم از بین برود، یکی از کارهایی که باعث بی اعتمادی می شود ، دروغ است. اگر می خواهیم که همسرمان به ما اعتماد و اطمینان کامل پیدا کند باید از گفتن دروغ حتی کوچک بپرهیزیم تا ظن و بدگمانی همسر از ما دور شود.

بدگمانی و مظنون بودن به همسر، بی جهت و از روی وسواس پیامدهایی مخربی دارد که عبارتند از:
1) ایجاد گناه و فساد در زندگی: وقتی که ما به همسر خود با دلایلی واهی و پوچ بدبین و مضنون می شویم، خود منجربه گناه شده ایم، زیرا فکر بد در مورد افراد در جامعه از نظر اسلام کاری ناپسند است، که خداوند متعال می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»؛ اى كسانى كه ایمان آورده­اید از بسیارى از گمان­ها بپرهیزید چرا كه بعضى از گمان­ها گناه است. (1)

2) باعث از بین رفتن کانون خانواده: ظن و گمان بد به همسر باعث می شود که اختلافات زیادی پیش بیاید و همسر هم به شما بدگمان می شود، و این امر خود باعث می شود که کم کم از شما دور شود تا جایی که نه شما به آن اطمینان دارید و نه او به شما، و در نهایت باعث جدایی می شود. البته در بعضی موارد هم این ظن و بدگمانی منجربه به قتل رساندن همسر هم شده است. در آیه­ای بدبینی و گمان نادرست را باعث هلاکت دانسته است : «وَظَنَنتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنتُمْ قَوْمًا بُورًا»؛ ظن و گمان بد بردید و هلاك شدید. (2)

3) مبتلا شدن به غیبت و تهمت:واضح و روشن است که سوء ظن باعث ایجاد مفاسد بسیاری می شود،وقتی زن و شوهر به هم بدبین می شوند به غیبت و تهمت نسبت به همدیگر مبتلا می شوند، که این امر احترام را از بین می برد و زوجین هر کدام خود را از دیگری برتر می دانند. سوء ظن و بدبینى به همسر دلیلی می شود بر اینکه هر شخصی که در مورد همسرمان حرفی زد زود باور کنیم و آن را قبول کنیم،در حالی که خطاب خداوند متعال به مؤمنین چنین است که مى­فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ»؛اى افراد مؤمن اگر شخص فاسقى خبرى نزد شما بیاورد درباره آن تحقیق كنید (تا حقیقت بر شما آشكار شود)، مبادا از روى نادانى و جهل به گروهى آسیب برسانید، و از آن­چه كرده‏اید پشیمان شوید.(3)

4) ایجاد افسردگی و بیماری: از کارهای مخرب ظن بد، ایجاد کابوس و افسردگی می شود، اگر بد گمانی و ظن بد در انسان شدید و بالا رود، انسان مبتلا به بیماریهای ذهنی و فکری از قبیل پارانویامی شود، که در بعضی موارد باعث جنون افراد هم شده است.

به همین دلیل است كه باید از این­گونه القائات شیطانى دوری کرده و آن­ها را تكذیب كرد. اگر به همسرتان بدبین شدید و شک کردید، هرچه به ذهن و فکرتان آمد نگوئید، که برای شما گناه نوشته می شود. تمرین کنید که بیشتر بفهمید و کمتر قضاوت عجولانه کنید. بر خلاف کسانی که بیشتر می­گویند و قضاوت عجولانمه می کنند و کمتر می­فهمند، وهمین امر آنها را با پرحرفانگنهکار محشور می کند. تا جایی که می توانید همدیگر را توجیه کنید و مثبت اندیشی داشته باشید تا زندگی محکم و پایدار با توکل بر خدا داشته باشید. (4)
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 12:30 |
اخلاق خانواده
مطلوبيت زندگى اجتماعى و پيوند دادن زندگى فرد با فرد يا افراد ديگر، از آن رو است‏كه نيازهاى مادى و معنوى افراد در زندگى‏هاى دست جمعى (اجتماعى) بهتر تأمين مى‏شود .در همين رابطه بايد گفت اصيل‏ترين نيازهاى آدمى در ظرف خانواده تأمين مى‏گردد، زيرا در محيط خانواده است كه نياز تكوينى فرزند به پدر و مادر و نياز مستقيم زن و شوهر به يكديگر و نيازهاى عاطفى اعضاى خانواده به يكديگر، پاسخ‏هاى خود را مى‏گيرند.

رابطه فرزند با پدر و مادر
رابطه زن و شوهر
بخش ديگرى از اخلاق خانواده درباره روابط زن و شوهر در محيط خانواده است.در قرآن كريم مباحث اخلاقى و حقوقى مرتبط با اين بحث توأمان مطرح شده و شايد بتوان گفت‏در همه مواردى كه احكام حقوقى بيان شده در كنار آن احكام اخلاقى نيز يادآورى شده است و اين از آن رو است كه احكام حقوقى به تنهايى نمى‏توانند سعادت و كمال انسان را تضمين كنند.
اصل ازدواج اگر با نيت خير تؤام باشد، داراى ارزش اخلاقى مثبت بوده امرى ستوده و پسنديده است و هر چه اين نيت خالص‏تر گردد، ارزش اخلاقى آن فزون‏تر است.از جمله شرايط صحت ازدواج در اسلام تعيين مهريه است كه از احكام حقوقى نكاح است .اما مسأله اخلاقى در اين ارتباط آن است كه مهريه نبايد چندان سنگين باشد كه اصل ازدواج را با موانع مواجه سازد.هر چند از نظر حقوقى زن حق دارد مهر خود را هر اندازه كه بخواهد تعيين كند، اما از نظر اخلاقى نبايد فقر مالى فرد موجب محروم شدن او از ازدواج گردد .در اين موارد بايد بر خدا توكل كرد و خداوند كسانى را كه فقيرند، بى‏نياز خواهد كرد . (سوره نور، آيه 32(
ديگر مسايلى كه در قرآن كريم درباره اخلاق خانواده، مطرح شده، به طور خلاصه عبارتند از:
يكم: اساس زندگى خانوادگى بر محبت است: و «و از نشانه‏هاى او اين كه از [نوع‏] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد.آرى، در اين [نعمت‏] براى مردمى كه مى‏انديشند قطعا نشانه‏هايى است» . (سوره روم، آيه 21)
دوم: در مسايلى كه ارتباط زيادى با زن دارد و اگر مرد بخواهد به تنهايى تصميم بگيرد، مشكلاتى به وجود مى‏آيد؛ مانند مسأله شير دادن به بچه و چند و چون آن، مشورت با همسر توصيه شده است: «پس اگر پدر و مادر بخواهد با رضايت و صلاحديد يكديگر كودك را از شير بازگيرند، گناهى بر آن دو نيست» . (13) در سوره طلاق نيز مى‏فرمايد: «در اين زمينه نيز به شايستگى با يكديگر مشورت كنيد» . (14) بايد توجه داشت كه اصل مشورت در خانواده يك امر اخلاقى است، نه حقوقى.چهارم: در آن جا كه يكى از طرفين ـ دست كم از نگاه ديگرى ـ از منطق عقل خارج مى‏شود و بر سخن خود پاى مى‏فشرد و به حكم عقل تن نمى‏دهد، باز هم نبايد پيوند ازدواج را بر هم زد و محيط خانواده را از بين برد.در چنين موردى زن و شوهر بايد انعطاف نشان داده به گونه‏اى با يكديگر سازش كنند؛ هر چند به اين قيمت كه يكى از حق مسلم خويش بگذرد: «و اگر زنى از شوهر خويش بيم ناسازگارى يا رويگردانى داشته باشد، بر آن دو گناهى نيست كه از راه صلح با يكديگر به آشتى گرايند، كه سازش بهتر است» . (سوره نساء، آيه 128)
اين قبيل آيات نشان مى‏دهد كه اسلام سعى دارد محيط خانواده ـ تا آنجا كه امكان دارد ـ از هم نپاشد و صلح و آرامش بر آن حاكم باشد.
پنجم: يكى از بيشترين مواردى كه قرآن كريم احكام حقوقى را با احكام اخلاقى در آميخته و توأمان ذكر مى‏كند و بر جنبه اخلاقى آن تأكيد مى‏ورزد، مسأله طلاق است.در آيات مربوط به طلاق قرآن كريم كرارا موعظه مى‏كند.گاه تهديد مى‏كند كه مبادا بر خلاف احكام الهى رفتار كنيد و از حدود الهى سوء استفاده نماييد؛ مبادا در صدد زيان رساندن به همسر برآييد و مانند آن. (سوره بقره، آيه 233 و 231؛ سوره طلاق، آيه 1، 2، 6 و 7؛ سوره احزاب، آيه .49)
كتاب: اخلاق اسلامى و مبانى نظرى آن، ص 198

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 12:26 |
با سلام

يكي از مواردي كه در طول شناخت بايد ايجاد بشه دوران نانزدي و عقد هست
در نقاط مختلف ايران با توجه به شرائط فرهنگي حاكم بر منطقه اين دومقوله متفاوت نشون داده ميشه
اينكه نامزدي با عقد دوتاست شكي درش نيست
نامزدي غالبا دوران خواستگاري اوليه تا تعين مهريه و گذاشتن قرامدارها و صحبتهاي جانبي را ميگن
وعقد دوران شروع محرميت و خوندن صيغه عقد دائم كه البته اينكه گفتم عقد دائم چون توي زمان نامزدي هم صيغه عقد خونده ميشه منتهي به صورت موقت تا گناهي طرفين هنگام تردد و كارهاي قبل عقد مرتكب نشده باشن خب ادميه ديگه!!!
وجود هردو مقوله ضروري به نظر ميرسه مخصوصا عقد كه لزومي بيشتر از نامزدي داره حتي
اينكه در دوران عقد چه كنيم تا مشكلي پيش نياد و يا احيانا اگه پيش اومد چه كار كنيم در ادامه خواهيم گفت...
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 12:11 |
اولين مسئله اي كه به نظر ميرسه اينه كه مهارتهايي لازم هست در طول زندگي تا بشه از اين مهارتها در خيزشهاي زندگي استفاده كرد

دختران و پسران امروزي عشق را تنها ملاك زندگي قرار ميدهند درحالي كه هميشه اين جمله معروف و شايع بوده كه عشق تنها كافي نيست

مثلا وقتي در جايي با خواهر همسرتون مشكل دارين و اونو يه جورايي به همسرتون هم منتقل ميكنين اگر مهارت نباشه نميشه عشق همسرتون را درنظر بگيرين و مشكلتون را با خواهرش يا حل كنين يا ناديده بگيرين

درمواقعي كه جريان خانواده ها پيش مي اد بهترين كار منها گرفتن همسر از خانوادشه و تيغ از پا دراوردن بوسيله همسر اصلا كار شايسته و عاقلانه اي نيست
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 12:7 |
پيامدهاي روابط دختر و پسر پيش از ازدواج

از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] مي‏توان به اين امر پرداخت.
به طور كلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفت‏ها و آسيب‏هاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين آسيب‏ها اشاره مي‏شود:
1.فقدان شناخت درست و واقع بينانه: معمولا ادّعا مي‏شود اين گونه روابط و دوستي‏ها به انگيزه ازدواج شكل مي‏گيرد، ولي با كمي دقّت فهميده مي‏شود، روح حاكم بر اين گونه دوستي‏ها، عشق‏ورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام مي‏فرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند.
در حالي كه تصميم‏گيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر عقلانيّت و خردورزي ممكن است. دوستي‏هاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را كور مي‏سازد و اجازه نمي‏دهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخاب‏ها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام مي‏گيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقع‏بينانه، زندي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي‏سازد.

2.ايجاد جو بدبيني: اين گونه دوستي ها نه تنها مشكلي را براي دختران و پسران حل نمي‏كند بلكه بر مشكلات آنان مي‏افزايد.
اين گونه دوستي‏ها و روابط اگر به ازدواج بي‏انجامد پس از مدتي از شكل‏گيري زندگي جو بدبيني و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
پسر به خود مي‏گويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از كجا معلوم پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از كجا معلوم كه در آينده با اين كه همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نكند؟
دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد.
بر اين اساس اين گونه ازدواج‏ها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه نشان داده كه سريع منجر به طلاق و جدايي مي‏گردد.
بر اساس يك يافته پژوهشي در آمريكا، زوج‏هايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مي‏كنند زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديده‏اي رو به رو است و منجر به طلاق مي‏شود. به گزارش ايسنا، دكتر «كاترين كوهان»، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت: طبق آخرين تحقيقات، افرادي كه پيش از ازدواج با يكديگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين هستند. كوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است كه زوجين چندان انگيزه‏اي براي حل درگيري‏ها و حمايت از مهارت‏هاي خود ندارند. وي افزود: به نظر مي‏رسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق مي‏شود. وي در پايان گفت: مي‏توانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نمي‏شود [روزنامه جمهوري اسلامي – ش 6571- 29/11/1380 – ص 5]

3.افت تحصيلي يا ركود علمي: اين گونه روابط باعث مي‏شود كه دو طرف تمام فكر و توجه و تمركز خود را صرف ديدارها و ملاقات‏هاي حضوري و تلفني خود بكنند و اين بزرگ‏ترين مانع براي رشد و ترقي علمي است؛ زيرا تحصيل دانش نيازمند تمركز نيروهاي فكري وروحي است.
دل‏مشغولي و اضطرابي كه در اثر اين گونه پيوندها پديد مي‏آيد بزرگ‏ترين سد راه تعالي علمي و تحصيلي است؛ لذا متصديان امور علمي مدارس و دانشگاه‏ها توصيه مي‏كنند. حتي ايام عقد و نامزدي جوانان در بحبوحه تحصيلات نباشد تا آنان بتوانند با تمركز بيشتر فكر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.

4.عدم اسقبال از تشكيل كانون خانواده: اين گونه روابط و دوستي‏ها معمولا به انگيزه تفنّن و سرگرمي شكل مي‏گيرد و در خلال آن از خود باوري و زودباوري دختران سوء استفاده مي شود. متاسفانه در بسياري موارد بين عشق و هوس تمييز داده نمي‏شود. عشق حقيقي و پاك با هوس‏هاي آلوده و زودگذر، تفاوت جوهري دارد. برخي از اين روابط كه مبتني بر هوسراني و سرگرمي است، پس از مدتي رو به سردي و افول مي‏نهد. جاذبه و دل ربايي‏ها مربوط به روزها و ماه‏هاي اول دوستي است. ولي ديري نمي‏پايد كه اين روابط عادي شده و به جدايي مي كشد. حس تنوع طلبي انسان از يك طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث مي‏شود برخي سراغ ازدواج و تشكيل خانواده نروند جامعه‏اي كه از تشكيل كانون خانواده استقبال نكند هيچ‏گونه ضمانتي براي رشد و شكوفايي فضايل انساني در آن وجود ندارد. عمده خوبي‏ها و كمالات والاي انساني در پرتو تشكيل خانواده‏اي سالم، به فعليت مي‏رسد.

5.اضطراب، تشويش و احساس نگراني:در دوستي‏هاي موجود بين دختران و پسران، از آنجا که مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر يا مادر يا جامعه براي ممانعت از برقراري اين دوستي‏ها وجود دارد، اين گونه دوستي‏ها با مخاطرات رواني گوناگوني از جمله اضطراب و تشويش همراه است.
وجود افکار ديگري چون احساس گناه، نگراني از تهديداتي که توسط پسر براي فاش کردن روابطش با دختر صورت مي‏گيرد، يک تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.
بنابر اين وجود چنين دلهره‏ها و اضطراب‏هايي که گاهي لطمه‏هاي جبران ناپذيري بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسيب‏هاي اين گونه روابط است.

6.محروميت از ازدواج پاك: هر انساني در سرشت و نهاد خويش به دنبال پاكي‏ها و نجابت است. دختراني كه در پي اين روابط آلوده هستند در حقيقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و اين امر باعث مي‏شود كه آن‏ها به جرم آلودگي به اين روابط شرايط ازدواج پاك را از دست بدهند. البته اين گونه روابط ناسالم حتي در ازدواج پسران نيز تاخير ايجاد شود و دختران بيش از پسران در معرض اين آسيب قرار دارند. در پايان به چند پرسش اساسي اشاره مي‏شود:
1.به نظر شما يك رابطه و پيوند مطلوب چه ويژگي‏هايي دارد؟
2.آيا روابطي كه بر پايه هوسراني‏ها و سرگرمي‏هاي زودگذر است، مي‏تواند روابطي پايا و پويا باشد؟
3.آيا هر انساني با هر صفت و ويژگي شايسته ارتباط و دوستي است؟
4.آيا پسنديده نيست كه انسان سرمايه عشق و محبت خود را براي زندگي آينده خويش پس انداز کند.
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 12:2 |
حوصله كنين بخونين حل شده ازدواجتون!!!

گاهي يك لباس را بدون تامل ميخريم چون اگر برازنده نبود يا كوچيكو بزرگ بود اونا پس ميديم يا ميديمش به يكي ديگه
در مورد انتخاب همسر هم چنين هست؟

يكى از سپرهاى قوى براى حفظ دين، ازدواج است. تسريع در امر ازدواج فايده‏هاى فراوانى دارد و تأخير آن زيان‏هاى بسيار. كم‏تر عاملى پيدا مى‏شود كه به اندازه فساد و انحرافات جنسى، به نوجوانان و جوانان لطمه بزند. اين مفاسد لطمه هايى مى‏زند كه در كل زندگى و در طول عمر انسان تأثير نامطلوب دارد. حال كه ازدواج مفيد و لازم است، بايد ببينم معيارهاى يك همسر خوب چيست؟
در انتخاب همسر بايد متوجه باشيم مى‏خواهيم كسى را انتخاب كنيم كه يك عمر در كنار او زندگى كنيم. نبايد اين مسئله مهم از روى احساسات و بدون دقت و مشورت انجام گيرد، زيرا اگر انسان دچار همسر ناشايست يا نامتناسب و ناهماهنگ شود، كارش بسيار مشكل خواهد بود. مبادا با خود بگويد: فعلاً ازدواج مى‏كنم و اگر در آينده نتوانستيم با هم زندگى كنيم، مي توانيم از هم جدا ‏شويم.
براى انتخاب همسر بايد معيارهايى داشته باشيم؛ يعنى دختر و پسر، بايد ملاك‏ها و ميزان هايى داشته باشند و بدانند چه همسرى، با چه مشخصات و چه صفاتى مى‏خواهد؟ مى‏توان ملاك‏ها و معيارها و خصوصياتى را كه در انتخاب همسر بايد در نظر گرفته شود، به دو قسم دسته بندى كرد:
1 - آن هايى كه ركن و اساس اند و براى زندگى سعادتمندانه حتماً لازم اند؛
2 - آن هايى كه شرط كمال هستند و براى بهتر و كامل‏تر شدن زندگى اند و بيشتر به سليقه و موقعيت افراد بستگى دارند.
به طور كلي ملاك هاي دسته اول عبارتن
د از:


1 - تديّن و ديندارى، كسى كه پاى بند دين نيست، تضمينى وجود ندارد كه پاى بند رعايت حقوق همسر و ادامه زندگى مشترك باشد. اگر يكى ديندار و ديگرى بى دين باشد، زندگي آنان روى سعادت را نخواهد ديد. سعادت بدون ديانت محال است. اگر هر دو بى دين باشند، باز تضمينى وجود ندارد كه رعايت حقوق يكديگر را بنمايند. البته منظور از ديندارى و تديّن اين است كه پاى بند كامل به اسلام داشته باشند و اسلام را با جان و دل پذيرفته و در عمل به آن كوشا باشند، نه تدين سطحى و بى ريشه و بى عمل.
پيامبر(ص) به شخصى كه مى‏خواست ازدواج كند، فرمود: «عليك بذات الدين؛ (1) بر تو باد كه همسر ديندار بگيرى».
در مورد ديگرى فرمود: «كسى كه با زنى به خاطر ثروتش ازدواج كند، خداوند او را به حال خودش وامى‏گذارد و كسى كه فقط به خاطر زيبايى با زنى ازدواج كند، دراو امور ناخوشايند خواهد ديد. كسى كه به خاطر دين و ايمانش با او ازدواج کند، خداوند همه آن امتيازات را برايش فراهم خواهد كرد».(2)
دين دار بودن، به اين است كه داراى صفات ذيل باشد: عفت، حجاب، حيا، نجابت، اخلاق خوب، خوش حرف و خوش زبان بودن، اهل نماز و مناجات، علاقه‏مند به قرآن و اهل بيت پيامبر(ص)، ترس از خدا داشتن، آبرونگه‏دار بودن، اسراف كار نبودن و...
2 - اخلاق خوب از ويژگى‏هاى لازم و اساسى براى همسر است. منظور از اخلاق خوب تنها خنده رويى و خوش خلقى نيست، بلكه به معناى اخلاق اسلامى داشتن و نفس را تهذيب و پاك نمودن است.
پيامبر(ص) فرمود: «اذا جاءكم من ترضون خُلقه و دينه فزوّجوه و ان لا تفعلوا تكن فتنة فى الارض و فساد كبير؛(3) با كسى كه اخلاق و دينش مورد پسند باشد، ازدواج كنيد. اگر چنين نكنيد، فتنه و فساد بزرگى در زمين به وجود خواهد آمد».
فردى از امام رضا(ع) سؤال كرد: براى دخترم خواستگارى آمده كه بد اخلاق است. آيا دخترم را به او بدهم؟ حضرت فرمود: «لا تزوّجه ان كان سيئى الخُلق؛(4) اگر بد اخلاق است، دخترت را به او نده».
نمونه خلاق بد، لجاجت و يكدندگى، تكبر نسبت به همسر، بى ادب بودن، بى وفايى، كينه توزى، سوءظن داشتن، سبكى و هرزگى، كم ظرفيتى و بى تابى، با محبت نبودن و بد چشم بودن است.
3- شرافت خانوادگى: منظور از شرافت خانوادگى، شهرت و ثروت و موقعيت اجتماعى نيست، بلكه منظور نجابت و پاكى و تدين خانوادگى طرفين است، زيرا ازدواج با يك فرد مساوى است با پيوند با يك خانواده و فاميل ايجاد و يك نسل. در ازدواج و انتخاب همسر معقول نيست كه انسان بگويد: من مى‏خواهم با خود اين فرد زندگى كنم و كارى به كار خانواده‏اش ندارم. لذا پيامبر(ص) فرمود: «انظر فى أى شى تضع ولدك فان العرق دساس؛ نيك بنگر كه فرزندت را در كجا قرار مى‏دهى، زيرا نطفه و ژن‏ها و خصوصيات ارثى، خواه ناخواه منتقل مى‏شود و تأثير مى‏گذارد».
پيامبر(ص) فرمود: «بنگريد چه كسى را به همسرى بر مى‏گزينيد، زيرا فرزندان، شبيه و مانند دايى هايشان مى‏شوند».(5)
باز حضرت فرمود: «اياكم و خضراء الدمن قيل يا رسول الله: و ما خضراء الدمن؟ قال: المرءة الحسناء فى منبت السوء؛ از سبزه‏هاى قشنگى كه روى مزبله‏ها سبز ميشود، پرهيز كنيد. پرسيدند: مقصودتان چيست؟ فرمود: زن زيبايى كه در خانواده پليدى رشد كرده باشد (پسر نيز همين طور).(6)
4 - زيبايى: زيبايى نيز يك امتياز است و در شيرينى و سعادت زندگى زناشويى تأثير به سزايى دارد. اگرانسانى، قيافه ظاهرى و اندام همسرش را نپسندد و او را دوست نداشته باشد، ممكن است به طور ناخواسته به او ستم و جفا كند و از او بهانه و ايراد بگيرد و زندگى را بر او تلخ نمايد يا حتي بعد از ازدواج دل به ديگري دهد.
به همسران سفارش شده است كه خود را براى هم بيارايند و يكديگر را اشباع و ارضا كنند تا از انحرافات و مفاسد مصون بمانند.
5 - كفو همديگر بودن: سنخيت و تناسب و همتايى در علم و سواد و دين و ايمان و فرهنگ و فكر و اخلاق و تحصيلات علمى و سن و مال اگر در تمامى جهات تناسب بيشتر باشد، مشكلات خانوادگى كم‏تر خواهد بود.(7)هر ق
در روحيات دختر وپسر به يكديگر نزديكتر باشد پيوند ازدواج آن دو از استحكام بيش تري برخوردار خواهد بود.دختر ديندار بايد باشخص ديندار ازدواج كند زيرا ديندار وبي دين به طور طبيعي در مواردي با يكديگر اصطكاك و در گيري خواهند داشت.فرد تحصيل كرده هم بايد با شخص درس خوانده ازدواج كند تا يكديگر را درك كنند.هم چنين تجربه نشان داده است كه وقتي اختلاف سن بين دخترو پسر زياد باشد پس ازگذشت سالياني چند استحكام خانواده دچار تزلزل مي شود.البته همانندي كامل امكان پذير نيست و نبايد در انتخاب همسر وسواسي بود ، ولي همانندي نسبي لازم است.
ملاك‏ها و معيار و مسائل ديگرى كه بيشتر مربوط به سليقه و موقعيت افراد است در دسته‏ى دوم قرار مى‏گيرد و مى‏توان از آن صرف نظر كردمانن
د: هم نژاد بودن يا هم شهري بودن يا هم زبان بودن.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 11:43 |

دو زوج در چه چیزهایی باید تناسب داشته باشند:
1. همتایی ایمانی و دینی: البته اگر کسی از خود مطمئن باشد و بداند که با ازدواجش می تواند یک غیرمتدین را دیندار کند درست او را بگیرد خود از دین به بیراهه نرود می توان با غیرمتدین ازدواج کند.
2. همتایی در فرهنگ.
3. همتایی در اخلاق.
4. همتایی در تحصیلات.
5. همتایی جسمی و جنسی (یکی سرد مزاج نباشد یکی خیلی گرم مزاج یا یکی قوی و بلند نباشد یکی خیلی کوتاه و ضعیف)
6. همتایی در سن ( بهتر است اختلاف 5-4 سال باشد)
7. تناسب در مال (خانواده یکی ثروتمند نباشد یکی فقیر، در این ازدواج خانواده فقیر در رنج خواهد بود. امّا نسبت به خود جوان، اگر مشغول کار باشند و درآمد متوسطی داشته باشند مشکل ساز نیست اغلب زوج های جوان در شروع زندگی با این مشکلات روبرو هستند (درآمد پایین، مسکن اجاره ای و...) که این با پشتکار و تلاش و توکل به خدا حل می شود آنچه مهم است این است که نباید آنقدر انتظار بالا داشته باشیم و نه اینکه رضایت دهیم بدون داشتن هیچ کاری ازدواج سر بگیرد.
8. تناسب خانوادگی (هر دو خانواده از لحاظ روحی، اخلاقی جسمی، عقلی تناسب داشته باشند.)
9. تناسب سیاسی.
10. تناسب اجتماعی (اینگونه نباشد که یکی فقط دوست داشته باشد در منزل باشد از اجتماع دور باشد به کارهای فکری تمرکز داشته باشد و دیگری دوست داشته باشد با همه رفت و آمد کند اهل بگو و بخند باشد و...
11. تناسب در زیبایی: توجه به توازن و تناسب در زیبایی صورت، اندام و قیافه ظاهری بسیار مهم است اگر یکی خیلی زیبا و خوش اندام باشد و دیگری زشت صورت و بدنام احتمال به وجود آمدن ناراحتی و مشکل برای هر دو و عقده ای روانی و عقده محرومیت جنسی و انحراف و بی عفتی و حسرت برای فرد زیبا وجود دارد.

نکته پایانی: در ازدواج باید به نکات اصلی بسیار اهمیت بدهیم و نکات دیگر اگر چه مثل معیارهای کلیدی نیست امّا نمی توان از آنها نیز غافل بود ولی نباید ملاک های فرعی را به عنوان اصل نگاه کرد به عنوان مثال نباید به زیبایی به عنوان یک معیار اصلی نگاه کرد. چرا که زیبایی در سن جوانی باقی می ماند و با زوال آن نیز زندگی رو به سردی پیدا می کند ولی ایمان و اخلاق نیکو تا ابد پایدار است. در انتخاب همسر نباید به یک بعد نگاه کردن باید بین صفات او معدل گیری کنیم اگر که معیارهای اصلی او معدل او را بالا کشید به نظر مورد مناسبی برای ازدواج می باشد ( چرا که اغلب از نظر زیبایی متوسط هستند عده ای خیلی کم یا خیلی بدقیافه اند یا خیلی زیبا) گاهی ممکن است فردی دیگر پیدا شود که معیار اصلی (ایمان، عفت، اخلاق) را نداشته باشد ولی زیبایی اش بالا باشد که این فرد شایسته همسری را ندارد چون معیار اصلی اخلاق و ایمان را ندارد.

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 11:29 |
ملاكهاي ازدواج در يك نگاه

سلام
بهتر اینه ما ملاكهارابشناسیم

من یه دسته بندی میكنم و یه توضیح كوچولو میدمو بقیشو به دوستان واگذار میكنم

ملاكها را میشه به دو دسته تقسیم كرد
اول آونهایى كه ركن و اساس اند و براى زندگى سعادتمندانه حتماً باید باشند مثل تدین و دینداری
هممون میدونیم دختری كه تدین نداره هیچ وقت قابل اعتماد نیست كه ما زندگیمونو بهش بسپاریم
چون میدونیم كه دین یعنی تعهد و كسی كه از دین داره فرار میكنه در اصل از تعهد فرار میكنه

پیامبر(ص) به شخصى كه می خواست ازدواج كنه، فرمود: «علیك بذات الدین؛ (وسائل، ج 14، ص 30.) بر تو باد كه همسر دیندار بگیرى».


دوم اونایى كه شرط كمال هستند و براى بهتر و كامل‏تر شدن زندگى اند و بیشتر به سلیقه و موقعیت افراد بستگى دارن
مثلا:
هم نژاد بودن یا هم شهری بودن یا هم زبان بودن.

 

ملاک های انتخاب همسر


پرسش: لطفا ملاک های انتخاب همسر خوب را بفرمایید؟

پاسخ: یکی از مهم ترین انتخاب های آدمی ، انتخاب همسر است،زیرا بدین وسیله به تشکیل سازمان خانواده پرداخته و این امر در زندگی شخصی ،اجتماعی و تربیت فرزندان تاثیر بسزایی دارد. اهمیت این انتخاب بقدری است که سعادت ،رضایت و ناکامی های آدمی در زندگی را تا حدی می توان به چگونگی این انتخاب مربوط دانست . بسیاری از زوجهایی كه كارشان به مشاجره، طلاق و... كشیده می شود به ملاك های انتخاب همسر، تحقیق، گفتگو و بررسی های زمینه های مشترك و متفاوت همدیگر اهمیت نداده اند.
برای انتخاب همسر افراد باید ار معیارهای انتخاب همسر آگاه باشند، اما قبل از آن باید ابتدا خود را بشناسند و از ویژگی های خود آگاه باشند و نقاط ضعف و قدرت خود را بدانند.

ملاک های انتخاب همسر




الف. ملاک های اساسی و کلیدی: برخی از ملاک های ازدواج ملاک های اساسی برای ازدواج هستند از جمله آنها:
1. تدیّن و ایمان.
2. اخلاق نیکو.
3. شرافت و اصالت خانوادگی.
4. عقل.

این ملاک ها نقش مهمی در ازدواج دارند به عنوان مثال می توان نقش آنها را به پی و فنداسیون ساختمان تشبیه کرد و روشن کرد که خانه بدون پی و شالوده دوام نخواهد داشت. شخصی نزد یکی از معصومین ـ علیهم السلام ـ آمد و گفت برای دخترم خواستگار آمده چه کنم امام فرمودند ببیند ایمان و اخلاق خوب دارد. اگر دارد دخترت را به او بده. آری کسی که ایمان دارد در زندگی مشترک خود سعی دارد همیشه دستورات خدا را اجرا کند، از ظلم به شریک خود پرهیز کند و اگر همسرش دچار اشتباه و خطایی شد بخاطر خدا گذشت و صبر می کند. شخص با ایمان ازدواج را امر مقدسی می داند که با آن ایمانش را حفظ کرده است. در روایت داریم کسی که برای مال کسی با او ازدواج کند خداوند او را به حال خودش وا می گذارد و اگر فقط بخاطر زیبایی اش با او ازدواج کند از او ناخوشایند خواهد شد و اگر به خاطر دین و ایمانش با او ازدواج کند خداوند همه آن (امتیازات) را برایش فراهم خواهد کرد.

ب) ملاک های فرعی ازدواج: ملاک های فرعی ازدواج بسیار مهم اند ولی درجه اهمیت آنها به اهمیت ملاک های اصلی و کلیدی نمی رسد. کار آنها مثل دیوارهای ساختمان است که بر روی پی (ملاک های اصلی) قرار می گیرند برخی از این ملاک های فرعی از این قرار است:
1. سلامت جسم و روح
2. زیبایی
3. تحصیلات
4. کفو و همتایی زوج ها

همتایی و تناسب: در امر ازدواج رعایت همتایی و تناسب بسیار اهمیت دارد. علت عمده بیشتر ناهنجاریها و آشوبزدگیهای زندگی خانواده «عدم تناسب» و «ناهماهنگی» بین زن و شوهر است پس باید با تحقیق از دوستان، هم کلاسی ها، همسایه ها، اقوام و... مشورت و مشاوره ازدواج و گفتگوهای تلفنی و حضوری و مکاتبه (که اگر به قصد ازدواج باشد و با هماهنگی والدین زوج باشد بودن اشکال است) سعی شود تناسب و هماهنگی های دو زوج بررسی شود هر قدر تناسب و هماهنگی بیشتر باشد در زندگی آینده تفاهم بیشتری وجود خواهد داشت و اگر هماهنگی بسیار اندک است بهتر است که ازدواج شکل نگیرد. بودند بسیاری از پسرها و دخترها که تنها با چند جمله شیفته هم شدند و پس از چند صباحی اختلافاتشان آشکار گشت و سر از طلاق در آوردند.
برای تازه شدن هيچگاه دير نيست
 
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 11:26 |
فهميدن و قبول كردن يكديگر

با سلام

بسيار ديديم كه دختران و پسران جوان درباره تفاوتهايي سوال ميكنند و نگرانند كه نشود يك روز به خاطر اين تفاوتها برايشان در امور خانواده مشكل پيش آيد.

به عنوان مثال زياد به اين مورد برمي خوريم كه :

دختري هستم كه 24 سالمه ولي خواستگار 22 ساله دارم آيا قبول كنم يا نه؟

بدون اينكه ايشون را نگران تر از اينكه هست بكنيم و يا سردرگميش را بيشتر كنيم بايد با يك جمله ايشان را هم راهنمايي هم آرام وقانع كنيم

وآن يك جمله اين است كه:

مهم قبول كردن و پذيرفتن همديگر همنطور كه هستين هست نه هيچ تفاوتي ديگر

فقط بپذيرين ...
+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 10:44 |
٫نشان دهنده چیزی است که شما بیشتر از بقیه چیزها دنبال آن هستید.
قصر:ثروت           موزه:حرفه و شغل                    هتل:خانه و عشق   

مکان مذهبی:اعتقادات یا زمینه رشد روحی و روانی شماست

۲٫نشان دهنده نوع زندگی  است که به دنبال آن هستید.

پنجره:زندگی سرشار از رویدادهای پیش بینی نشده و شگفت انگیز

در:زندگی آرام و امن

بالکن:زندگی مسالمت جویانه و عاشقانه

تونل زیر زمینی:زندگی خطرناک ولی معنی دار پر از تجربه های متفاوت

۳٫فردی که پشت در می‌بینید همان کسی است که شما در رویارویی با مشکلات زندگی می‌توانید کاملاً به او اعتماد کنید.

۴٫پلکان نشانه زندگی عشقی شماست پیچ در پیچ ولی زیبا – مستقیم معمولی ولی خسته کننده

۵٫تعدا پله ها:تعداد تلاشهایی که شما امیدوارید برای برقراری رابطه تان به عمل آورید.

۶٫اندازه اتاق:میزان ماجراجویی هر چه کوچک باشد یعنی شما آدم محافظه کاری هستید

۷٫رنگ اتاق شخصیت شماست:


قرمز:احساساتی و پر شور      سیاه و سفید:منطقی       ارغوانی:ماجراجو

زرد و پرتقالی:شادمان و سرحال     رنگین کمان:شما در مورد این که واقعاً چه هستید شک دارید

۸٫شکل میز:زاویه دید شما را نسبت به چیزها یا موقعیت ها نشان می دهد.

مربع:ثابت و منصفانه

گرد:شما می‌خواهید چیزها را از دیدگاه و نقطه نظر بسیاری افراد دیگر ببینید

مثلث:شما می‌خواهید مبتکر و اصلی باشید

بی شکل:شما آدم بی اراده ای هستید و همیشه طفره می‌روید

۹٫میوه ها نشانگر این هستند که شما به دنبال چه نوع دوستانی می گردید میوه های بزرگتر نشانگر این هستند که نمود فیزیکی و ظاهری برای شما بیشتر اهمیت دارد و میوه های کوچکتر به معنی این هستند که شخصیت افراد برای شما مهم است.

۱۰٫این شخص نشانگر نوع دوستانی است که شما به دنبال او هستید.

۱۱٫چگونگی خوردن میوه نشانگر این است که شما چگونه با دیگران رفتار می‌کنید.

الف:یعنی شما کینه ای از دیگران به دل نمی‌گیرید

ب:یعنی شما فقط نکات مثبت دوستانتان را می‌پذیرید و از پذیرفتن نکات منفی آنها سرباز می زنید

ج:خوردن آن علیرغم کرم خوردگی یعنی نقاط قوت و ضعف دیگران را می پذیرید

د:دور انداختن یعنی شما آدم بی رحمی هستید.

۱۲٫ ۵ حیوان:

دلفین:شغل و حرفه               فیل:خانواده

اسب:عشق                       موش:انتظار و احترام


آهو: دوستان شما و چیزهایی که به آن توجه دارید است.


+ نوشته شده توسط رضا در جمعه یازدهم شهریور 1390 و ساعت 19:58 |
تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از ۵ ساعت پیاده روی……ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می‌شود

1. ساختمانی که جلوی شما ظاهر شده است چیست؟الف-یک قصر    ب- یک موزه    ج-یک هتل    د-یک بنای مذهبی (مسجد-کلیسا-……)
 
۲٫شما از چه طریقی وارد ساختمان می‌شوید؟

الف-پنجره    ب- در        ج- بالکن         د- تونل زیر زمینی
وقتی وارد ساختمان شدید آن را بسیار مجلل و باشکوه می یابید……ناگهان صدای در زدن می‌شنوید…در را باز می‌کنید و کسی را می‌بینید که واقعاً می‌خواستید با او باشید.

۳٫ آن شخص کیست؟
به گشتن ادامه می‌دهید…پلکانی را می‌بینید که به طبقه بالا می‌رود.

۴٫مارپیچی است یا مستقیم؟
از پلکان بالا می‌رویم تعداد پله ها را می‌شمارید.

۵٫چند پله بود؟(هر عددی از یک تا بی نهایت)
بعد وارد اتاقی می‌شوید……….

۶٫دلتان می‌خواهد این اتاق چقدر بزرگ باشد؟
الف-به اندازه یک آکواریوم
ب-به اندازه یک اتاق معمولی 
ج-به اندازه یک جنگل
د-به اندازه  اقیانوس آرام

۷٫دلتان می‌خواهد رنگ دیوار اتاق چه باشد؟
الف-قرمز    ب-سیاه و سفید      ج- ارغوانی      د-زرد یا پرتقالی      و-رنگ های رنگین کمان
یک میز جلوی شما ظاهر می‌شود…

٫۸آیا گرد- مربع- مثلث یا بدون شکل خاصی است؟
و ظرفی با ۵ میوه روی آن قرار دارد: گیلاس- سیب- کیوی- طالبی-هندوانه

۹٫یک میوه را انتخاب کنید…….
میوه ای که انتخاب کرده اید شما را به یاد این شخص می‌اندازد…

۱۰٫نام او را بنویسید.

۱۱٫شما میوه را برمی‌دارید و………
الف-بلافاصله آن را می‌خورید.
ب- قسمت کرم خورده را می‌ برید و قسمت سالمش را می‌خورید.
ج-آن را می‌برید و داخلش را می‌بینید که کرم خورده است و….بعد به خوردنش ادامه می‌دهید
د-اگر کرم خورده باشد تمامش را دور می‌اندازید
از آن ساختمان خارج می‌شوید و ۵ حیوان را می‌بینید.موش- آهو- اسب- دلفین- فیل

۱۲٫این حیوانت را به ترتیب اولویت که برایتان دارند رده بندی کنید..

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه یازدهم شهریور 1390 و ساعت 19:57 |
روانشناسی دست خط

این روانشناسی ارتباطیه بین دست خط با شخصیت آدم ها

شما چه دست خطی دارید؟

 

مطالعه و تحلیل دست‌خط افراد، دانشی کهن است که اولین بار در حدود 3000 سال پیش توسط چینی‌ها توسعه یافت. به گفته کارشناسان این علم، دست‌خط اشخاص در واقع به‌ طور مستقیم از شخصیت منحصر به فرد و شیوه خاص تفکر آنها حکایت می‌کند. علم شناخت شخصیت از روی دست‌خط حداقل از 300 ویژگی گوناگون دست‌خط در دیدگاه تحقیقاتی خود استفاده می‌کند.

دست‌خط اشخاص و مکان آن روی صفحه، انگیزه‌های منحصر به فرد یک انسان را توصیف می‌کند. مغز انسان علامت‌هایی را از ماهیچه‌ها به ابزار نوشتاری می‌فرستد. همان‌طور که گفتیم، دست‌خط حداقل 300 ویژگی گوناگون دارد که به اصلی‌ترین آنها که حاوی اطلاعات جالب شخصیتی است، می‌پردازیم.

جهت دست‌خط‌: دست‌خط‌های مایل به سمت راست نشان‌دهنده صمیمی بودن، نافذ بودن، دوست‌داشتنی بودن و حامی‌بودن نویسنده آن است.
اما دست‌خطی که صاف و محکم باشد، نشان‌دهنده استقلال نویسنده است. دست‌خط‌هایی که به سمت چپ متمایل هستند نیز عاطفی و احساسی بودن نویسنده را نشان می‌دهند.

اندازه دست‌خط:‌ اشخاصی که درشت می‌نویسند، معمولا اجتماعی و برون‌گرا بوده واز اعتماد به نفس بالایی برخوردارند. اما خصوصیات شخصیتی افرادی که ریز می‌نویسند، به‌طور دقیق برخلاف کسانی است که درشت می‌نویسند. اشخاصی که ریز و نازک می‌نویسند، به آسانی روابط اجتماعی با دیگران برقرار نمی‌کنند.

فشار آوردن روی کاغذ هنگام نوشتن: کسانی که در حین نوشتن فشار زیادی به کاغذ می‌آورند، اشخاصی متعهد هستند که همه چیز را خیلی جدی می‌گیرند. اما اگر فشار روی کاغذ بسیار زیاد است، آن فرد احتمالا خیلی عصبی است و عکس‌العمل سریعی نسبت به انتقادهایی که به او می‌شود نشان می‌دهد، حتی اگر این انتقادها از سوءنیت نباشد. اما فشار کم روی صفحه کاغذ هنگام نوشتن نشان‌دهنده حساسیت و عاطفه نویسنده نسبت به دیگران است.

فضای خالی میان کلمات: چنانچه میان کلمات فاصله زیادی وجود داشته باشد، نشان‌دهنده این است که نویسنده به دنبال فضایی برای تنهایی است. اما اگر فاصله یا فضای میان کلمات کم یا باریک باشد، نشان می‌دهد نویسنده دوست دارد با دیگران ارتباط داشته باشد. به ویژه اگر این اشخاص در نوشتار خود دقت نداشته باشند، نشان می‌دهد که اشخاصی مزاحم و شلوغ کن برای اطرافیان‌شان هستند.

فاصله میان خطوط: چنانچه فاصله میان خطوط زیاد باشد، نشان‌دهنده این است که اشخاص دوست دارند به عقب برگردند و نگاه عمیق‌‌تری داشته باشند. فاصله کم میان خطوط نیز نشان می‌دهد که نویسنده خونسردی خود را در هنگام فشار کاری حفظ می‌کند و در نهایت به نتیجه خوبی دست می‌یابد.

حاشیه کاغذ: هر کدام از حاشیه‌های کاغذ مفهومی‌ دارند. حاشیه سمت چپ نشان‌دهنده وابستگی فرد به ریشه‌ها و خانواده است. حاشیه سمت راست نشان‌دهنده وابستگی به اشخاص دیگری به جز اعضای خانواده است. بالای صفحه نیز اهداف و آرزوها قرار دارند و در پایین صفحه انرژی، انگیزه و عملکرد قرار می‌گیرند. فاصله زیاد از حاشیه سمت چپ نشان‌دهنده علاقه نویسنده به ادامه دادن است. اگر فاصله از حاشیه سمت چپ کم باشد، نشان‌دهنده احتیاط نویسنده است. فاصله کم از سمت راست کاغذ نشان‌دهنده خونسردی و اشتیاق برای نوشتن است. فاصله زیاد از سمت راست کاغذ نیز نشان‌دهنده ترس از نادانسته‌هاست.

پس از چینی‌ها نیز رومی‌‌ها به بررسی "علم تحلیل و مطالعه دست‌خط" پرداختند و به تدریج این علم در بیشتر جوامع و فرهنگ‌ها مورد بحث و بررسی قرار گرفت. دیدگاه جدید در خصوص بررسی دست‌خط از سوی گروهی از کشیش‌های فرانسوی ایجاد شد که از سوی اب می‌کن -که ابعاد کلیدی این علم را در دهه 1870 پس از 30 سال تحقیق تعریف کرد- هدایت شد.
امروزه می‌دانیم که این علم، ابزار بی‌نهایت مفیدی برای شناسایی کیفیت و ظرفیت هوش و پتانسیل اشخاص به ویژه در زمینه شغل و پیشبرد ارتباطات است. اگر چه این علم نیز مانند سایر علوم رفتاری به آسانی قابل توضیح نیست، اما هنوز هم به دلیل نتایج خوبی که از کاربرد آن به دست می‌آید، به‌طور مستمر به کار رفته و مورد قبول واقع می‌شود.

 کسانى که خطى نامرتب دارند
احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستندو به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آن ها خیلى مهم است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى احساساتى رفتار کنند 
  

 


کسانى دست خط مرتب و خوانایى داشته باشند
مى توان این طور برداشت کرد که آن ها خودشان را بسیار کنترل مى کنند و دوست ندارند به راحتى شخصیت خود را لو بدهند. حتى گاهى اوقات برایشان مشکل است که احساساتشان را بروز دهند و آن را سرکوب مى کنند. 
 

 


کسى که خیلى پررنگ مى نویسد و قلم را زیاد فشار مى دهد
احتمالاً علاقه زیادى به مخالفت کردن با دیگران دارد؛ چرا که احساس قدرت واعتماد به نفس زیادى مى کند و دوست دارد روى دیگران اعمال نفوذ کند و به همین خاطر شخصیت افراد را درست درک نمى کند. 
 

 


کسانى که خیلى کمرنگ مى نویسند
احتمال این که فردى حساس و دلسوز باشند بسیار زیاداست و موقعیت دیگران را حتى بیشتر از خودشان درک مى کنند و این امکان نیز وجود دارد که قادر به اثبات حرف خودشان نباشند و خیلى راحت ضربه مى خورند و وقتى دیگران از آن ها انتقاد مى کنند خیلى سریع از موضع خودشان عقب نشینى مى کنند. 
 

 


کسانی که خیلى کند و آهسته مى نویسند
به سرعت قادر به نشان دادن عکس العمل نیست؛ این افراد احتمالاً به زمان بیشترى براى ابراز عقیده خود نیاز دارند. افرادى که آهسته مى نویسند از نظر خلق و خو اغلب اشخاصى ملاحظه کار و محتاط هستند و در نتیجه به زمان بیشترى براى فکر کردن و فهمیدن نیاز دارند و در ابراز احساساتشان هم کند هستند و اغلب دوست دارند هیچ تصمیمى نگیرند تا این که یک تصمیم غلط بگیرند. 
 

 


کسانی که دست خط تند و شتابزده اى دارند
احتمالاً افرادى کم حوصله هستند و از اتلاف وقت خسته مى شوند و از نظر خلق و خو بسیار لحظه اى هستند. سریع درک مى کنند و در نشان دادن رفتار و احساساتشان چندان پایدار نیستند و اغلب به دلیل شتابزدگى در تصمیم گیرى دچار لغزش و خطا شده و از این که در آرامش به حرف هاى دوستانشان گوش کنند خسته مى شوند. 
 

 


کسانی که دست خط ساده اى دارند و خیلى ابتدایى مى نویسند
در روابط با دیگران ترجیحاً واقع گرا و با تدبیر هستید و نمى توانید قبول کنید که گاهى باید با دیگران کنار بیایید و به آن ها توجه کنید و همچنین اطرافیان به ندرت از آن چه درون شما مى گذرد آگاهى پیدا مى کنند. 
  

 


کسانی که دست خطى زیبا و پررنگ و لعابى دارند
این امکان وجود دارد که گاهى به شدت رسمى برخورد کرده و خیلى مفصل و با علاقه درباره مسایل دلخواهتان حرف بزنند و این احتمال نیز وجود دارد که درخواسته ها و تمایلاتتان پرتوقع و رویایى باشند. 
  

 


اگر شما خود را داراى دست خط ریزى مى بینید و بسیار کوچک مى نویسید
احتمالاً شما توانایى هاى خود را دست کم مى گیرید و خودتان را از آن چه واقعاً هستید کمتر ارزیابى مى کنید و ممکن است گاهى تنگ نظر و خرده گیر باشید. 
 

 


اما اگر درشت مى نویسید
این احتمال وجود دارد که خودتان را زیادى بزرگ و مهم جلوه داده و گاهى بسیار با اعتماد به نفس و از موضع قدرت رفتار مى کنید. 
 

 


اگر کسى دست خط شکسته اى دارد و حروف را زوایه دار و شکسته مى نویسد
فردى بسیار با اراده مى باشد و در کارهایش حد وسط را قبول ندارد و به همین علت اهل سازش و مصالحه نیست و اغلب به همین خاطر که وسط را دوست ندارد از دیگران خسته مى شود و تصمیمى نمى گیرد چون دوست ندارد راه اشتباه را انتخاب کند. 
  

 


اگر فردى دست خط ملایم و کشیده اى دارد
آدمى چند بعدى است و مى تواند مشکلاتش را از زوایاى مختلف بررسى و درک کند. برایش تنوع مهم است و گاهى احساس مى کند استعدادهاى زیادى دارد و نمى تواند هیچ کدامشان را به درستى شکوفا کند. ممکن است فردى زود رنج باشد و به ندرت علیه برداشت ها و انتقادات دیگران از خود دفاع کند. 
  

 


اگر کلمات را در هم و فشرده مى نویسید
احتمالاً شما فرد راحتى نیستید و در جمع خودتان را کنارى مى کشید و مى خواهید کنترل خود را از دست ندهید. از برقرارى رابطه با دیگران خوشتان نمى آید و گاهى دوست ندارید خود را فردى خوش فکر نشان بدهید. اغلب بعد از دیگران ابراز عقیده مى کنید و عقیده خود را مى گویید واین به این علت است که قدرى محتاط هستید. 
  

 


کسى که کلمات را با فاصله و باز باز مى نویسد
خیلى راحت با دیگران رابطه برقرار کرده و خیلى ساده و بى تکلف و مستقیماً به دیگران نزدیک مى شود. گاهى به راحتى از کوره درمى رود و با این کار ممکن است به حریم شخصى دیگران تجاوز کند و این به این علت است که او ارزشى به خوددارى کردن و کنترل خود نمى دهد، اما انسانى کوشا و باطراوت است که سریع تصمیم گرفته و با کارهاى خود به دیگران خدمت مى کند .

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه یازدهم شهریور 1390 و ساعت 19:55 |

منابع کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی ، روانشناسی بالینی ، روانشناسی بالینی کودک و نوجوان، روانشناسی خانواده درمانی 

▪ متون تخصصی روانشناسی: ضریب ۲ 
۱) زبان تخصصی روانشناسی سید یحیی سید محمدی-انتشارات ارسباران 
۲) متون روانشناسی کیانوش هاشمیان 

▪ امار و روش تحقیق:ضریب ۱ 
۱) امارواحتمالات دکتر دلاور 
۲) روش تحقیق دلاور 
۳) روش تحقیق در علوم رفتاری (سرمد -حجازی -بازرگان) 
۴) امار دکتر هومن 
۵) پایه های پژوهش در علوم رفتاری هومن 
۶) استنباط اماری در پژوهش رفتاری هومن 
۷) مبانی نظری و عملی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی(دلاور) 
۸) روشهای اماری پاشا شریفی 

▪ علم النفس:ضریب ۱ 
۱) علم النفس از دید دانشمندان اسلامی (احدی و بنی جمالی) 
۲) علم النفس (ایروانی و صبحی) 
۳) علم النفس از دیدگاه دانشمندان اسلامی (دکتراحمدی) 
۴) روانشناسی شخصیت از دیدگاه اسلامی(احمدی) 

▪ روانشناسی عمومی:در عمومی ضریب ۲ و در سایر رشته ها صفر 
۱) زمینه روانشناسی هیلگاردجلد ۱و۲ تزجمه براهنی و همکاران 
۲) روانشناسی عمومی دکتر گنجی 

▪ روانشناسی رشد:ضریب ۲ 
۱) روانشناسی رشد ج ۱و۲ سید یحیی سید محمدی 
۲) روانشناسی رشد ژنتیک ج ۱و۲ محمود منصور 
۳) پیشگامان روانشناسی رشد(ویلیام سی کرین) 
۴) روانشناسی رشد وشخصیت کودک (پاول هنری ماسن ترجمه مهشید یاسایی) 
۵) روانشناسی رشد ج ۱و۲ لطف ابادی 
۶) روانشناسی رشد (جمعی از مولفان) 
۷) روانشناسی رشد(شعاری نژاد) 
۸) مفاهیم بنیادی در روانشناسی رشد کودک (احدی و بنی جمالی) 

▪ روانشناسی بالینی:در عمومی صفر ودر بالینی ۳ 
۱ روانشناسی بالینی (شریفی و شاملو) 
۲) روانشناسی بالینی(منصور ودادستان) 
۳) روانشناسی بالینی (حسین ازاد) 
۴) ازمونهای روانی (گنجی و براهنی) 
۵) روانشناسی بالینی (ترجمه فیروز بخت و وحید عرفانی) 

▪ روانشناسی مرضی و کودکان استثنایی:ضریب ۲ 
۱ ) روانشناسی مرضی ج ۱و۲ (ساراسون ترجمه نجاریان) 
۲) روانشناسی مرضی ج ۱و۲ (دادستان) 
۳) اسیب شناسی روانی ج ۱و۲ دیوید روزتهان و سلیگمن ترجمه سید محمدی 
۴) روانشناسی کودکان استثنایی (بهروز میلانی فر) 
۵) کودکان استثنایی (کافمن ترجمه نجاریان و جوادیان) 
۶) مقدمه ای بر روانشناسی و اموزش و پرورش کودکان استثنایی (افروز) 

▪ روانشناسی فیزیولوژیک وانگیزش و هیجان:ضریب ۱ 
۱) انگیزش و هیجان (سید محمدی) 
۲) انگیزش و هیجان (ادوارد موری ترجمه براهنی) 
۳) انگیزش و هیجان(خداپناهی) 
۴) انگیزش و هیجان(مارشال ریوترجمه سید محمدی) 
۵) روانشناسی فیزیولوژیک(خداپناهی) 
۶) روانشناسی فیزیولوژیک(ترجمه اردشیر ارضی و همکاران) 
۷) روانشناسی فیزیولوژیک(جیمز کالان ) 
۸) روانشناسی فیزیولوژیک(کارلسون ترجمه مهرداد پژمان)

منبع: سایت دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبایی


+ نوشته شده توسط رضا در جمعه یازدهم شهریور 1390 و ساعت 19:47 |
مهارتهای كنترل عصبانیت را بیاموزید تا استرس را در خود كاهش دهید. یكی از بزرگترین موانع در راه تحقق موفقیت شخصی و شغلی عصبانیت می‌باشد...

وقتی نمی‌توانیم عصبانیت خود را كنترل نماییم از چند جهت دچار آسیب می‌گردیم:
عصبانیت توانایی ما را برای خوشحالی از بین می‌برد  زیرا عصبانیت و خوشحالی در تضاد با یكدیگر هستند.

عصبانیت موجب خارج شدن روابط خانوادگی و دیگر روابط از مسیر صحیحشان می‌گردد.
عصبانیت موجب كاهش مهارتهای اجتماعی، سازش و مصالحه شده و دیگر روابط را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد.

عصبانیت به معنای از دست دادن كار است، زیرا روابط را نابود می‌كند.
همچنین عصبانیت به معنای شكست در كاری است كه در صورت عدم عصبانیت و داشتن خلقی نرمتر میتوان موفقیتی در پی داشت.

عصبانیت منجر به افزایش فشار و استرس می‌گردد (و این رابطه دو طرفه است، عصبانیت منجر به افزایش استرس و استرس موجب عصبانیت بیشتر است)
در هنگام عصبانی بودن ما دچار اشتباهات بسیاری می‌گردیم، زیرا پردازش اطلاعات در آن هنگام برای ما مشكل می‌باشد.

اكنون افراد از خطرات عصبانیت و نیاز برای مدیریت و كنترل آن با سوختن مهارتها و راهكارهای لازم آگاهی یافته‌اند. برای برخی از افراد مدیریت و كنترل عصبانیت آسان و راحت است.
مهارتهای كنترل عصبانیت را در خود رشد و توسعه دهید

افرادی كه كنترل عصبانیت در آنها سخت و دشوار است نیاز به برنامه‌ای برای كنترل عصبانیت دارند. نكات زیر، مسائل مهمی می‌باشند كه به شما در كنترل عصبانیت كمك می‌كنند. این نكات را به خاطر سپرده و به‌كار بندید.

 نكته اول :
این سوال را از خود بپرسید: «آیا این موضوع 10 سال دیگر هم برایم مهم است؟» به این وسیله می‌توانید مسئله را از دیدگاهی آرامتر بنگرید. 

 نكته دوم :
از خود بپرسید: «بدترین نتیجه مورد عصبانیت من چیست؟» اگر كسی در پای صندوق فروشگاه از شما سبقت گرفت، سپری كردن سه دقیقه بیشتر، مسئله‌ای آنچنان مهم نمی‌باشد.

نكته سوم :
 تصور كنید كه خود شما نیز همان كار (كاری كه موجب عصبانیتتان شده است) را انجام می‌دهید. با خود رو راست باشید. قبول كنید كه گاهی اوقات شما نیز جلوی یك راننده دیگر درمی‌آیید... بعضی مواقع این مسئله تصادفی است. آیا نسبت به خود نیز عصبانی می‌شوید؟ 

نكته چهارم : 
از خود بپرسید: «آیا طرف مقابل این كار را به‌طور عمدی نسبت به من انجام داده است؟» در بسیاری از مواقع متوجه خواهید شد كه این مسئله فقط در اثر بی‌دقتی و تعجیل رخ داده و كسی نمی‌خواسته شما را ناراحت كرده و بیازارد.

نكته پنجم :
سعی كنید قبل از گفتن هر كلامی تا عدد 10 بشمارید. انجام این كار رابطه مستقیمی با عصبانیت ندارد ولی می‌تواند صدمات ناشی از عصبانیت را به حداقل برساند. 

 نكته ششم :
 شمارش تا 10 را با روش‌های جدید و بهتر انجام دهید مثلا این كار را با یك تنفس عمیق بین هر شماره عملی سازید. تنفس عمیق - از دیافراگم - به افراد كمك می‌كند تا احساس راحتی كنند.

 نكته هفتم :
می‌توانید سرعت شمارش اعداد را كندتر سازید. مثل شمارش شیوه قدیمی، یك كشتی بخار، دو كشتی بخار و... شاید شمارش كشتی بخار زیاد خوشایند نباشد، به‌جای آن می‌توانید بشمارید: یك شكلات، دو شكلات و... یا هر چیز دیگری كه برای شما خوشایند و خنده‌دار باشد.

نكته هشتم :
تجربه‌ای آرامش‌بخش را تجسم نمایید. چشمانتان را ببندید و در ذهن خود سفر كنید. این كار را در مكان‌های امیدبخش و به دور از استرس انجام دهید.
 
+ نوشته شده توسط رضا در جمعه یازدهم شهریور 1390 و ساعت 19:37 |

لطفاً مرا درک کن

«اگر آنچه را که تو می‌خواهی نمی‌خواهم، لطفاً سعی نکن به من بگویی که آنچه که من می‌خواهم اشتباه است. یا اگر من اعتقادی متفاوت با اعتقاد تو دارم، حداقل پیش از آن که دیدگاه مرا تصحیح کنی کمی درنگ کن. یا اگر هیجانات من کمتر یا بیشتر از توست، سعی نکن از من بخواهی که احساس قوی‌تر یا ضعیف‌تری داشته باشم. من حداقل الان از تو نمی‌خواهم که مرا درک کنی. این کار وقتی امکان‌پذیر است که از تلاش برای تغییردادن من به شکل یک نسخه دیگر از خودت دست برداری.
من ممکن است همسر، فرزند، دوست یا همکار تو باشم. اگر اجازه دهی که من خواسته‌ها، هیجانات، اعتقادات و باورهای خودم را داشته باشم، آنگاه ممکن است یک روز در آینده متوجه شوی که من در اشتباه نبوده‌ام. بنابراین نخستین گام در درک من این است که مرا به حال خود بگذاری. منظورم این نیست که به روش من اعتقاد پیدا کنی بلکه می‌خواهم دیگر سرکشی‌های من ناراحت و آزرده‌ات نکند. و در تلاش برای درک من، برای تفاوت‌های من با خودت ارزش قائل شو و نه تنها به دنبال تغییر من نباش بلکه آن تفاوت‌ها را حفظ کن و حتی آن‌ها را پرورش بده.»

این‌ها بخشی از کتاب «لطفاً مرا درک کن» نوشته دیوید کِرسی در سال 1998 است.
آدم‌ها اساساً با یکدیگر متفاوتند. آن‌ها چیزهای مختلفی می‌خواهند و انگیزه‌ها، هدف‌ها، ارزش‌ها، نیازها، قابلیت‌ها، هوس‌ها و درخواست‌های متفاوتی دارند. همچنین اعتقادات، تفکر، شناخت، درک و باورهایشان متفاوت است. و البته نحوه عمل و ابراز هیجاناتشان نیز که بر آمده از خواسته‌ها و اعتقاداتشان می‌باشد، به شدّت با یکدیگر اختلاف دارد.
دیدن این اختلافات کار مشکلی نیست. و دقیقاً همین اختلاف و تنوع در رفتار و نگرش است که در همه ما یک واکنش مشترک را برمی‌انگیزد: با دیدن افراد دیگری که در پیرامونمان هستند و با ما تفاوت دارند چنین نتیجه‌گیری می‌کنیم که این تفاوت رفتار دیگران را عیب و نقص قلمداد کنیم. و وظیفه ما، حداقل در مورد نزدیکانمان، به نظر می‌رسد که تصحیح این عیب و نقص باشد. بنابراین، پروژه اصلی ما این خواهد شد که تمام نزدیکانمان را شکل خودمان بکنیم.
خوشبختانه، انجام این پروژه امکان‌پذیر نیست. تلاش برای قالب‌بندی دیگران به شکلی که ما می‌خواهیم، قبل از شروع به شکست می‌انجامد. مردم نمی‌توانند تغییر شکل دهند، فرقی نمی‌کند که خواست ما برای تغییر آن‌ها به چه اندازه و به چه طریق باشد. شکل و قالب هرکس، ذاتی، عمیق و تغییرناپذیر است. از مار بخواهید که خودش را ببلعد. درخواست از یک نفر که شکل و قالبش را تغییر دهد- یعنی به طرز دیگری فکر کند و چیزهای دیگری بخواهد- درخواستی غیرقابل اجراست زیرا برای تغییر طرز فکر و خواسته‌ها، چیزی که مورد نیاز است طرز فکر و خواسته‌هاست. بنابراین شکل و قالب فرد، خود به خود نمی‌تواند تغییر یابد.
البته برخی تغییرات امکان‌پذیر است امّا در واقع تغییر شکل‌دادن همان شکل و قالب اصلی است. اگر دندان‌های شیر را بکشید، آنچه به دست می‌آورید یک شیر بی‌دندان است نه یک گربه خانگی. تلاش‌های ما برای تغییردادن همسر، دوست یا دیگران ممکن است با موفقیت همراه باشد امّا حاصل کار، یک تغییر شکل ظاهری و سطحی است نه یک تبدیل واقعی.
اعتقاد بر این که مردم اساساً شبیه یکدیگرند ظاهراً محصول قرن بیستم است. این ایده احتمالاً با رشد مردم سالاری در دنیای غرب بی‌ارتباط نیست. اگر آدم‌ها با هم برابرند بنابراین باید شبیه همدیگر هم باشند. فروید اعتقاد داشت انگیزه اصلی همه آدم‌ها شهوت است و آنچه ظاهراً انگیزه متعالی‌تر به نظر می‌رسد نیز نوعی شهوت تغییر شکل یافته است. همکاران و پیروانش با او اختلاف نظر داشتند امّا اغلب آن‌ها ایده یک انگیزه منفرد را حفظ کردند. آدلر (1956) انگیزه همه آدم‌ها را جستجوی قدرت (و بعداً موقعیت اجتماعی) می‌دانست. سالیوان (1940) نیز همچون آدلر غریزه اصلی هر فرد را موقعیت اجتماعی مستحکم عنوان کرده است. و سرانجام هستی‌گرایان (اگزیستانسیالیست‌ها) مانند فروم (1941)، انسان را در جستجوی خویشتن می‌پنداشت. همه این‌ها یک غریزه اصلی را برای همه در نظر گرفته‌اند.
یونگ (1923) مخالف این بود. او می‌گفت که انسان‌ها حتی با وجودی که همه غرایز مشابهی دارند امّا اساساً با یکدیگر متفاوتند. هیچکدام از غریزه‌ها مهم‌تر از دیگری نیست. آنچه مهم است اولویت ما برای چگونگی «عمل» است و این اولویت، ویژگی و صفت‌خاصه هر فرد را تعیین می‌کند. یونگ مفهوم «سنخ‌های کارکردی» یا «سنخ‌های روان‌شناختی» را ابداع کرد. به نظر او دو نوع سازمان شخصیت وجود دارد: درون‌گرایی و برون‌گرایی. درون‌گراها بر دنیای درونی افکار، الهام‌ها، هیجانات و احساس‌ها تمرکز می‌کنند. برون‌گراها به دنیای خارج، افراد دیگر و مادیات توجه دارند. به عقیده یونگ، هر شخص ترکیبی از هر دو آن‌ها را دارد.
تقریباً در همان زمان، یک روان‌پزشک اروپایی دیگر به نام کرچمر (1925) گفت که تفاوت‌های اساسی در خلق و خوی افراد وجود دارد. او انسان‌ها را از نظر خلق و خو به دو گروه متضاد تقسیم‌بندی کرد: اسکیزوئید (درون‌نگر، مستعد خیال‌پردازی، از نظر هیجانی سرد، بی‌نیاز از دیگران و دوری‌گزین) و سیکلوئید یا ادواری (حالات متناوب افزایش و کاهش فعالیت روانی و حرکتی). گفته‌های کرچمر بسیار شبیه یونگ بود هر چند اصلاحات و تعبیراتی که به کار برده‌اند متفاوت است. نظریات یونگ و کرچمر از نظر تفاوت انسان‌ها تقریباً نادیده گرفته شد و آن‌ها که عقیده بر مشابهت انسان‌ها داشتند اکثریت مطلق را تشکیل می‌دادند.
تفاوت‌هایی که یونگ و کرچمر از آن صحبت می‌کردند از دیرباز شناخته شده بودند. برای مثال بقراط (460 قبل از میلاد) از چهار نوع خلق و خو در بین انسان‌ها صحبت کرده است: دَمَوی (خوش بین، امیدوار)، صفراوی (تحریک‌پذیر، حساس)، بلغمی (سردمزاج، چهره‌پف‌آلود) و مالیخولیائی یا سوداوی (انزواطلب، افکار و خیالات فراوان). از آن زمان تا کنون نیز بسیاری بر تفاوت‌های شخصیت و خلق و خو تاکید کرده‌اند که همگی نادیده گرفته شده است. به نظر می‌رسد که برای ما یک دلیل ذاتی و درونی وجود دارد که همه را شبیه به هم بدانیم. با وجودی که متفاوت دانستن مردم از یکدیگر دارای مزایای زیادی است، پس چرا از آن غفلت می‌کنیم؟
از دیگر کوشندگان این راه ایزابل مایرز (1962) بود که سنخ‌شناسی و طبقه‌بندی را وارد زندگی کرد. نظریه او در مورد تعیین نوع شخصیتی افراد، راه را برای این گونه پژوهش‌ها باز کرد. او با ابداع شاخص نوع شخصیتی مایرز- بریگز، ده‌ها سال پژوهش توسط موسسه پژوهشی «خدمات آزمون آموزشی» را امکان‌پذیر ساخت و نظریه «سنخ‌های کارکردی» یونگ را در دسترس افراد قرار داد.
فرض کنید انسان‌ها، همان گونه که یونگ و کرچمر اعتقاد داشتند، با یکدیگر تفاوت داشته باشند. در این صورت هنگامی که تفاوت‌های دیگران را عیب و نقص تلقی کنیم، رفتار خشونت‌آمیزی با آن‌ها در پیش می‌گیریم. در این فرایند عدم درک دیگران، ما توانایی خود برای پیش‌بینی کاری که آن‌ها انجام خواهند داد را نیز کنار می‌گذاریم.
خلاصه آن که تفاوت‌ها را به صورت عیب و نقص ندیدن، به مقدار زیادی کار نیاز دارد که هر فرد باید بر روی خود انجام دهد.

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه یازدهم شهریور 1390 و ساعت 19:23 |

پنج بعد مهم شخصیت

پژوهشگران پنج بعد اساسی برای شخصیت هر انسان در نظر می‌گیرند. مدارک و شواهد بسیاری برای درستی این نظریه ظرف 50 سال گذشته ارائه شده است. پژوهش در این زمینه ابتدا توسط فیسک (1949) آغاز شد و سپس از طریق پژوهشگران دیگری چون نورمن (1967)، اسمیت (1967)، گلدبرگ (1981) و مک‌کرا و کاستا (1987) توسعه یافت.
این پنج بعد، رده‌های گسترده خصیصه‌های شخصیت را تشکیل می‌دهند. با وجودی که مقالات بسیار زیادی در تأیید و پشتیبانی از این مدل پنج عامله برای شخصیت وجود دارد، امّا پژوهشگران بر سر نام دقیقی برای این ابعاد، اتفاق نظر ندارند. این پنج رده معمولاً با اسامی ز
بعد، رده‌های گسترده خصیصه‌های شخصیت را تشکیل می‌دهند. با وجودی که مقالات بسیار یر عنوان می‌شوند:

1- برون گرایی
این خصیصه شامل ویژگی‌هایی از قبیل تحریک‌پذیری، مردم آمیزی (میل به برقراری روابط بین فردی)، پرحرفی، اعتماد به نفس و ابراز هیجانات و احساسات به مقدار زیاد، می‌باشد.

2- خوشایندی (مقبولیت)
این بعد شخصیت شامل ویژگی‌هایی از قبیل اعتماد، نوع دوستی، احترام به خواست‌ها و نیازهای دیگران، مهربانی، محبت و سایر رفتارهای پسندیده اجتماعی می‌باشد.

3- وظیفه‌شناسی (وجدان)
ویژگی‌های متداول این بعد شخصیت شامل سطح بالای تفکر، به همراه کنترل مناسب واکنش‌ها و نیز رفتارهای هدفمند می‌باشد. کسانی که این بعد از شخصیت‌شان برجسته باشد، اهل سازماندهی و پرداختن به جزئیات کارها هستند.

4- تهییج‌پذیری
کسانی که این ویژگی در آن‌ها برجسته باشد، از نظر هیجانی بی‌ثبات، مضطرب، دمدمی‌مزاج، خجالتی و افسرده هستند.

5- آزاداندیشی
این خصیصه شامل ویژگی‌هایی از قبیل تخیل و بینش است و کسانی که این بعد شخصیت در آن‌ها قوی باشد معمولاً دارای علائق متنوعی می‌باشند.

این ابعاد نشانگر زمینه‌های گسترده شخصیت انسان هستند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که خصیصه‌هایی که در یک گروه قرار دارند معمولاً در بسیاری از افراد با همدیگر و به صورت توأم وجود دارند. برای مثال، افرادی که مردم آمیز هستند و میل زیادی به برقراری روابط بین فردی دارند، معمولاً پرحرف هم هستند. با وجود این، گاهی اوقات هم این ویژگی‌ها با هم وجود ندارند. شخصیت انسان بسیار پیچیده و متنوع است و هر فرد ممکن است رفتارهایی متناسب با چند بعد از ابعاد فوق از خود نشان دهد.

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه یازدهم شهریور 1390 و ساعت 19:18 |
روان‌شناسی بالینی چیست؟
روان‌شناسی بالینی با معاینه، تشخیص، درمان و جلوگیری از اختلالات ذهنی سروکار دارد. با وجودی که روان‌شناسان بالینی غالباً در مراکز درمانی و بهداشتی کار می‌کنند امّا پزشک نیستند و دارو تجویز نمی‌کنند. روان‌شناسی بالینی بزرگترین حوزه در بین حوزه‌های روان‌شناسی است.
روان‌شناسی بالینی خود دارای چند رشته  تخصصی است که از آن میان می‌توان به سلامت روانی کودکان، سلامت روانی بزرگسالان، اختلالات هیجانی، سوء مصرف دارو، ناتوانی‌های یادگیری و روان‌شناسی سلامت اشاره کرد.

2- روان‌شناسان بالینی چکار می‌کنند؟
روان‌شناسان بالینی غالباً در بیمارستان‌ها، بخش خصوصی یا نهادهای دانشگاهی کار می‌کنند. آن‌ها روش‌های عملی و رویکردهای نظری متعددی را فرا گرفته‌اند. برخی از آنان در درمان اختلالات خاصی تخصص دارند. درمان بعضی از جدّیترین اختلالات روانی از قبیل اسکیزوفرنی و افسردگی بر عهده  روان‌شناسان بالینی است.
روان‌شناسان بالینی علاوه بر کار کردن با بیماران، باید سابقه و پرونده  معاینه، تشخیص و اهداف درمانی بیمار را نگهداری کنند. این پرونده به پیگیری روند پیشرفت درمان کمک می‌کند.

3- روان‌شناسان بالینی به چه مدرکی نیاز دارند؟
هر چند برخی افراد با مدرک کارشناسی ارشد نیز به کار می‌پردازند امّا اغلب فرصت‌های شغلی نیازمند مدرک دکتری در روان‌شناسی بالینی می‌باشند. در برخی از دوره‌های تحصیلات تکمیلی روان‌شناسی بالینی، فارغ‌التحصیلان رشته‌های دیگر هم پذیرفته می‌شوند امّا غالباً توصیه می‌شود که دانشجویان قبل از شروع دوره  تحصیلات تکمیلی در روان‌شناسی بالینی، مدرک کارشناسی خود را در رشته  روان‌شناسی بگیرند.

4- رشته  روان‌شناسی بالینی برای چه کسانی مناسب است؟
روان‌شناسان بالینی نیاز به مهارت بسیار زیادی درارتباطات انسانی دارند. داشتن خلاقیت و ابتکار در انتخاب رویکردها و برنامه‌های درمانی نیز اهمیت بسزایی دارد.

5- مزایا
کمک به دیگران برای غلبه بر مشکلاتشان می‌تواند بسیار ارضاءکننده باشد.
نیازهای و چالش‌های متفاوت هر بیمار، روان‌شناس بالینی را وامی دارد که در جستجوی راه حل‌های ابتکاری و خلاقانه برآید.
امکان کار خصوصی وجود دارد.

6- معایب
احتمال فشار کاری زیاد به دلیل طبیعت و ماهیت دشوار درمان.
سروکار داشتن با بیماران پرتوقع، اهل جرو بحث و از نظر روانی ناپایدار.
صرف وقت زیاد برای هر بیمار.

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه یازدهم شهریور 1390 و ساعت 19:17 |


Powered By
BLOGFA.COM